8:16 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 

ططری اسطوره فراموش ناشدنی

در روزگار قحطی مردی و انسانیت و غلبه نفس و انانیت و رواج پلشتی و پلیدی و تقدیس مادیات و نفسیات و صدرنشینی و قدر بینی دروغ و تزویر و ریاکاری و رباخواری و..... بر ساحت جامعه امروز وجود مردانی مثل ططری غنیمتی بود پرقیمت که تا قیام قیامت شاید به تعدادی معدود ظهور و بروز کنند .مردی که برای جلوس بر صندلی پارلمان در گوهری وجود خود را به پای خوکان ثروت و قدرت نریخت ، دست هیچ خان و خان زاده و شیخ و سید و آیت الله و حجت الاسلامی را نبوسید.، وامدار هیچ حزب و گروه و دسته و جناحی نبود به بهانه سالگرد کوچ زودهنگام او

گفته اند که در مورد افراد سفر کرده عبارت کوچ ناهنگام ، جنت مکان و خلد آشیان و از این دست عبارات را بکار نبریم زیرا دخالت در کار حضرت حق محسوب می شود زیرا اوست که تعیین می کند هنگام یا زودهنگام بودن مرگ هرکسی چه زمانی است؟ و اصلا بشر ضعیف چکاره است که تعیین کند فلان فرد حتما به جنت می رود و خلد آشیان است ؟ مگر خدا خود قسیم النار و الجنه نیست و در دعای جوشن کبیر نمی خوانیم یا قاسم و یا مقسم ؟ و حق تعالی از روز اول خلقت بنی آدم روز مرگ او را هم تعیین کرده است که ما جماعت بنی آدم از آن غافلیم و مرگی را زودهنگام یا جوانی را ناکام می دانیم اما می توانیم به قول حضرت مولانا فریاد برآریم که :
گفت کسی خواجه سنایی بمرد
مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد


اگر در ابتدای مطلب نیز عبارت کوچ ناهنگام را برای اسطوره مردی و مردانگی زنده یاد اسماعیل ططری بکار برده ایم غیرمنتظره و ناهنگام بودن برای ما خاکیان است نه برای افلاکیانی مثل آن مرد گرانسنگ و نادره دوران که در اوایل آمرداد 1389 روح بزرگش قفس تنگ این دنیای خاکی را شکست و از فرش به عرش پرکشید. گاهی وقتها یک روح آنقدر بزرگ است که قفس دنیا گنجایش آن را ندارد به قول ملاصدرای شیراز : جان عزم رحیل کرد گفتم که مرو گفت که چه کنم؟ خانه فرود می آید
به تعبیر فلاسفه روح انسانهای به کمال رسیده دیگر نیازی به دنیا پیدا نمی کند لذا آن را رها می نماید مثل میوه که وقتی خوب برسد از درخت جدا می شود و انسانهای بزرگ کسانی هستند که پخته خود را از رحم دنیا خارج می نمایند و حاج اسماعیل ططری عزیز از این دسته اوتاد و احرار بود که به تعبیر عطاء مهاجرانی لندن نشین اسطوره ای از اسطورهای شاهنامه فردوسی بزرگ بود که در عصر ما از شاهنامه بیرون پریده بود.
در روزگار قحطی مردی و انسانیت و غلبه نفس و انانیت و رواج پلشتی و پلیدی و تقدیس مادیات و نفسیات و صدرنشینی و قدر بینی دروغ و تزویر و ریاکاری و رباخواری و..... بر ساحت جامعه امروز وجود مردانی مثل ططری غنیمتی بود پرقیمت که تا قیام قیامت شاید به تعدادی معدود ظهور و بروز کنند . مردی که برای جلوس بر صندلی پارلمان در گوهری وجود خود را به پای خوکان ثروت و قدرت نریخت ، دست هیچ خان و خان زاده و شیخ و سید و آیت الله و حجت الاسلامی را نبوسید.، وامدار هیچ حزب و گروه و دسته و جناحی نبود زیرا به قول قاسم شعله سعدی (نماینده آن زمان شیراز ططری) خودش به تنهایی یک حزب بود , غیرحزبی بود اما پوپولیست نبود ، اگر الفبای اولیه پوپولیسم و عوامگرایی و موج سالاری و موج سواری فریب و دغل است و ریاکاری همچون معجزه هزاره سوم ! اما ساحت ططری مبرا بود از دغلکاری و بدلکاری و این قبیل رذائل که در ذات هر پوپولیسمی وجود دارد . اتفاقا این صداقت او بود که صراحت و شجاعت و شهامت را در وجودش فوران می ساخت . امروز می بینید از جناحین اصولگرا و اصلاح طلب هرکسی دیگری را افشاء می کند و در نهایت در کافه ای و ویلایی می نشینند و معامله ای می کنند که به مصالحه و آتش بس طرفین ختم می شود اما امثال ططری چه چیزی داشتند که افشاء شود؟ چه اندوخته ای و حساب بانکی در سوئیس و بلاد کفر داشتند که بر سر آن معامله و مصالحه کند؟ اویی که حتی خرج دفن کفن ش هم از مقدار درآمد کشاورزی قطعه زمین روستایش تامین گردید ! خیلی دیانت می خواهد فردی همچون او در مجلس ششم برعکس همکارش عباسعلی خان اللهیاری از گزند شهرام جزایری و رشوت های میلیونی او ( آن زمان رقم میلیون هنوز آبرویی داشت ) مصون بماند و. یا هنگامی که به وزارت پرپول و ثروت نفت می رود در ته مانده حسابش سه میلیون تومان باشد !براستی در زمانه ما در بین مدیران و نمایندگان دوتابعیتی و دو زیستی و ژن های خوب آنان در دانشگاههای کانادا و استرالیا و آمریکا و در مدیریت انواع و اقسام شرکتها و شستا و نفتا و حسابهای میلیاردی با ماشین های لکسوس و پورشه با میهمانی های آنچنانی در ویلاهای لواسان و کن و سولقان و رودهن و بومهن تا سراسر شمال این کشور چند بزرگمرد را چون ططری پیدا می کنید که براحتی از این ذخارف دنیوی بگذرد و عاقبت خیر شود و نامش بماند تا نامی شود؟ ارزش ططری و ططری ها که قلیل من الآخرین هستند بیشتر در اینجاست که نمایان می شود و باید جزو نوادر روزگار و نادره دوران از آنهایاد کرد. یادش پاینده باد
کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب