کد مطلب
35384
تاریخ ارسال :
1405/04/20
نسخه
چاپی
«فارس» خطاب به مخالفان مذاکره و مذاکره کنندگان : نباید جای رزمنده و دشمن را اشتباه بگیریم
این مطالبه، مطالبهای طبیعی است؛ اما نباید یک نکته مهم را فراموش کنیم. در میدان جنگ، همه یک مأموریت ندارند. فرمانده، نیروی اطلاعات، دیپلمات، رزمنده و دیدهبان هر کدام وظیفهای متفاوت دارند. اگر هرکس از روی احساس، مأموریت دیگری را بر عهده بگیرد، آرایش جبهه به هم میریزد.
|
|
این روزها مردم ایران حق دارند خشمگین باشند. جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، شهادت رهبر، فرماندهان، دانشمندان و هموطنان عزیزمان و اظهارات گستاخانه ترامپ، احساسات جامعه را جریحهدار کرده است. از سوی دیگر، بسیاری نیز گلایه دارند که چرا مسئولان به اندازۀ کافی به جنگ رسانهای دشمن پاسخ نمیدهند و روشنگری لازم را انجام نمیدهند.
به گزارش بورس 24، این مطالبه، مطالبهای طبیعی است؛ اما نباید یک نکته مهم را فراموش کنیم. در میدان جنگ، همه یک مأموریت ندارند. فرمانده، نیروی اطلاعات، دیپلمات، رزمنده و دیدهبان هر کدام وظیفهای متفاوت دارند. اگر هرکس از روی احساس، مأموریت دیگری را بر عهده بگیرد، آرایش جبهه به هم میریزد.
دستگاه دیپلماسی و نهادهای امنیتی گاهی به دلیل ملاحظات عملیاتی، نمیتوانند همه واقعیتها را بیان کنند؛ چراکه دشمن نیز رسانهها را لحظهبهلحظه رصد میکند. حتی ممکن است در برخی موارد، ضعف رسانهای، تأخیر در اطلاعرسانی یا بیتوجهی مدیریتی نیز وجود داشته باشد. مسئولان معصوم نیستند و خطا در هر مجموعهای ممکن است رخ دهد.
اما حتی اگر چنین ضعفی وجود داشته باشد، راه اصلاح آن، توهین، تخریب و برهم زدن آرامش جبهه خودی نیست. این ضعف را میتوان و باید نقد کرد، اما نقد با اهانت و هیجانزدگی تفاوت دارد.دقیقاً همین نقطه، میدان جنگ شناختی است.
دشمن تلاش میکند خشم مردم را از خود منحرف کند و آن را متوجه مسئولان و نیروهای داخلی سازد. اگر بتواند میان مردم و مسئولانی که در خط مقدم دفاع از کشور قرار دارند شکاف ایجاد کند، بدون شلیک حتی یک گلوله به بخشی از هدف خود رسیده است.
امام راحل و رهبر شهید بارها بر صبر، بصیرت و حفظ وحدت تأکید کردهاند. تجربۀ برخورد با علی لاریجانی نیز نشان داد که گاهی فضای هیجانی، قضاوتهای نادرستی را رقم میزند و بعدها بسیاری از همان منتقدان از رفتار خود پشیمان میشوند.
امروز نیز افرادی مانند محمدباقر قالیباف و سیدعباس عراقچی، فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، در صف نخست دفاع از منافع ملی قرار دارند و در صورت هرگونه اقدام تروریستی یا جنگ، جزو نخستین اهداف دشمن خواهند بود. ممکن است درباره روشها نقد داشته باشیم، اما نباید جای رزمنده و دشمن را اشتباه بگیریم.
امروز مأموریت همۀ ما، شلیک موشک نیست؛ اما حفظ انسجام جبهه خودی، مقابله با شایعات، کنترل خشم و جلوگیری از دوقطبیسازی، بخشی از همین نبرد است.
در جنگ، رزمندۀ پشت لانچر اجازه ندارد از روی عصبانیت و بدون اطلاعات شلیک کند؛ چون ممکن است نیروهای خودی را هدف بگیرد. در جنگ شناختی نیز زبان، قلم و صفحه تلفن همراه ما همان لانچر است. هر جملهای که از روی خشم و بدون دقت منتشر شود، اگر جبهه خودی را تضعیف کند، خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی کرده است.
خشم مردم سرمایهای ارزشمند است؛ اما این سرمایه باید دقیقاً به سمت دشمن اصلی نشانه برود، نه به سوی کسانی که با همه ضعفها و اختلافنظرها، در خط مقدم دفاع از ایران ایستادهاند. از همین رو، اگر نقدی هم داریم، باید مسئولانه، منصفانه و در جهت اصلاح باشد، نه به گونهای که آرایش جبهه خودی را بر هم بزند و دشمن را به هدفش نزدیکتر کند.
در پایان، نباید «دیپلماسی در میدان نبرد» و «اعتماد به دشمن» را با هم خلط کرد. مسئولان کشور بارها تأکید کردهاند که اگر مذاکرهای هم صورت گیرد، آن را بخشی از مدیریت میدان و «مذاکره در شرایط جنگ» میدانند، نه مذاکرهای از جنس اعتماد، سازش یا رابطه برد ـ برد با دشمن.
متأسفانه برخی اظهارنظرهای نسنجیده از سوی بعضی جریانهای سیاسی که عقبنشینی و امتیازدهی را راهحل نهایی مشکلات معرفی میکنند، این دو مفهوم را در ذهن افکار عمومی درهم آمیخته و زمینه سوءبرداشت را فراهم کرده است.
درحالی که هم آموزههای قرآن کریم و هم تجربه تاریخی ملت ایران به ما میآموزد که به دشمن نباید اعتماد کرد و گرههای اساسی کشور با تکیه بر اراده و توان داخلی گشوده میشود، نه با امید بستن به وعدههای دشمن.
|