5:40 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 

رواج شارلاتانیسم سیاسی در کرمانشاه...

اینکه رسانه با همه ی محدودیت هایی که در بیان مطالبات وجود دارد آزاد نباشد حتی مطالباتی حداقلی را طرح نماید و اگر طرح نمود به انحای مختلف در مظان اتهام و تخریب قرارگیرد امری قرون وسطایی !! است. از آن قرون وسطایی تر واکنش همان فعالان سیاسی - اجتماعی!! شارلاتان مآبی است که پس از فضای نسبتا باز سیاسی چند ساله ی اخیر، درصدد نزدیک کردن تحمیلی و جبری خود به برخی افراد و کانون های قدرت هستند و برای کسب منافع شخصی، از یک سو با فریبکاری و عوامفریبی، جایگاه و نقش خود را برجسته می کنند ..
========================================
پنجم ) شارلاتان ها کیستند و چه کاره اند؟ آن ها فریبکاران، دروغگویان، عوامفریبان و در یک تعریف،" قالتاق" هایی بالفطره هستند که خود را ورای آن چه که باید به جامعه می نمایانند.آن ها می توانند با بزرگنمایی خود و توانایی ها و جایگاه شان،ژست های مصلحانه یا خیرخواهانه بگیرند، خود را بزرگ و متصل به صاحبان قدرت جلوه دهند و خیرخواه عموم معرفی کنند اما در واقع در اندیشه ی موقعیت شخصی و مطامع خود باشند.
چهارم ) در مواجهه با مسؤولان، مدیران و عملکردهای شان دو رویکرد متفاوت می توان داشت: یا خیرعمومی را محور قرار داد و کنش ها و واکنش ها را بنابر آن اتخاذ نمود یا مصالح شخصی را در نظر و بر اساس آن تصمیم گرفت. تشخیص حدود و ثغور میان این دو، سخت و البته غیرشفاف است. یک شارلاتان کاربلد می تواند با فریبکاری، مطالبه هایی شخصی و محفلی خودش را در لایه هایی از مصلحت عمومی بپیچد و با توسل به آن نتیجه ی شخصی مطلوبش را کسب کند.
سوم ) سیاست عرصه ای ورای این اموری است که در کرمانشاه می گذرد اما چه باید کرد که حضور پررنگ و پر سر و صدا و البته سطحی و بی محتوای عده ای با عنوان " فعال سیاسی-اجتماعی " بخشی از واقعیت های تلخ فضای سیاسی کرمانشاه است.
در سطح کلان اگر رییس جمهوری، وزیر یا وکیلی تصمیمی می گیرد، حرفی می زند یا عملکردی درست یا نادرست دارد یا "علوی تبار" و "حجاریان" و "اصغرزاده" و "عبدا... ناصری" و "عباس عبدی" از جناح چپ هستند که آن را تحلیل و تبیین می کنند یا "امیرمحبیان" و "عباس سلیمی نمین" و نهایت اش "حسین شریعتمداری" در جناح راست. می توان از میان تفسیرهای آنها چیزی به سیاست افزود، حتی از میان توهم توطئه ها و دشمن تراشی های پی در پی شریعتمداری.
از میان همه ی نطق کردن ها و تئوری بافی ها و سطحی نگری های خودشیفتگانی که بنا بر خصائل نارسیسمی خود عکس یادگاری با فلان نماینده ی مجلس یا حضور در هیئت همراه بهمان مدیرکل را به مثابه فتح الفتوحی سیاسی می دانند و بنابر آن در عرصه های سیاسی و اجتماعی کرمانشاه در حال غور و سیر هستند چه چیزی به سیاست و اجتماع کرمانشاه افزوده خواهد شد؟!
گزاف اندیشی است اگر انتظار داشته باشیم دانش و سواد سیاسی آنها و تآثیرات شان بر معادلات سیاسی همچون "صادق زیباکلام" و علوی تبار و امیرمحبیان باشد اما آگاهی آنها به مبانی اولیه امر سیاست و چارچوب های آن و خیرعمومی لازم به نظر می رسد. شاید اگر آنها به چنین ویژگی هایی مجهز می بودند دیگر همچون آقای " دوربینی " دلخوش به ژست های همراهی با نمایندگان مجلس و حضور در نشست های مدیران کل و انتشار آن نبودند یا مانند " بزن بهادرهای" کوچه بازاری قائل به هر جار و جنجال و غداره کشی ولو مجازی برای نیل به اهداف خود نبودند.
دوم ) در هفته ی گذشته انتقاد برخی از مطبوعات کرمانشاه نسبت به سوء عملکرد مدیران در مرگ چندتن ازکودکان سرمازده ی مناطق زلزله زده از سرمقاله غرب با عنوان " استعفی، یستعفی، استعفا" آغاز شد و با تیتر اصلی " استعفا، رستگاری بازوند" در روزنامه " نقدحال" ادامه یافت.
جدای از درستی یا نادرستی این مطالبات، اما واکنش شتابزده ی حامیان این مدیران و تخطئه ی رسانه های منتقد قابل تآمل است. اینکه رسانه با همه ی محدودیت هایی که در بیان مطالبات وجود دارد آزاد نباشد حتی مطالباتی حداقلی را طرح نماید و اگر طرح نمود به انحای مختلف در مظان اتهام و تخریب قرارگیرد امری قرون وسطایی !! است. از آن قرون وسطایی تر واکنش همان فعالان سیاسی - اجتماعی!! شارلاتان مآبی است که پس از فضای نسبتا باز سیاسی چند ساله ی اخیر، درصدد نزدیک کردن تحمیلی و جبری خود به برخی افراد و کانون های قدرت هستند و برای کسب منافع شخصی، از یک سو با فریبکاری و عوامفریبی، جایگاه و نقش خود را برجسته می کنند و از سوی دیگر با صحه گذاشتن بر ناکارآمدی ها و اشتباهات مدیران، همواره در نقش حامیان قدرت ظاهر می شوند.
نکته ی مبهم، رویکرد مسؤولان و مدیران در قبال آنهاست؛ اینکه برخی مدیران شهری و مسؤولان استانی در عین آگاهی از چنین ویژگی ها و رویه هایی، آنها را به رسمیت می شناسند.
جلسات مشترک و همکاری با چنین پدیده های فاقد صلاحیت، ناتوان و بیسواد و عدم بهره گیری از صدها صاحب ایده و نخبه ی موجود بسیار مضحک است.
شگفتی آور است که حلقه های پیرامونی شهردار کرمانشاه و مدافعان ایشان بعضا متشکل از چنین افرادی است و حیرت انگیز است که استانداری کرمانشاه بعضا جولانگاه کسانی گشته است که در صحنه ی سیاسی استان چهره هایی شناخته شده هستند!
اول ) عامل اصلی در بروز و حضور پررنگ شارلانیسم سیاسی، نبود رسانه های رسمی مستقل و به ویژه احزاب است، وجود احزابی با کارکردهای حقیقی و تعریف شده می تواند نقش ها را مشخص و جایگاه ها و توانایی ها را ساختارمند کند. دیگر کسی نمی تواند به آسانی و تعریف نشده و به صرف فعالیت در ستادهای انتخاباتی یابابک, [07.02.18 00:57]
رواج شارلاتانیسم سیاسی در کرمانشاه...
پنجم ) شارلاتان ها کیستند و چه کاره اند؟ آن ها فریبکاران، دروغگویان، عوامفریبان و در یک تعریف،" قالتاق" هایی بالفطره هستند که خود را ورای آن چه که باید به جامعه می نمایانند.آن ها می توانند با بزرگنمایی خود و توانایی ها و جایگاه شان،ژست های مصلحانه یا خیرخواهانه بگیرند، خود را بزرگ و متصل به صاحبان قدرت جلوه دهند و خیرخواه عموم معرفی کنند اما در واقع در اندیشه ی موقعیت شخصی و مطامع خود باشند.
چهارم ) در مواجهه با مسؤولان، مدیران و عملکردهای شان دو رویکرد متفاوت می توان داشت: یا خیرعمومی را محور قرار داد و کنش ها و واکنش ها را بنابر آن اتخاذ نمود یا مصالح شخصی را در نظر و بر اساس آن تصمیم گرفت. تشخیص حدود و ثغور میان این دو، سخت و البته غیرشفاف است. یک شارلاتان کاربلد می تواند با فریبکاری، مطالبه هایی شخصی و محفلی خودش را در لایه هایی از مصلحت عمومی بپیچد و با توسل به آن نتیجه ی شخصی مطلوبش را کسب کند.
سوم ) سیاست عرصه ای ورای این اموری است که در کرمانشاه می گذرد اما چه باید کرد که حضور پررنگ و پر سر و صدا و البته سطحی و بی محتوای عده ای با عنوان " فعال سیاسی-اجتماعی " بخشی از واقعیت های تلخ فضای سیاسی کرمانشاه است.
در سطح کلان اگر رییس جمهوری، وزیر یا وکیلی تصمیمی می گیرد، حرفی می زند یا عملکردی درست یا نادرست دارد یا "علوی تبار" و "حجاریان" و "اصغرزاده" و "عبدا... ناصری" و "عباس عبدی" از جناح چپ هستند که آن را تحلیل و تبیین می کنند یا "امیرمحبیان" و "عباس سلیمی نمین" و نهایت اش "حسین شریعتمداری" در جناح راست. می توان از میان تفسیرهای آنها چیزی به سیاست افزود، حتی از میان توهم توطئه ها و دشمن تراشی های پی در پی شریعتمداری.
از میان همه ی نطق کردن ها و تئوری بافی ها و سطحی نگری های خودشیفتگانی که بنا بر خصائل نارسیسمی خود عکس یادگاری با فلان نماینده ی مجلس یا حضور در هیئت همراه بهمان مدیرکل را به مثابه فتح الفتوحی سیاسی می دانند و بنابر آن در عرصه های سیاسی و اجتماعی کرمانشاه در حال غور و سیر هستند چه چیزی به سیاست و اجتماع کرمانشاه افزوده خواهد شد؟!
گزاف اندیشی است اگر انتظار داشته باشیم دانش و سواد سیاسی آنها و تآثیرات شان بر معادلات سیاسی همچون "صادق زیباکلام" و علوی تبار و امیرمحبیان باشد اما آگاهی آنها به مبانی اولیه امر سیاست و چارچوب های آن و خیرعمومی لازم به نظر می رسد. شاید اگر آنها به چنین ویژگی هایی مجهز می بودند دیگر همچون آقای " دوربینی " دلخوش به ژست های همراهی با نمایندگان مجلس و حضور در نشست های مدیران کل و انتشار آن نبودند یا مانند " بزن بهادرهای" کوچه بازاری قائل به هر جار و جنجال و غداره کشی ولو مجازی برای نیل به اهداف خود نبودند.
دوم ) در هفته ی گذشته انتقاد برخی از مطبوعات کرمانشاه نسبت به سوء عملکرد مدیران در مرگ چندتن ازکودکان سرمازده ی مناطق زلزله زده از سرمقاله غرب با عنوان " استعفی، یستعفی، استعفا" آغاز شد و با تیتر اصلی " استعفا، رستگاری بازوند" در روزنامه " نقدحال" ادامه یافت.
جدای از درستی یا نادرستی این مطالبات، اما واکنش شتابزده ی حامیان این مدیران و تخطئه ی رسانه های منتقد قابل تآمل است. اینکه رسانه با همه ی محدودیت هایی که در بیان مطالبات وجود دارد آزاد نباشد حتی مطالباتی حداقلی را طرح نماید و اگر طرح نمود به انحای مختلف در مظان اتهام و تخریب قرارگیرد امری قرون وسطایی !! است.
کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب