6:36 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 

افتضاحات یک مدیریت ملوک الطوایفی

بعید است حتی یک شهروند کرمانشاهی انتظارش از مدیریت شهری کرمانشاه این باشد که شهرهایی همچون اصفهان و شیراز و تبریز یا همین همسایگان مان؛ همدان و سنندج را برای شان رقم بزنند! اگرچه همواره بر ذهن ها و زبان ها جاری و ساری است که به اندازه ی شیراز و اصفهان، پتانسیل تاریخی و اقتصادی و مانند همدان و سنندج، یکدستی فرهنگی و همچون تبریز و امثالهم باورهای عمیق ناسیونالیستی نداریم اما عدم تحقق ابتدایی ترین حقوق شهروندی و نادیده گرفتن بدیهی ترین تکالیف و وظایف از سوی مدیران شهری، خط و ربط آنچنانی به این توجیهات خودساخته ندارد.شهروندان کرمانشاه نه بسان هر شهر دیگری که ذکرشان رفت، توقع یک شهربازی مدرن، یک باغ وحش پرجاذبه و یک مجتمع آبی هیجان انگیز را دارند و نه انتظار یک فضای فرهنگی بمعنای واقعی را. برای کرمانشاهیان همین باغ گلهای هنوز نشکفته ی کمربندی غربی، همین سه، چهارپل غیرمسطح در بوق و کرنا کرده ی همواره به رخ مان کشیده شده و همین درختان سیمانی سربرآورده ی منوریل قدیم و قطار سبک شهری فعلی کفایت می کند.
شهروند کرمانشاهی نه بازاری مانند بازار وکیل شیراز را می خواهد و نه میدان پرگردشگر و پولسازی همچون نصف جهان اصفهان را. ایل گلی تبریز و بازار سعدالسلطنه ی قزوین و قس علیهذا نیز پیشکش اما وجود " نوبهار پلازا " ی فاقد پارکینگ منتسب به شهردار و ده ها نوبهارپلازای دیگر که حجم سرسام آور ترافیک و بوق و خودرو و فشارروانی را آوار شهروندان می کنند نیز خیانت بزرگی است به آنها. شهروندان کرمانشاه شاید بمانند هر شهر دیگری پیاده راه های باهویت نشاط انگیز نخواهند اما پل های عابرپیاده ی مستهلک از ریخت افتاده ی همیشه از کارافتاده نیز حق آنها نیست مگر آنکه کسانی باشند که بخواهند و البته بتوانند چنین حقوق بدیهی و کوچکی را از آنها سلب کنند. مدیریت شهری کرمانشاه دقیقا خالق چنین موقعیتی برای شهروندان اش است؛ یک سلب کننده ی تمام عیار بدیهی ترین حقوق شهروندان.
تآمل و یادآوری آنچه به بهانه ی ایام نوروز در سطح شهر شاهد آن بوده و هستیم نمونه هایی ملموس و عینی از اجحاف ها و خیانت هایی است که بر شهروندان روا می شود؛ یک شهر مغشوش، فاقد هویت و بدون جلوه های بصری و کاربردی جذاب و اصیل.
شهر کرمانشاه در ایام نوروز مانند یک فرد روستایی تازه به شهر آمده بود که بمناسبت سال نو، کت و شلوار جگری رنگ راه راه با یک پیراهن نارنجی جیغ و یک جفت کفش آدیداس سفید با خطوط آبی می پوشد! و البته با تبختری خاص شکم فربه اش را هم جلو می دهد که بیشتر و بهتر دیده شود! آیا فضای شهری کرمانشاه در آن روزهای نوروز و البته در این آثار بجا مانده از آن، جز نونوار شدنی نابسامان و نامآنوس به شیوه ی آن فرد روستایی شاهد چیز دیگری بود؟!
آیا جداول به لحظه رنگ شده، المان های یک شبه ساخته و ظاهرشده و مبلمان بی کاربرد و بی فایده چیزی جز یک ماستمالی گسترده، بی هویت و البته پراکنده در شهر بود؟
پراکندگی و از هم گسیختگی بدان جهت که به وضوح، فقدان یک مدیریت متمرکز و یک اراده ی غیرهدفمند در آن مشهود است؛ کافی است از یک منطقه ی شهر به منطقه ای دیگر وارد شوید تا عمق از هم گسیختگی را متوجه شوید، چیزی که نتیجه ی یک مدیریت ملوک الطوایفی در شهر است؛ مدیریتی که بسترساز می شود تا شهردار هر منطقه آن منطقه را چون مستعمره ی خود و ملک طلق خود تصور کند که می تواند در آن بی هیچ برنامه و راهکار و نظارتی، ساز ناکوک خودش را بزند و نوای دلخراش خودش را بنوازد. طبیعتا ثمره ی این مدیریت ملوک الطوایفی، شهری چندپاره، مغشوش، دلزده و بی هویت می شود.
هویت هر شهر برگرفته از فرهنگ و هنر و عرف و آداب آن شهر و منطقه است و فضاهای شهری و زیباسازی نیز ناشی از این هویت تعریف شده. یک فضای شهری با هویت باید پر از رنگ و المان و مبلمان و نقاشی دیواری و حتی آبخوری و صندلی و نیمکتی باشد که بداعت و خلاقیت آنها شهروندان را جذب خود کند، موجب انبساط خاطر و رفاه شان شود، برای شان آسایش و آرامش ذهنی و روانی به ارمغان آورد و آنها را با مؤلفه های فرهنگی و هنری آن شهر و آن منطقه آشتی دهد. آیا شهرداری کرمانشاه در کسب دستاوردهایی اینچنینی موفق بوده است؟ پاسخ منفی است.
نبود یک مدیریت متمرکز که با پشتوانه ی ساعت ها مطالعه و بررسی اتاق های فکر و با بکارگیری هنرمندان و شهرسازان و معماران و مبتکران بتواند ساختار منسجم و برنامه ریزی مدون را به مجموعه مدیریتی شهر تزریق کند نگذاشته است که نمود بدیع، متفاوت یا حائز توجهی را در کرمانشاه شاهد باشیم. همه ی تصمیمات و برنامه ها چندپاره و در عین حال قائم بفرد است؛ یک پارادوکس عجیب! برای همین است که در نوروز امسال به یمن برکت یک خواننده بازیگر در شورای شهر،شاهد برنامه های دیگر کلیشه ای شده ی رقص و ساز کردی هستیم و سال گذشته به لطف یک عضو شورای علاقمند به ورزش در پی پیاده روی های فرمالیته خانوادگی در ایام نوروز بودیم.
آن یکی شهردار، جدول خیابان های منطقه اش را یک در میان، به رنگ گلبه ای یواش!! و زرشکی غلیظ !! مزین می کند و شهردار منطقه ای دیگر بلوک های سیمانی، بر فراز پارک شیرین را با جادوی فرچه و رنگ به تمثال یک پروانه ی بال گشوه منقش می نماید.
چه خوب که در میانه ی همه ی این ابتکارات و بدایع منحصربفرد رییس شورای شهر کرمانشاه جناب رسول آزادی با مناعت طبع و سرشار از ذوق و قریحه !! در نطقی که برگرفته از محفوظات هنری و دانش شهرسازی و عمران و زیباسازی ایشان و ایضا ناشی از خبرگی شان در امر فرهنگ و هنر !! است از شهردار کرمانشاه بواسطه ی اقدامات فوق العاده شان در نوروز امسال نهایت تقدیر و امتنان را بعمل می آورند.
نوشته : بابک صادقی سردبیر هفته نامه غرب و قائم مقام دبیرکل حزب توسعه کرمانشاه
کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب