6:59 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  آقای رئیس جمهور ، "جعفر" را ول کن !

البته نگارنده زیاد تقصیر از جناب قائم پناه نمی گیرد که بنده خدا سطح سوادسیاسی و مذهبی اش در همین حد است : لایکلف الله نفسا الا وسعها ، قبلا نیز در برخی جلسات از همین افاضات کم نفرموده اند تا جایکه ظاهرا در جلسه سفر استانی هیات دولت به استان زنجان بود که با نهیب رئیس جمهور مواجه شد که : جعفر ول کن ،حرفتو بزن! ظاهر ماجرا این است که اگر جعفر ول کند این رئیس جمهور است که جعفر را ول نمی کند ! و درد اصلی همینجاست

 اخبار عمومی
واکنش محمد مهاجری به شعارها علیه عراقچی و قالیباف: این فتنه اسرائیلی است
اعتراض وزیر فرهنگ به برخی رفتارها در مراسم تشییع رهبر شهید
حسین شریعتمداری: سر ترامپ را می‌خواهیم!
ادعای ترامپ: ما به تنگه هرمز نیازی نداریم
جزئیات تشییع پیکر رهبر شهید در مشهد و لغو برنامه وداع
یک مقام مسئول: استقبال رسمی از پیکر مطهر رهبر شهید در نجف با حضور هیأت‌های رسمی دو کشور برگزار می‌شود
هشدار عارف درباره ضعف امنیت سایبری بانک ها: حملات بعدی می‌تواند ده‌ها برابر شدیدتر باشد
قطر: پول‌های بلوکه‌شده ایران برای خریدهای بشردوستانه در نظر گرفته شده است
نامه وزیر کشور اصلاحات به وزیر کشور پزشکیان: تداوم کار شوراها تا انتخابات آینده بدعتی خطرناک است
بقائی: اروپایی‌ها برای شرکت در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب دعوت نشده‌اند
هیات منصفه دادگاه‌ مطبوعات «صادق زیبا کلام» را مجرم دانست
وزیر خارجه اسبق آمریکا: پول زمان شاه را به ایران بازگرداندیم
آیت‌الله علوی بروجردی خطاب به پزشکیان: شخصیت‌های اصلاح‌گر همواره با کارشکنی‌ مواجه‌اند
سخنگوی وزارت امور خارجه: هنوز وارد مرحله مذاکره برای توافق نهایی نشده‌ایم
فعال سیاسی اصلاح‌طلب: پیش‌نویس تفاهم با آمریکا ۲۳ بار در حاکمیت چرخیده است/ پیام رهبری تذکر برای عدم خوش‌باوری بود
تندروها از مشهد به تهران رفتند و محل عزاداری و نماز را به تعطیلی کشاندند/ آنجا تجهیزات مستقر کرده بودند!
عارف: مهمانان خارجی از جمعه برای حضور در مراسم تشییع رهبر شهید وارد ایران می‌شوند
انتقاد "دبیرخانه مجلس خبرگان رهبری" از بیانیه "برخی خبرگان" درباره مذاکرات
نماینده ولی فقیه در سپاه: کسانی که مذاکره‌کنندگان را افرادی خائن می‌خوانند، برخلاف نگاه رهبر انقلاب عمل می‌کنند
کیفرخواست رضا پهلوی و عوامل اینترنشنال و من‌وتو صادر شد
استاندار خراسان رضوی: محل خاکسپاری رهبر شهید در حرم رضوی هنوز قطعی نشده
جزئیات مراسم وداع و تشییع پیکر رهبر شهید در تهران
رحیم‌پور ازغدی: تُف بر روزگاری که رهبر ما را شهید کردند و ما از صلح با آمریکا حرف بزنیم
روزنامه جمهوری اسلامی: در مملکت حسینقلی خانی ما مداح و مجری حتی چاقو بر گلوی رئیس جمهور می‌گذارند!
عراقچی: تحریم صادرات نفت و پتروشیمی تعلیق شد/ برخی پول های مسدود شده آزاد شدند / طرح بزرگ بازسازی و توسعه اقتصادی ایران اجرایی شد
معاون ترامپ: بنیان بسیار خوبی برای توافق نهایی با ایران گذاشته شده
پزشکیان: بدون وا دادن وارد مذاکرات شدیم / لبنان را به خاطر ایران کوتاه آمدند / گشایش‌های خوبی ایجاد شده
اعلام تعطیلی تهران در روز تشییع رهبر شهید انقلاب
حسین شریعتمداری: مسئولان نظام برای بازگرداندن استان بحرین به سرزمین اصلی ایران اقدام کنند
افشای نامه محرمانه رهبری در تلویزیون برای نبویان ۱۰ سال زندان دارد
عارف: ان‌شاءالله مذاکرات به نتیجه می‌رسد؛ ما وارد یک فضای جدید می‌شویم/ تنگه هرمز متعلق به ایران است/ به‌سادگی نباید از تنگه عبور کرد
استاد دانشگاه تهران: سپردن مسئولیت از طرف رهبری به منتخبان ملت، به نفع همه و از جمله رهبری است
قالیباف در واکنش به لفاظی رئیس‌جمهور آمریکا: تهدیدهای آمریکایی‌ها را به جایی حساب نمی‌کنیم
واکنش طباطبایی به فردی که رئیس جمهور را به قتل تهدید کرد
داماد ترامپ به قالیباف: اگر قیمت رولزرویس را می‌خواهید، باید رولزرویس تحویل بدهید!
اعترافات جدید ترامپ از عملیات ترور شهید سلیمانی
انتقاد سخنگوی دولت نسبت به تهدید و تضعیف رئیس‌جمهور و مذاکره‌کنندگان: کاری نکنیم که قدرت چانه‌زنی کشور کاهش یابد
علم الهدی: اگر رییس‌جمهور تفاهم با آمریکا را با اجازه رهبری امضا کرده؛ ما حق مواجهه با ایشان را نداریم
عراقچی خطاب به همتای پاکستانی: تبعات نقض تعهدات مندرج در تفاهم‌نامه متوجه آمریکا خواهد بود
اسرائیل هایوم: بررسی اخراج مقامات مخالف توافق با ایران از سوی ترامپ
 گفتــگو
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین / تندروها و سرنوشت مذاکرات
آینده سیاسی مسعود پزشکیان به روایت جلایی پور/ طبق نظر سنجی‌ها هفتاد درصد مردم طالب پایان عزتمندانه جنگ هستند
حقیقت پور: نگاه آخرالزمانی تندروها قابل قبول نیست/ به خاطر نگاه غلط آن‌ها کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند
حمیدرضا جلایی پور: تندروها می‌خواهند رهبری را مصادره کنند/ آنها توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست
سعید لیلاز: ایران برای آمریکا لقمه‌ای سخت و گلوگیر است / لاریجانی در مهرماه می دانست جنگ خواهد شد
تخت روانچی: آماده‌ایم هرچه سریع‌تر به توافق برسیم
راهکار محمد سلامتی برای خروج از بحران تن دادن به تغییرات کلی مانند تغییر موضع در قانون کار و حق رأی زنان در گذشته
کامبیز نوروزی، حقوقدان: طرح صیانت ۲، نقض آشکار حقوق اساسی ملت است
پیش بینی جلایی پور از احتمال توافق ایران و آمریکا/ جنایت، از فراخوان پهلوی و حمایت ترامپ شروع شد
باهنر: باید راهی برای شنیدن اعتراضات مردم باشد

کد مطلب 28206           تاریخ ارسال : 1400/08/03                         نسخه چاپی
سید حسین خمینی: پدرم متفکر و اهل ابداع بود و مقلد هم نبود

مرحوم والد (آقا مصطفی) در مسائل علمی کاری به اعتقادات نداشت. هر مسئله‌ای در فقه و اصول وجود داشت، اول می‌گفت: مشکوک است! بر اساس تقلید سخن نمی‌گفت، بلکه علمی و اجتهادی پیش می‌رفت.


سید حسین خمینی فرزند سید مصطفی خمینی دانشآموخته حوزه علمیه نجف اشرف و شاهد دوران تبعید امامخمینی و آگاه به فراز و فرودهای زندگی پدر خویش است، که این روزها بیشتر وقت خود را صرف مطالعه و پژوهش در حوزههای معرفتی میکند. وی در گفتوگو با حریم امام با چهرهای گشاده و سینهای پرخاطره به توصیف شخصیت پدر پرداخت.

متن گفتگوی سید حسین خمینی را به نقل از جماران در ادامه می خوانید:

سیدمصطفی خمینی

 
 
 
 

مرحوم آقا مصطفی تا چه حد در جریان مبارزه و نهضت، بر امام تأثیرگذار بود؟ آیا حضرت امام از مشاوره ایشان هم استفاده می‌کرد؟

خُب پدرم از اختیارات خاصی برخوردار بود؛ تا جایی که حتی اعلامیه‌ها را پیش از چاپ شدن نگاه می‌کرد.

آقای اشراقی درباره سخنرانی عاشورای 15 خرداد1342 می‎گفت: «امام خمینی در مدرسه فیضیه بالای منبر بود و خیلی تند صحبت می‌کرد. مردم رنگشان پریده بود و خیلی ترسیده بودند. یک‌باره آقا مصطفی گفت: بس است دیگر! و آیت‌الله خمینی هم گفت: و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته» یعنی تا این اندازه به هم نزدیک بودند.

فردای سخنرانی دربارة کاپیتولاسیون، امام را نیمه شب دستگیر کردند. خاطرم هست که آن زمان در خانه کوچه حرم نزد مادربزرگم رفتم. صبح که از خواب بیدار شدم والده به من گفت: «آقا را دوباره دستگیر کردند.»

چیزی از فضای حاکم بر محل زندگی امام در آن روز دستگیری به خاطر دارید؟

بله. همان روز از خانه که بیرون آمدم، دیدم در کوچه، سربازهای مسلح دو طرف خیابان ردیف ایستاده‌اند و سر نیزه‌ها هم بالا بود. همه در خانه‌ها پنهان شده بودند. من که از کنارشان رد می‌شدم احساس شجاعت می‌کردم. به منزل خانم رفتم. طبق معمول کنار سماور نشسته و سفره صبحانه‌اش را پهن کرده بود. من معمولاً صبحانه‌ها را پیش مادر بزرگ می‌خوردم. سفره ایشان مرتب برقرار بود. چای دم کرده و استکان‌ها کنارش آماده بود.

 کمی که گذشت پدرم هم آمد و با حال خودش، با عصبانیت مشغول خوردن صبحانه شد و بعد از منزل خارج شد.

 بعد از چند دقیقه یکی از عمه‌ها آمد و گفت: «داداش را هم گرفتند».

 آن روز پدر را به قزل‌قلعه برده بودند. بعد از 2 ماه برای دیدار با خانواده آزادش کردند و بنا بود پس از آن به ترکیه برود. ایشان هم به منزل آمد و دیگر بعد از آن خودش را معرفی نکرد. به یاد دارم که تلفنی با سرهنگ مولوی درگیر شد و بعد که می‌دانست برای دستگیری‌اش به منزل خواهند آمد، به خانه آقای مرعشی نجفی رفت؛ اما مأمورها همان‌جا دستگیرش کردند و به ترکیه فرستادند.

دوری پدر از خانواده تا چه مدت ادامه داشت؟

اواخر مهرماه سال 44 والده در خواب دیده بود که سیدی عبا بر دوش آمده و خودش را زین‌العابدین معرفی کرده است. پرسیده بود: خادمه صغری هست؟

 والده گفته بود: نه، ولی امرتان را بفرمایید. او هم نامه‌ای را به خط پدرم نشان داده بود که در آن نوشته شده بود: حال ما بحمدالله خوب است و به زودی یا به زیارت امام حسین و یا به زیارت امام رضا مشرف می‌شویم.

 فردای آن روز والده به پدرشان مرحوم حائری زنگ زد و گفت: آقا جان، من چنین خوابی دیده‌ام. ایشان گفت: ان‌شاءالله خیر است. چیزی نگذشت که فردا یا پس فردای آن روز، آقای حائری با والده تماس گرفت و گفت: معصومه جان، گویا خوابی که دیدی رؤیای صادقه بوده است. آقا مصطفی تلگراف زده که ما آزاد شدیم و فوراً خانواده را به عراق بفرستید. باید مهیای سفر شوید.

از سال‌های پایانی حیات پدر برایمان بفرمایید.

ایشان اواخر عمر، دورة خوبی را گذراند. زمانی بود که فرصت پیدا کرده بود به خودش برسد و از نظر عبادت و علمیت و درس جایگاه خوبی داشت.

از آنجا که خیلی اهل سفر بود، کربلا و کاظمین و سامرا و کوفه و سهله را سیاحت کرده بود.

 در سال چهار بار پیاده به کربلا می‌رفت.

 یک‌بار در اربعین، یک بار در نیمه شعبان، یک بار در روز عرفه و همچنین در اول رجب.

سید حسین و پدرش سید مصطفی خمینی

سید حسین خمینی: پدرم متفکر و اهل ابداع بود و مقلد هم نبود

شما هم در سفرها پدر را همراهی می‌کردید؟

بله. اولین بار که من پیاده همراهشان به زیارت امام حسین رفتم، اول رجب بود و 10 سال بیشتر نداشتم. بعد از آن هر سال چهار بار پیاده با پدر می‌رفتم.

مرحوم آقا مصطفی از جایگاه علمی بالایی برخوردار بود و به هوش و ذکاوت شهره بود. دوست داریم در باب علمیت پدر هم از زبان شما بشنویم.

بله. مرحوم والد بسیار متفکر و اهل ابداع بود و مقلد هم نبود.

گرچه بسیار متمسک به خداوند و اهل بیت بود؛ اما در مسائل علمی کاری به اعتقادات نداشت. هر مسئله‌ای در فقه و اصول وجود داشت، اول می‌گفت: مشکوک است! بر اساس تقلید سخن نمی‌گفت، بلکه علمی و اجتهادی پیش می‌رفت.

 ایشان درک کرده بود که خدا وجود دارد؛ اما می‌گفت: انکار خدا ممتنع است و اقرار به آن اشکل امور است.

من بسیاری از مسائل را آن زمان به درستی درک نمی‌کردم؛ اما امروز از نوشته‌های ایشان می‌فهمم که چه اسراری در وجودش پنهان بود.

 پدر به شدت به معصومین ارادتمند بود، یک‌بار که سر سفره نشسته بودیم به نان اشاره کرد و گفت: امام علی النقی این را هم می‌دانست که من در این لحظه این نان را خرد می‎کنم.

 ما هم عامیانه این سخن را قبول داشتیم؛ اما مرحوم والد آن را از نظر علمی درک کرده بود و به آن ایمان داشت. ایشان ادراکات روحی عجیبی داشت. خانم می‌گفت از بچگی و پیش از بلوغ تمام نوافل را هم خوانده بود.

درونش سرشار از ایمان بود و به خاطر همین پس از وفاتش شهادت دادند که مصطفی نماز قضا نداشته است.

از دوران کودکی مرحوم آقا مصطفی هم اطلاعاتی دارید؟

ظاهراً پدر بسیار پر جنب‌وجوش و اهل دعوا بود. می‌گفتند همیشه روی نوک گلدسته بزرگ صحن حرم حضرت معصومه می‌نشست.

خانم تعریف می‌کرد: وقتی گذر جدّا ساکن بودیم، آقا معمولاً غروب‌ها برای پیاده‌روی می‌رفت. یک بار روی پشت‌بام بودم که دیدم بچه‌ای بالای گلدسته نشسته است. با حسرت نگاهش کردم و با خودم گفتم که چه لذتی می‌برد! این بچه کیست؟

 بعد فکر کردم که فقط از مصطفی چنین کاری ساخته است. کمی که دقت کردم دیدم بله، خودش است؛ اما جریان را به آقا نگفتم وگرنه شب تنبیه می‌شد.

ظاهراً در آثار ایشان ابداعات فقهی و اصولی بسیاری وجود دارد. در این باره هم مطالبی بیان بفرمایید.

بله. تحریرات ایشان در فقه و اصول مملو از مبانی اساسی است.

مرحوم والد بر آثار گذشتگان، از جمله آیات عظام میرزای نائینی، حائری، خویی، آقا ضیاء عراقی و امام خمینی مسلط بود و در نوشته‌هایش، دیدگاه آن‌ها را ذکر و نظر خودش را نیز بیان می‌کرد. خیلی هم فنی و صناعی می‌نوشت و در اصول از امام هم قوی‌تر بود. بخشی از تفسیر ایشان در موعظه و اخلاق و ارشاد نوشته شده که بسیار زیباست.

سید مصطفی خمینی

سید مصطفی خمینی

وجه تمایز تفسیر ایشان نسبت به سایر علما در چیست؟

اساساً تفسیر قرآن کار آسانی نیست. اتفاقاً تفاسیر علما باعث شده که کسی به قرآن دسترسی پیدا نکند و آن را نفهمد.

 تا زمان غیبت صغری شرایط خوب بود و در دورة غیبت کبری تا زمانی که شیخ مفید حضور داشت، مراقب بود که مطالب ناخالص وارد مذهب اهل بیت نشود. به عنوان مثال جریان معتزله به ائمه علاقه‌مند بودند؛ اما کلامشان مأخوذ از اهل بیت نبود، بلکه مجموعه‌ای از افکار ارسطو و فلاسفه یونان به آن‌ها رسیده بود و بر کلام آن‌ها تأثیر گذاشته بود. به عنوان نمونه بحث قاعده امکان یا دور و تسلسل در اثبات خداوند در کلام اهل بیت نبوده و شیخ مفید اجازه نمی‌داد که کلام معتزله را به نام اهل بیت منتشر کنند و جا بیندازند.

عده‌ای موافق این رفتار بودند و برخی مخالف شیوة شیخ مفید بودند.

 تعدادی از شیعیان به کلام معتزله عقیده پیدا کرده بودند و می‌گفتند که سخن آن‌ها با ائمه منافاتی ندارد و حضرت علی و اهل بیت را قبول دارند و مطالبشان هم که علمی است. امامان هم که بر اساس علمیت سخن گفته‌اند، پس نباید با آن‌ها مخالفت کرد.

روش تفسیر مرحوم حاج آقا مصطفی برگرفته از چه مکتبی بود؟

باید گفت که ائمه روش تفسیر را به ما آموخته‌اند.

«انی تارکم فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی» حضرت رسول بارها این را فرموده بود و حتی در خطبه‎ ای که یک هفته پیش از وفاتش ایراد کرد به این مسئله اشاره داشت. قرآن و تفسیر را ائمه به ما آموختند؛ اما متأسفانه علمای شیعه و سنی با تفاسیری که نوشتند مانع یادگیری درست قرآن شدند.

من تا جایی که خودم تفسیر را آموختم، فهمیدم که روش تمامی علمای ما از ابتدا تا انتها غلط بوده است.

پدر هم سعی می‌کرد مسیر را اصلاح کند؛ اما میسر نشد. ایشان روش خودش را داشت؛ ولی شاید صلاح نمی‌دید روشش را به‌طور رسمی رواج دهد. البته نگارش به این سبک هم کار ساده‌ای نبود.

 به عنوان نمونه ایشان در بحث آیة «وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها» در آغاز می‌پرسد: اصلاً آدم کیست؟ یا به روایت امام صادق علیه‎السلام اشاره می‌کند و معتقد بود که حقیقتاً علم نزد آن‌ها بوده است.

 در مقابل این شیوه، کتاب‌هایی مانند «لمعة‌الدمشقیة» را نوشته‌اند. حالا ایرادی هم ندارد این کتاب‌ها خوانده شوند، اما افراد باید اول با سخنان امامان آشنا باشند و ببینند که ائمه چه گفته‌اند.

«کتاب الله» را باید از ائمه آموخت و از علمشان بهره‌مند شد. همه می‌دانیم که تا چه‌ اندازه بر تفکر و علم‌آموزی در دین ما تأکید شده است.

مشرب مرحوم حاج آقا مصطفی بیشتر فقهی بود یا اصولی؟

هر دو. ایشان فقیهی بزرگ و در عین حال اصولی بود. در سال‌های اقامت در نجف، همواره در حال رشد بود و تحریرات و نوشته‌های فقهی سال‌های آخر ایشان از پختگی خاصی برخوردار و بسیار قوی است که کمک می‌کند با فقه ائمه آشنا شویم. علم و ایمان در وجود مرحوم والد موج می‌زد و در آثارش نیز این امر مشهود بود.

از خصوصیات فردی پدر که بیشتر برای شما خاطره‌انگیز بود، برای ما بفرمایید.

پدر خیلی خوب بود. ما با هم رفیق شده بودیم. ایشان می‌گفت: ما با حسین رفاقت داریم. خیلی خوش‌اخلاق بود و همواره مباحث علمی را در منزل در باب ادبیات، لغت و غیره مطرح می‌کرد. شوخ‌طبعی‌اش در داخل منزل خیلی بیشتر از بیرون بود. مجموعاً رفتاری داشت که به ما بد نمی‌گذشت.

سید حسین خمینی: پدرم متفکر و اهل ابداع بود و مقلد هم نبود

رابطة حاج آقا مصطفی با مرحوم امام و والده‌شان چطور بود؟

پدر هم با خانم و هم با امام خیلی صمیمی بود. به یاد دارم که امام و ایشان بحث می‌کردند و شوخی‌های خصوصی زیادی داشتند و خیلی باهم می‌خندیدند.

نقش پدر در شکل‌گیری جریانات مبارزه و انقلاب چگونه بود؟

خود مرحوم والد بعد از دستگیری امام،  نهضت را در سال 42 راه انداخت. حضور پدر و دوستانش به عنوان شاگردان آیت‌الله خمینی، خیلی موقعیت امام را برجسته کرد. البته خود امام هم جذاب بود و با حضور پدر و دوستانش نیرومندتر می‌شد.

مهم‌ترین و بارزترین ویژگی معنوی پدرتان از نظر شما چه بود؟

ایمانش به حق بسیار قوی و اعتقادش نسبت به اهل بیت و ائمه اطهار جدی بود. ایشان می‌دانست که حق، محمد و اهل‌بیتش هستند. اهل تفکر و تأمل در امور بود. یادم هست وقتی نجف در پشت‌بام می‌خوابیدیم به ستاره‌ها و آسمان می‌نگریست و در فکر فرو می‌رفت. گاهی هم افکارش را با ما مطرح می‌کرد.

امام در نگاه حاج آقا مصطفی چه جایگاهی داشت؟

خب پدر من باور شدیدی به راه امام داشت و امام هم حقیقتاً متدین بود. من هم امام را دوست داشتم؛ چون با بقیه آخوندها فرق داشت. هم پدر و هم امام خمینی سقف پرواز بالایی داشتند. شاید بخشی از ارتفاعی که امام گرفته بود به خاطر وجود پدرم بود؛ چون هر دو روی هم اثر می‌گذاشتند.

به نظرم امام در سال 42 بهترین دورة حیاتش را تجربه کرد. ایشان حقیقتاً قهرمان میدان و سردستة مبارزات بود. هر روز درگیری‌ها تشدید می‌شد و امام نیز رهبر این جریان بود که یک سال و نیم هم طول کشید. یادم هست که ایشان در ماشین که می‌نشست، طلبه‌ها پشت سرشان حرکت و در مسیر فیضیه با پرچم نصر من الله و فتح قریب ایشان را همراهی می‌کردند.

چرا امام فرمود شهادت مرحوم آقا مصطفی از عنایات خفیه بود؟

چون اساساً پیروزی انقلاب از همان واقعه رقم خورد. می‌توان گفت شهادت ایشان ماشة انفجار انقلاب بود و خواص و اهل تفکر را نیز با امام همراه کرد و ایشان بیش از پیش مطرح شد. منظورشان این بود که خداوند اگرچه فرزندم را از من گرفته، اما الطافی در این جریان وجود دارد و من باید شاکر باشم. وقتی خبر به امام رسید، فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون». خداوند الطافی دارد؛ برخی از آن‌ها جلیّه هستند و برخی خفیّه. شاید این مرگ لطف باشد.

حضرت امام در انظار عمومی نسبت به‌ این داغ بسیار محکم رفتار می‌کرد. واکنش ایشان نسبت به از دست دادن آقا مصطفی در منزل چگونه بود؟

امام ظاهر خودش را حفظ می‌کرد؛ اما در منزل در سوگ آقا مصطفی خیلی گریه می‌کرد. خانم و عمویم هم همین‌طور. اگر این انقلاب جریان نداشت شاید امام نمی‎توانست رحلت پدرم را تحمل کند. تنها انقلاب که هدف اعلای ایشان بود، می‌توانست ذهنش را از این غم رهایی بخشد. خود امام هم بر اساس خوابی که پیش از فوت پدرم دیده بود، پیش‌بینی می‌کرد که در نجف فوت کند و می‌گفت: گمان نمی‌کنم دیگر ایران را ببینم.

در پایان گفت‌وگو اگر موضوعی مغفول مانده یا از خصایل و سیره پدر مواردی به خاطر دارید که بتواند شخصیت ایشان را بهتر به ما معرفی کند، آن را بیان بفرمایید.

یکی از ویژگی‌های مهم پدر احالة امور به خداوند بود. انسان‌ها عموماً گاهی خداپرست می‌شوند و گاهی از خدا فاصله می‌گیرند. ایشان همواره به یاد خدا بود و امورش را به او واگذار می‌کرد. پدر زحمات بسیاری در فقه و اصول کشید؛ در حالی که اصلاً نمی‌دانست آثارش چاپ خواهد شد یا خیر. اما کار خودش را کرد و بحمدالله آثارش به زیبایی هم منتشر شد.

رفتار ایشان بسیار عجیب بود. حتی من دیده بودم که روی برگی در حال پاره شدن از گوشه کتابی مطلب ارزشمندی را نوشته است و جالب بود که چطور روی یک کاغذ کاهی از کتاب مطالب به این مهمی را می‌نوشت. مشخص است که به خداوند احاله کرده بود که اگر بخواهد آن را حفظ می‎کند.

 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب