برای حل مشکلات کشور یکی از اولین کارها، انسجام درونی دستگاهها است
- در مقابل مشکلات، حالا ما چهکار باید بکنیم؟ یکی از اولین کارهایی که باید انجام بگیرد انسجام درونی دستگاهها است. دستگاههای گوناگون، هم دستگاههای داخل قوه مجریه باید بهطور کامل به هم متصل باشند، همکاری کنند، هم سه قوه در کنار هم، و نیروهای مسلح در کنار اینها با هم همکاری کنند؛ انسجام، شرط اول: انسجام.
- اگر بخواهیم کارها پیش برود باید این انسجام به معنای واقعی کلمه اتفاق بیفتد. خب خوشبختانه امروز تا حدود زیادی اینجوری هست در سطوح بالا اینجوری است. باید در بدنه و سطوح پایین هم همین انسجام، همین همکاری وجود داشته باشد.
در مسائل اقتصادی یکی از اساسیترین کارها اصلاح نظام ارزی کشور وتقویت پول ملی است
- یکی از موضوعات مهم مربوط به اقتصاد، اصلاح نظام ارزی کشور است، در درجه اول تقویت پول ملی است. حالا سیاستش، برنامهاش، کیفیت کار را متخصصین باید انتخاب کنند. پول ملی باید تقویت بشود، این هم در واقعیت زندگی مردم اثر دارد، هم در آبروی کشور اثر دارد.
حتی اگر چنانچه مثلاً میگویند یک فرمولی وجود دارد که اگر عمل کنیم، تورم میآید پایین حتی تکرقمی ممکن است بشود؛ اما قیمت ارز میرود فلان قدر میشود، این درست نیست. برای خاطر اینکه اگر پول ملی با بالا رفتن قیمت ارز، ارزشش کاسته شد، تورم هر چه هم پایین باشد، این پول، قیمتی ندارد، قدرت خرید برای مردم فقیر و ضعیف به وجود نمیآید. اگر میخواهید قدرت خرید برای مردم بالا برود، به پول ملی باید اهتمام ورزیده بشود. یکی از اساسیترین کارها این است.
یکی از خطرناکترین مسائل در مدیریتها، عدم تصمیمگیری و ترکفعل است
- بعضی از مدیران ما، متأسفانه دیده شده، فکر میکنند که بیخطرترین کار، تصمیم نگرفتن است چون تصمیمگیری احتمال اشتباه و خطر و بعد، یقهگیری و مچگیری و اینچیزها دارد دیگر، پس کار بیخطر این است که انسان تصمیم نگیرد؛ این جزو خطرناکترین فکرهاست.
- اینکه ما تصور بکنیم برای آسودگی خیالمان، خیلی حرص نزنیم، جوش نزنیم، دنبال کار نرویم، حالا شد، شد. خدای متعال از ترک فعلها هم سؤال میکند. سؤال الهی فقط مربوط به فعل نیست، مربوط به ترک فعل هم هست.
یکی از مسائل مهم برای حل مشکلات اقتصادی لزوم سرعت عمل در تصمیمگیری و اقدام است
- یک نکته مهم دیگری که در کارهای ما از جمله در مسئلهی اقتصاد تأثیر اساسی دارد، سرعت عمل است. ما بطیء حرکت میکنیم، کُند کار میکنیم، یک فکر سازندهای به ذهنمان میرسد که باید عمل بشود، فرض کنید مثلاً مسیر شمال - جنوب از باب مثال، از وقتی که این فکر به ذهن ما میرسد، تا وقتی که تصمیم میگیریم این کار را انجام بدهیم، فاصلهی زیادی به وجود میآید. در حالی که گاهی اوقات این فاصله میتواند به یکدهم تقلیل پیدا کند.
- دیر تصمیم میگیریم، بعد که تصمیم گرفتیم، تا شروع میکنیم به اجرا، باز فاصله به وجود میآید. خب تصمیم گرفتیم، عمل کنید دیگر. وقتی که فهمیدیم، تصمیم گرفتیم، دانستیم که این کار باید انجام بگیرد بلافاصله شروع کنیم به عمل، بعد که شروع میکنیم به عمل، تا گرفتن نتایج فاصله به وجود میآید. علت این هم عمدتاً عدم پیگیری است، عمدتاً این است.
- یکی از توصیههایی که این بنده غالباً به مسئولین محترم، مدیران محترم، رؤسای محترم جمهور در این سالها داشتم همین است، پیگیری کنند کارها را. شما یک تصمیمی میگیرید، یک اقدامی میکنید، به مسئولی مسئولیت میدهید، او هم میگوید چشم، او هم دروغ نمیگوید، او هم به نفر بعدی خودش [میگوید] اما وسط کار معطل میشود. باید رفت، باید از نزدیک دید، باید کارها را رها نکرد، این فاصلهها را باید کم کرد، فاصله بین فکر و تصمیم، بین تصمیم و اجرا، بین اجرا و نتیجه، این فاصلهها خیلی زیاد است.