8:55 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  وقتی تن " آدام اسمیت " در گور می لرزد !

آیا با نفی واژه " شاخص فلاکت " یا حذف آن توسط مسوولان محترم یا حتی اگر جناب دکتر حدادعادل در فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی واژه دیگری را بجای آن اختراع کند فلاکت مردم استان کرمانشاه کم می شود ؟ روزگاری جناب گالیله به حکام آن زمان گفته بود : حالا شما من را بکشید اما بدانید زمین از حرکت خود به دور خورشید باز نمی ایستد.

 اخبار عمومی
مخبر: آنان که دیروز همراه نبودند، امروز با آغوشی گشوده به صف ملت پیوسته‌اند س
طعنه زیدآبادی به چمران: اگر شوراها برای مردم آب نداشته، برای او نان داشته است
انهدام چهارمین پهپاد MQ-۱ آمریکا بر فراز تنگه هرمز توسط سپاه
پشت پرده تغییر شعارهای شبانه/ محسن هاشمی: دیگر نمی‌شود نام این جریان را فقط «انقلابی» گذاشت
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: حجاب را جرم‌انگاری نکنیم، اکثریت بانوانِ بدون حجاب، لجاجتی با نظام ندارند/ مردم تلویزیون را کنار گذاشته‌اند!
ظریف: در صحنه واقعیت موفق بودیم اما در روایت بازنده شدیم
پشت پرده استیضاح وزیر اقتصاد
ادعای رئیس مجلس نمایندگان آمریکا؛ جنگ علیه ایران ادامه ندارد
اعلام صریح فرمانده فراجا؛ علیرضا بیرانوند از اول مهر سرباز می‌شود
درگیری کیهان و معاون پزشکیان بر سر حجاب
شکایت بنیاد آیت‌الله رئیسی از کارشناسی که گفته بود اقتصاد را با انیمیشن های ۳ دقیقه ای به او یاد می دادند
حسام الدین آشنا درباره دکترین بازدارندگی: با این همه نفوذ، آیا می توانیم تا «روز تست»، همه چیز را پنهان و امن نگه داریم؟
اتهام های حسین شریعتمداری علیه دو رئیس جمهور سابق کشور
کارت زرد مجلس به وزیر ارتباطات؛ خدا وکیلی به خاطر آنتن‌دهی بود یا اتصال اینترنت؟!
معاون اول رئیس‌جمهور: مبلغ کالابرگ به‌زودی افزایش می‌یابد
کنایه عراقچی به «راه‌حل خلاقانه» آمریکا؛ جدی می‌فرمایید؟!
صفارهرندی: با حفظ اصول می‌توانیم تاکتیک‌های خود را تغییر دهیم/ احزاب بی‌تابلو بلای جان جامعه هستند/ با شرایط جدیدی مواجه هستیم
سفر هیات ستاد کل به قطر برای پیگیری 3 خلبان ایرانی / تفاهم ایران و عمان درباره تنگه هرمز ثبت بین المللی می شود
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی: ما بمب اتم نمی سازیم اما اگر حمله کنید تمامی مراکز هسته ای شما را خواهیم زد
کیهان از عراقچی عصبانی شد: چرا می‌گویی اسرائیل، آمریکا را فریب داد؟
مهاجری: جبلی واقعاً آدم چندان توانمندی در حوزه خبر نبوده؛ در میان مدیران صداوسیما یک مدیر درجه سه بود/ تقریبا محال است کسی علاقمند به ابقای جبلی باشد
نایب رئیس مجلس: شیطنت‌های آمریکا حداقل ۶۳ روز دیگر ادامه خواهد داشت/ باید آمریکا را محاصره کنیم
قرارگاه پدافند: تجهیزات جدید مستقر شدند/ آمادگی کامل برای پاسخ به تهدیدات
ادعای ترامپ: بزرگترین حمله در راه است!
مجید مجیدی: عده‌ای اسلام را به گروگان گرفته‌اند
معاون پزشکیان: شرایط اقتصادی خوب نیست؛ مجبوریم پول چاپ کنیم/ از روز اول به ما فرصت اصلاح داده نشد
محسنی اژه‌ای: اگر بخواهند دوباره در داخل آشوب راه بیندازند پاسخ ما قاطع‌تر از همه دوره‌‍‌های گذشته خواهد بود
قالیباف به ادعاهای وزیر خزانه‌داری آمریکا پاسخ داد: «ای دروغگو!»
چه کسی جانشین جبلی در صداوسیما می شود؟
حزب «عهد ایران» رسما آغاز به کار کرد
معاون سیاسی وزیر کشور: دولت با "طرح نفوذ" مخالف است
اعلام موجودیت «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» در مجلس
هشدار حسین شریعتمداری به قالیباف نسبت به همسویی با جریانات غربگرا
تغییر نام یک خیابان در تهران به اسم اکبر عبدی
هیلاری کلینتون: ترامپ با جنگ علیه ایران آمریکا را درون گودال عمیقی انداخت
سخنگوی دولت: هنوز تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین گرفته نشده است
لاهوتی: در بخش هایی از طرح نفوذ افراط شده که باید اصلاح شود
منتجب‌نیا: سید محمد خاتمی در شرایط کنونی کشور نمی‌تواند سکوت کند/ جواد امام: سخنان خاتمی یک هشدار و دعوت به تصمیم درست و عاجل است
قالیباف: کسی گُنده‌لافی‌های آمریکایی‌ها را باور نمی‌کند
ادعای جدید نتانیاهو: ایران قصد ترور یکی از اعضای خانواده‌ام را داشت
 گفتــگو
انتقاد معاون پزشکیان از تندروها؛ نفی مذاکره همراه بالا بردن انتظارات اقتصادی در شرایط جنگی تناقض است/ صداوسیما در جنگ هم هدفش تقویت گفتمانی اقلیت است
باجناق رهبر شهید: غذا اشکنه کشک بود / سفر خانوادگی با آیت الله خامنه ای در نوروز 56 و دیدار با پدر خاتمی
قالیباف: یک ساعت بعد از بمباران متوجه شهادت آقا شدیم / اول قرار شد 8 صبح فردا خبر شهادت اعلام شود اما بعد از گفتگو با شهید لاریجانی، در سحر اعلام شد
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین / تندروها و سرنوشت مذاکرات
آینده سیاسی مسعود پزشکیان به روایت جلایی پور/ طبق نظر سنجی‌ها هفتاد درصد مردم طالب پایان عزتمندانه جنگ هستند
حقیقت پور: نگاه آخرالزمانی تندروها قابل قبول نیست/ به خاطر نگاه غلط آن‌ها کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند
حمیدرضا جلایی پور: تندروها می‌خواهند رهبری را مصادره کنند/ آنها توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست
سعید لیلاز: ایران برای آمریکا لقمه‌ای سخت و گلوگیر است / لاریجانی در مهرماه می دانست جنگ خواهد شد
تخت روانچی: آماده‌ایم هرچه سریع‌تر به توافق برسیم
راهکار محمد سلامتی برای خروج از بحران تن دادن به تغییرات کلی مانند تغییر موضع در قانون کار و حق رأی زنان در گذشته

کد مطلب 28757           تاریخ ارسال : 1400/10/27                         نسخه چاپی
هشدار فائزه هاشمی درباره بازگشت دولت رئیسی به دوران احمدی‌نژاد

سازندگی نوشت: فائزه هاشمی گفت :حالا هم به نظر می‌رسد رفتارهای دوران احمدی نژآد در حال تکرار است. مثل یارانه‌های جدید و تکرار طرح‌هایی از قبیل مسکن مهر و سفرهای استانی این‌چنینی و ادبیات پوپولیستی و مردم‌پسند و... نشان از بازگشت به گذشته دارد.


*در سال‌های بعد از درگذشت آیت‌لله هاشمی فقدان حضور ایشان از دو بعد قابل بررسی است. یکی از منظر تاثیر فقدان حضور ایشان بر عرصه سیاسی و دوم از نگاه تاثیر نبود ایشان بر زندگی فرزندان و خانواده. در وهله اول، خانواده هاشمی از 19دی سال 95 تا امروز که درست 5 سال از فوت ایشان می‌گذرد، چه شرایطی را تجربه کردند؟

وضعیت خانواده ما موضوع پنهانی نیست. معمولا اخبار ما منتشر می‌شود. نبودن عزیزی در بین خانواده هم، تجربه‌ای مشترک است و برای همه.

بعد از این حادثه حضور جمعیت انبوه گریان و بهت‌زده در خانه، در سایر برنامه‌ها و در سراسر کشور برای تسلیت طی هفته‌ها و ماه‌ها، حضور میلیونی مردم در تشییع و هم‌دردی مردم نسبت به ما در همه جا. نکته مهم، ارث ارزشمند بابا برای ما «محبت مردم» است.

افراد بسیاری در خیابان، در مغازه، در پمپ‌بنزین و... و در هر جا از ایشان یاد می‌کنند، یا این‌که مثلا چقدر جای ایشان در این شرایط خالی است یا افسوس که قدرش را ندانستیم و البته که اکثرا یک گله دارند و  برخی می‌گویند که این را نمی‌توانیم ببخشیم.

درباره وضعیت کلی خانواده، بدون شک تغییراتی به وجود آمده. البته انسجام خانواده کماکان برقرار است، ما فرزندان پشت هم هستیم، همانگونه که قبلا بودیم و ارتباط‌مان با هم ضعیف نشده، اما خلاء حضور بابا ملموس است.

از بعد تاثیرات بیرونی بر خانواده،  فشارها بر ما در زمان حیات بابا شروع شده بود. من سال 91 به زندان رفتم و مهدی همان زمان دستگیر و محاکمه و در حیات پدر به زندان برای اجرای حکم رفت.

البته اخراج غیرقانونی من و فاطی از دانشگاه آزاد با تغییر مدیریت در دانشگاه آزاد انجام شد. بعد از آن هم، پیروی شکایت من و گرفتن حکم برگشت به کار، دانشگاه آزاد چون احتمالا فراتر از قانون است به اجرای قانون تن نمی‌دهد. یاسر را نیز کنار گذاشتند. علی‌رغم این که خودش اعلام استعفا و رفتن از دفتر هیات امنا را کرده بود. همان اوایل اکثر اعضای خانواده ممنوع‌الخروج شدند که البته جز من مابقی رفع شد.

*پس فشارهای سیاسی بر فرزندان آیت‌الله بعد از فوت ایشان افزایش پیدا کرد؟

اخراج‌ها از دانشگاه بعد از فوت بابا رخ داد. فشارهای سیاسی بر من بازخورد کارها و صحبت‌های خودم است، نمی‌توانم آن را به نبود بابا ربط دهم.

 

*فراتر از بحث خانواده هاشمی، نبود آیت‌الله هاشمی چه تاثیری بر وضعیت سیاسی به خصوص جریان اصلاحات گذاشت. تصور می‌کنید کسی می‌تواند جای ایشان را در عرصه سیاسی و در هدایت جریان اصلاحات بگیرد چراکه برخی مثلا برای آقای روحانی چنین آینده‌ای را پیش‌بینی می‌کردند؟

سال 92 پایگاه رای آقای روحانی «مردم امید بسته به اصلاحات» بودند هر چند ممکن است اصلاح‌طلب به معنی سیاسی نبودند.

اما متاسفانه دولت و احزاب اصلاح‌طلب بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 که کمتر از یک سال بعد از فوت بابا برگزار شد عملکرد عکس داشتند و پشت مردم و اصلاحات را خالی کردند. به‌نظرم مهم‌ترین دلیل آن نبود آیت‌الله هاشمی بود. اگرچه ایشان قدرت اجرایی نداشت اما تاثیر، نفوذ، شخصیت و کاریزمایش راه‌بازکن بود. معتقدم دولت و جریان اصلاحات با نبود ایشان پشتوانه و اعتمادبه‌نفس خود را از دست داد و احتمالا گفتند بهتر است بار خودمان را ببندیم و موقعیت خودمان را حفظ کنیم تا از سیستم حذف نشویم.

در دولت دوم آقای روحانی، برخلاف دولت اول، روزبه‌روز فاصله دولت و عمده احزاب  اصلاح‌طلب با مطالبات بحق مردم بیشتر شد و به بخش‌هایی از حاکمیت نزدیک شدند. این خطای استراتژیک جواب نداد، هم مردم را از دست دادند هم در حاکمیت راه داده نشدند. حالا گویا، بخشی از جریان اصلاحات در حال بازگشت به مسیر درست است. حداقل حزب کارگزاران اینجور نشان می‌دهد.

 

* آیت‌الله هاشمی همواره مدافع و حامی صندوق رای بود و هرگز قهر با صندوق رای را تایید نمی‌کردند. تصور می‌کنید اگر در انتخابات خرداد 1400 بودند جز دعوت مردم به حضور در انتخابات سخن دیگری از ایشان شنیده می‌شد؟

حتما ایشان تشویق به حضور در انتخابات می‌کرد و همه ما هم پشت ایشان بودیم اما تفاوت در این بود که پدر علاوه بر تشویق به حضور در انتخابات، صرف بودنش و اظهارنظرهایش و هدایت‌هایش راه را هم باز می‌کرد و وضعیت اصلاح‌طلبان و انتخابات و کشور این گونه نمی‌شد.

اما نبود ایشان، ادامه شدیدتر سیاست‌های غلط توسط اصول‌گرایان و همراهی نسبی دولت و اصلاح‌طلبان منطقی برای مشارکت در انتخابات باقی نگذاشت، نتیجه رای دادن در چنین شرایطی جز تایید سیاست‌های غلط حاکمیت و دولت و اصلاح‌طلبان که همه‌جوره کشور و جامعه را به بحران رساندند نبود، یعنی این رای پشتوانه‌ای برای ادامه این مسیر اشتباه می‌شد.

عده‌ای می‌خواستند اصلاحات را زمین‌گیر کنند. موفق هم شدند یعنی نشانه‌گیری درستی با هدف نادرستی که داشتند کردند.

 

* البته عملکرد آقای روحانی هم امروز به پای اصلاح‌طلبان نوشته می‌شود، به خاطر همین حمایت از آقای روحانی در برهه انتخابات.

در انتخاب آقای روحانی در سال 1396 نقش احزاب بخشی از ماجرا بود نه همه آن.

ردصلاحیت بابا مهره کلیدی این جریان بود و سیاسیون و مردم را متحد کرد. دور دوم هم فوت بابا در کنار عملکرد قابل‌قبول دولت اول آقای روحانی، نتیجه انتخابات 96 را رقم زد.

درباره نقش کارگزاران در عملکرد دولت روحانی ذکر دو نکته ضروری است؛  نخست این‌که حزب کارگزاران یکی از احزاب اصلاح‌طلب بود که از آقای روحانی حمایت کرد اما در بدنه مدیریتی دولت حضور اندکی داشتند بنابراین نمی‌توان گفت عملکرد دولت آقای روحانی عملکرد کارگزاران است. ائتلاف برای کاندیداتوری آقای روحانی در زمان انتخابات ناشی از یک تصمیم جمعی و زیر سایه ردصلاحیت بابا بود، بنابراین نه کارگزاران نقش ویژه در پیروزی آقای روحانی داشت و نه دولت را می‌چرخاند. در کابینه فقط آقای جهانگیری کارگزارانی بود که ایشان هم به محض انتصاب به عنوان معاون اول، از ریاست حزب استعفا، نه در جلسات شرکت کرد و نه ارتباطی حزبی داشت.

گلایه بچه‌های جوان حزب همین بود که جایگاه کارگزاران در دولت روحانی کجا بود. آقای نوبخت در هر سفر استانی با اعضای حزب خودشان جلسه می‌گذاشت و با آن‌ها در ارتباط بود و آن‌ها را حمایت می‌کرد. اما آقای جهانگیری با بچه‌های حزب کارگزاران در استان‌ها هم عمدتا ارتباط برقرار نمی‌کرد.

در دولت دوم هم، حضور آقای جهانگیری با آمدن آقای واعظی به عنوان رئیس دفتر، به حاشیه رفت، بنابراین کارگزاران در دولت‌های آقای روحانی جایگاه قابل توجهی نداشت.

 

*بیست و هفتم دی‌ماه سال 1374، درست 51 روز مانده به انتخابات مجلس پنجم کارگزاران سازندگی طی بیانیه‌ای اعلام موجودیت کرد. این روزها که به بیست و ششمین سالگرد تاسیس کارگزاران سازندگی نزدیک می‌شویم حزب با تغییرات جدیدی فعالیت‌های خود را سرعت بخشیده است. آیا تغییرات دیگری در راه است؟

هاشمی-فراموش نکنیم که پای ثابت تمام افتخارات و پیروزی‌های حزب کارگزاران از ابتدا، آقای کرباسچی بوده، فکر می‌کنم اصلاح مسیر تابعی از درک واقعیات جامعه بخصوص در دو انتخابات اخیر مجلس 1398 و ریاست‌جمهوری 1400 است، به عبارت دیگر فاصله گرفتن اکثریت مردم از صندوق‌های رای علی‌رغم فعالیت اکثر احزاب اصلاح‌طلب در این انتخابات‌ها و افزایش اعتراضات عمومی و گسترده اقشار و گروه‌های مختلف اصلاح‌طلبان و از جمله حزب کارگزاران را به فهم خطای خود رسانده است.

در یک ارزیابی از عملکرد کارگزاران در طی این سال‌ها، دو اشتباه در دو برهه می‌بینیم. دوم در همین دوره بعد از فوت بابا و اولین بار هم در دوره ریاست‌جمهوری آقای خاتمی و انتخابات مجلس ششم که تخریب‌ها و تهمت‌ها نسبت به پدر بسیار زیاد شد و در انتخابات مجلس ششم به اوج رسید. بخشی از کارگزاران در آن برهه به ایشان شک کردند. کارگزاران در آن زمان تحت تاثیر این فضا دچار تردید و انحراف شد. انتخابات سال 84، اتفاقات عجیب آن و عملکرد آقای احمدی‌نژاد، جریان اصلاحات و حزب کارگزاران را بیدار کرد. بسیاری به دنبال کسب حلالیت از آقای هاشمی در خلق یا همراهی با این تهمت‌ها و دروغ‌ها برآمدند. برای ایشان البته این رفتارهای تخریبی مهم نبود. او همیشه بدون هیچ کینه‌ای همه را زیر بال و پر می‌گرفت.

 

*این برداشت شما که کارگزاران در حال حرکت بیشتر به سمت مسیر اصلاحات است چگونه قابل تفسیر و تعبیر است؟ آیا قرار است کارگزاران مواضع و تصمیمات نزدیک‌تری با احزاب دیگر که اصلاح‌طلب‌تر هستند، اتخاذ کند؟

هاشمی –من این تعبیر شما از احزاب را قبول ندارم. اصول اصلاح‌طلبی روشن است و در قالب احزاب قابل تعریف نیست. معیارهای اصلاح‌طلبی، عمدتا در کشورهای توسعه‌یافته در حوزه‌های مختلف مثل اقتصاد، حقوق بشر، محیط زیست، حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی، وضعیت زنان و... تحقق‌یافته و توسط سازمان‌های بین‌المللی مرتبط در حوزه نیز تعریف شده. اصلاح‌طلبی بدون این‌که بخواهیم آن را به جریان‌ها، افراد یا احزاب وصل کنیم، تعریف دارد. اصلاحات را نباید فقط به ابعاد سیاسی و فرهنگی محدود کرد. همین‌طور که نمی‌شود آن را فقط اقتصادی دید، ولی پایه هر چیز اقتصاد است.

از نظر علمی هم نیازهای جوامع انسانی در درجه اول اقتصادی و معیشتی است و مواردی از قبیل احترام و آزادی و حقوق بشر و... در مراتب بعدی قرار می‌گیرد. نمی‌خواهم اولویت‌بندی کنم اما اینها درجه‌بندی دارد.  کشوری که از 8 سال جنگ مخرب بیرون آمده نمی‌شود بر اساس فاکتورهای سیاسی و فرهنگی سنجش شود.

هر برهه زمانی شرایط خاص خود را دارد و بر این اساس باید مورد ارزیابی قرار گیرد. سیاست عرصه امتیازدهی و امتیازگیری است. وقتی با یک قدرت غالب در کشور در حال کار هستیم باید بتوانیم با تعامل اهداف و برنامه‌ها را پیش برده و البته ناگزیر از هماهنگی با مجموعه کلان هستیم.

اصلاحات حتی سیاسی و فرهنگی از دوران سازندگی شروع شد. بخشی از این اقدامات دیده شد و بخشی دیگر کمرنگ‌تر دیده شد یا دیده نشد. علت این دیده‌نشدن‌ها هم آگاهانه بود و هم ناآگاهانه. اعتقادی جدی دارم که پدر اصلاحات در ایران بعد از انقلاب بابا است، حال اگر گروهی خود را اصلاح‌طلب‌تر می‌دانند ناشی از انحصارطلبی و یا ناآگاهی است. ما اصلاح‌طلبان هم برخلاف شعارهایی که می‌دهیم دچار خودی و غیرخودی هستیم هر زمان که به قدرت رسیدیم همین‌گونه عمل کردیم. تصور نمی‌کنم نه‌تنها عملکرد و روش آن‌ها بهتر از کارگزاران بوده بلکه زمانی که در قدرت بودند، انحصارطلبانه رفتار کردند.

اما در مورد کارگزاران، امیدوارم برنامه بازگشت به سند مواضع خود و رویه اصلاح‌طلبی را داشته باشد. نزدیکی به احزاب که یک روش کار است، بحث من روی تشکیلات و مواضع است.

به طور مثال در انتخابات شورای شهر پنجم یک انحصارطلبی واقعی رخ داد که البته به نام آقای مرعشی تمام شد. مثل بسیاری از مواقع دیگر کاسه و کوزه‌ها بر سر آقای مرعشی شکست. سند مواضع کارگزاران بسیار پیشرو است. گام درست در برگشت به اصلاحات پیروی از این سند است.

 

*بسیاری تصور می‌کردند و هنوز هم تاکید دارند که حاکمیت یکدست می‌تواند پیشبرد امور را تسهیل کند. از عملکرد دولت و مجلس و قوه قضاییه یکدست در ماه‌های اخیر چه ارزیابی دارید و چه آینده‌ای را برای آن‌ها متصور هستید؟

یکدست شدن به معنی بازگشت به عقلانیت و تخصص و عبرت گرفتن از خطاهای گذشتگان... منظورم به طور عمده دوره آقای احمدی‌نژاد است می‌تواند مفید باشد. درباره دولت آقای رئیسی اول این‌که وزرای آقای رئیسی عمدتا توسط دیگران انتخاب شده‌اند.

علاوه بر این مدیران آقای رئیسی، نیروهای دوم و سوم و چهارم دولت آقای احمدی‌نژاد هستند یعنی نامدیران ناموفق. درباره مسیر حرکت و ریل‌گذاری ایشان نیز توجه به چند نکته اهمیت دارد:

اول، انقلابی‌گری و جهادی بودن و معیارهای این‌چنینی که به نظر می‌رسد شاخص‌های اصل انتخاب مدیران در دولت و شهرداری و قوه قضاییه و سایر نهادها است، شاید شروط لازم باشد اما بدون شک شروط کافی نیستند. رفتارهای هیجانی و عقلانیت دو نقطه مقابل هم و دو سر طیف هستند. هر چه به رادیکالیسم بودن نزدیک می‌شوی از منطق و عقل دور می‌شوی. رادیکال‌ها افرادی بودند که با شعارهای انقلابی به اهداف انقلاب پشت کردند.

آن چه ارزش دارد اهداف انقلاب است. استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی.

دوم، به نظر نمی‌آید مجموعه اصول‌گرایان در دولت و مجلس از تجربه‌های گذشته درس گرفته باشند چراکه در حال تکرار تجربه‌های غلط دولت آقای احمدی‌نژاد هستند. اداره  کمیته امدادی کشور رویکردی است که از زمان دولت نهم شروع شد و نتایج فاجعه‌بار آن در آمارها مشهود است. حتی اگر فقط بخش اقتصاد را بررسی کنیم، سیاست تضعیف فرهنگ کار و عدم حمایت از تولید و رواج یارانه‌بگیری و گداپروری از نتایج دو دوره دولت‌های آقای احمدی‌نژاد است. حالا هم به نظر می‌رسد که این رفتارها در حال تکرار است. مثل یارانه‌های جدید و تکرار طرح‌هایی از قبیل مسکن مهر و سفرهای استانی این‌چنینی و ادبیات پوپولیستی و مردم‌پسند و... نشان از بازگشت به گذشته دارد.

البته آقای رئیسی در لایحه بودجه ساختارشکنی‌های خوبی کرده است. به طور مثال حذف ارز 4 هزار و 200 تومانی که هنوز تعیین تکلیف نشده، تصمیم درستی است. اما اگر مسیر درست طی نشود نتیجه عکس می‌دهد. همچنان که آقای احمدی‌نژاد طرح خوب هدفمندی یارانه‌ها که همان تعدیل اقتصادی آیت‌الله هاشمی بود را به بدترین شکل اجرا و نابود کرد، چنانچه کشور را به قهقرا برد که بعد از 16 سال از شروع کار دوره ریاست‌جمهوری ایشان کسی نتوانسته بحران‌های ایشان را مهار کند و متاسفانه  همان سیاست‌ها حداقل در ظاهر الگوی آقای رئیسی نیز شده است.

 

هشدار فائزه هاشمی درباره بازگشت دولت رئیسی به دوران  احمدی‌نژاد

 

بیشتر بخوانید:

 

 

 

 

* اما تورم حاصل از حذف ارز 4 هزار و 200 تومانی باعث نگرانی‌های جدی است.

شرایط اقتصادی فعلی جراحی سنگینی لازم دارد. یک عمل جراحی معمولا، دوره نقاهت سخت دارد اما اگر توسط متخصصین انجام شود، دوره نقاهت با مراقبت‌های درست، تخصصی و علمی، طی شود به سلامت منتهی می‌شود.

در اقتصاد هم اگر برنامه درست در مسیر مناسب و توسط مدیران متخصص اجرا گردد در درازمدت نتیجه خواهد داد. وقتی از ضرورت تحمل سختی‌ها توسط مردم- و نه مقامات- می‌گوئیم باید چشم‌انداز قابل قبولی را نیز نشان دهیم، آیا قرار است آینده مردم ایران نان خشک خوردن و لنگ پوشیدن مشابه یمنی‌ها باشد؟

در همین موضوع حذف  ارز 4 هزار و 200 تومانی حرف از دادن یارانه نقدی به مردم است. افزایش یارانه بیشتر یعنی افزایش نقدینگی و یعنی افزایش لجام‌گسیخته تورم. یارانه باید به تولیدکننده برسد تا قیمت‌ها کنترل شود. این اهداف تنها با مسیر درست به نتیجه می‌رسد.

انتخاب مسیرهای نادرست مختص دولت نیست، بخش‌های مختلف این نظام یک‌دست عمدتا همین‌گونه هستند و مشابه هم. گاهی که تصادفا هدف‌گذاری درست است، ریل‌گذاری غلط نتیجه را برعکس می‌کند، نمونه‌اش طرح جوانی جمعیت در مجلس. شکی نیست که جامعه پیر ضدتوسعه است. زمانی کنترل جمعیت لازم بود، ده سال اول بعد از انقلاب، جمعیت ایران دو برابر شد.

با شرایط آن زمان و کشور جنگ‌زده این روند رشد آسیب و آفت بود. این جمعیت نیازمند امکانات بود در حالی که به واسطه جنگ منابع محدود بود و کشور هم نیازمند منابع برای بازسازی بود. مجموعه این عوامل منجر به برنامه کنترل جمعیت در آن برهه شد که در آن زمان سیاست درستی بود و با موفقیت نیز اجرا شد.

باز هم شرایط اقتصادی سخت است و بسیاری از زوج‌ها به خاطر مشکلات اقتصادی و سیاست‌های تنگ‌فرهنگی و اجتماعی و مشکلات حقوق‌بشری و تبعیض‌ها و سوءمدیریت‌ها و بالاخره آینده مبهم از فرزندآوری دوری می‌کنند. پس شرایط برای فرزندآوری مهیا نیست. اما در عین حال خطر پیری جمعیت هم وجود دارد. حالا مجلس از طرحی برای فرزندآوری و افزایش جمعیت می‌گوید.

هدف طرح خوب است اما باز چه مسیری برای آن انتخاب شده است؟ ریل‌گذاری مجلس در این زمینه مجموعه‌ای از سیاست‌های تحمیلی و کمی هم تشویقی است. سیاست‌های تحمیلی که تاکنون برعکس جواب داده، سیاست‌های تشویقی هم درست انتخاب نشده.

غربالگری اجباری را برداشتند، سقط جنین را دشوار و وسایل پیشگیری را جمع کردند. این شیوه قانون‌گذاری به جز افزایش فرزندان معلول و ازدیاد مشکلات ژنتیکی و سقط‌های غیرقانونی و غیربهداشتی و زیرزمینی و در نهایت رفتن به کشورهای دیگر برای دستیابی به امورات مرتبط و یا افزایش مهاجرت‌ها و پناهنده‌ها و افزایش نگاهداری حیوانات خانگی (به جای فرزند) و ناامیدی بیشتر، آیا نتیجه دیگری دارد؟

این ریل‌گذاری برعکس نتیجه می‌دهد...

 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب