2:26 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 ساده انگاری یا تحمیق افکار عمومی

دو نمونه روشن از این ساده انگاری با هدف تحمیق مخاطبان هفته گذشته در همین کرمانشاه خودمان اتفاق افتاد و آن نحوه مواجهه برخی از نشریات مدعی پیشکسوتی و مردمی بودن ! و کانالها و سایت های مجازی با موضوع برکناری دوتن از مدیران اجرایی یعنی سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان و رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه بود که ضمن خودداری از افشای علل واقعی برکناری این دو مدیر توسط مدیران بالادستی خود به دفاع از آنان و انتقاد از برکناری و عزل این دوتن پرداختند که باعث تاسف گردید .

 اخبار عمومی
وزیر خارجه ایران خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا/ احترام را امتحان کن
خبر را در جلسات مختلف از افراد موثق و راستگو شنيدم
ايران غني‌سازي 3/67 درصد خود را 4 برابر كرد
افزایش ۹.۵ درصدی قیمت CNG از فردا
تحلیل توئیتری فلاحت‌پیشه از پشت پرده شلیک به سفارت آمریکا در منطقه سبز
آیت‌الله خامنه‌ای:از صدا و سیما گله دارم که جای زبان فارسی تعابیر غلط فرنگی را رواج می‌دهد
رحمانی فضلی: ایران خود را حافظ منطقه می‌داند/ امنیت منطقه یکپارچه است
روحانی:طرفدار مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی نیستم/دولت نیازمند اختیارات ویژه است
روحانی پیشنهاد رفراندوم داد،کیهان نگران شد
ممنوعیت حضور شهره سلطانی در برنامه جشن رمضان
خواننده آهنگ جنجالی دنیای مجازی: فکر نمی‌کردم به راحتی آبرویم برود
مجلس: استفاده از صندلی مناسب کودک در خودرو اجباری می شود
خانم نماینده دنیا هنوز خوشگلی هایش را دارد/ مرضیه با یک چشم دنیا را از شما قشنگ تر می‌بیند
سکه ۱۳۰.۰۰۰ تومان ارزان شد/ طلا گرمی ۴۲۱.۰۰۰ تومان
رحیم‌پور ازغدی: اینکه می‌گویند فرزندان مسئولان، خارج از کشور هستند درست نیست/رانت‌خواری یک ریالش حرام است
توضیحات امام جمعه مشهد درباره نحوه سربازگیری آمریکا از داخل کشور
انتقادات تند از تریبون پارلمان؛ اینجا مجلس است یا مهدکودک؟/ برادران سناتور! کار باید از بالا درست شود/حاشیه‌های صحن علنی
از وعده وزارت زنان تا احتمال انتصاب زنان در معاونت استانداري‌ها
ابتکار: قانونی نداریم که دوچرخه‌سواری خانم‌ها را ممنوع کرده باشد
مشاور احمدی نژاد با674000 دلار کجا رفت؟
هشدار کواکبیان: عارف نیاید، خودم کاندیدا می‌شوم
نقد شدیداللحن سیدجواد طباطبایی به سیدمحمد خاتمی: سخن نسنجیده خود را درباره فدرالیسم پس بگیرید
سعیدی‌کیا: پول نفت کشور را آباد نمی‌کند/ جای دولت را نمی‌گیریم
ابوترابی نماینده مجلس: پرداخت پول نقد بهتر از کوپنی‌شدن است
حزب قالیباف: امکان شکل‌گیری جریان سوم وجود ندارد/ از «گفت‌وگوی ملی» استقبال می‌کنیم
معاون سیاسی بسیج اساتید تهران: سرکردگان تجمع اخیر دانشگاه تهران نفوذی هستند
علم‌الهدی: آمریکای ملعون وارد فاز جدیدی شده/ خرما از آمریکا وارد نمی‌شود که کیلویی سی و چند تومان شده
دفاع قاطعانه و صریح عطاءالله مهاجرانی از رهبر انقلاب
ظریف: مذاکره با آمریکا غیرممکن است
اينك سيل سوزان گرما
لایحه فسادستيزي در راه مجلس
محمد فيضي؛ عضو هيات رييسه فراكسيون اميد مجلس: در شأن نمايندگان نيست كه رياست يك نماينده را خط قرمز خود بدانند
واکنش فلاحت‌پیشه به اظهارات سخنگوی شورای عالی امنیت ملی: حق ندارید اظهارنظر را محدود کنید
آیا پوتین پشت تهران را خالی کرد؟
تشییع پیکر بهنام صفوی در اصفهان (عکس)
هزینه وام مسکن چقدر می‌شود؟
ادعای ترامپ: مطمئنم ایران به زودی خواهان گفت‌وگو می‌شود
فرمانده کل سپاه: دشمنان دچار پوکی استخوان شده‌اند
تحلیل رفتار تاج‌زاده در قبال تهدیدات آمریکا/ دوگانه سازان جنگ و صلح چه می‌خواهند؟
رقابت شگفتی‌آفرین برای ریاست؛ رویارویی لاریجانی، حاجی‌بابایی، عارف
 گفتــگو
علیرضا بهشتی: کنشگران سیاسی کنار بروند، مطالبات مردمی به صورت اعتراض ظهور می‌کند
عماد افروغ : عده‌اي مي‌خواهند بر اساس بايدها و نبايدهای صرف جامعه را اداره كنند.
محمدرضا تاجیک: اصلاح‌طلبی یک جریان واحد نیست که اگر کسی گفت در انتخابات شرکت نکنید، بقیه بپذیرند
عباس عبدي : كسي كه مي‌گويد تغيير نكرده‌ام درك درستي از اوضاع ندارد
فیض‌الله عرب سرخی: حق نداریم از ترس شکست صحنه انتخابات را ترک کنیم،حتی اگر نامزد قابل دفاع نداشته باشیم
محمد هاشمی: مجمع تشخیص کارایی گذشته را ندارد
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
شهیندخت مولاوردی : روحانی می‌گوید وعده وزیر زن نداده است/ حجاب از ابتدا نباید اجباری می‌شد
کریمی قدوسی:اطلاعات سپاه ،نوار حرفهای خاتمی را که گفته با شاه عربستان دیدار کرده است،ارائه داده
کرباسچي : حالا ما دلمان را خوش کنيم که وجيه‌المله باشيم؟ مردم فریب نمی‌خورند

کد مطلب 23028           تاریخ ارسال : 1398/02/23                         نسخه چاپی
یک عکس و هزار حرف؛ بهزاد نبوی و احمد توکلی

در پایان دیدار فعالان سیاسی با رییس جمهوری در شامگاه شنبه 21 اردیبهشت 1398 که قاعدتا به صرف افطار بوده و بیش از تصاویر داخل سالن و سخنان کلی حسن روحانی یک تصویر در بیرون ساختمان محل نشست برای اهل سیاست و حرفه ای ترها بیشتر جلب توجه می کند و آن تصویر بهزاد نبوی از نمادهای پرسابقۀ چپ سنتی (بعد تر اصلاح طلبان) در کنار احمد توکلی از نمادهای پرسابقۀ راست سنتی (بعدتر محافظه کاران/ اصول گرایان) است.


عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در پایان دیدار فعالان سیاسی با رییس جمهوری در شامگاه شنبه 21 اردیبهشت 1398 که قاعدتا به صرف افطار بوده و بیش از تصاویر داخل سالن و سخنان کلی حسن روحانی یک تصویر در بیرون ساختمان محل نشست برای اهل سیاست و حرفه‌ای ترها بیشتر جلب توجه می‌کند و آن تصویر بهزاد نبوی از نمادهای پرسابقۀ چپ سنتی (بعد‌تر اصلاح طلبان) در کنار احمد توکلی از نمادهای پرسابقۀ راست سنتی (بعدتر محافظه کاران/ اصول‌گرایان) است.

یک عکس و هزار حرف؛ بهزاد نبوی و احمد توکلی



این دو کنار هم ایستاده‌اند و رو به دوربین ها لبخند می زنند اگرچه بعید است در خلوت خود نیز چنین امیدوارانه به اوضاع بنگرند.

سه سال پیش نیز البته به ابتکار و همت «انجمن اندیشه وقلم» و در میزگردی با موضوع « رجایی، مردمی یا پوپولیست» کنار هم نشستند و برخورد گرمی نیز داشتند ولی این بار را می توان با آن نوبت نیز متفاوت دانست.

هر دو در رژیم پهلوی سال های جوانی خود را به عنوان زندانی سیاسی سپری کرده و چه آرزوها که در دل نپرورانده و هر دو نیز در دولت های بعد از مهندس بازرگان به وزارت رسیده‌اند.

بهزاد نبوی در دولت شهید رجایی وزیر مشاور و در دولت مهندس موسوی وزیر صنایع سنگین شد و تا پایان هم بود و احمد توکلی در دولت میرحسین موسوی وزیر کار شد و در اعتراض به سیاست های اقتصادی آن دولت که اتفاقا با هدایت و حمایت همین بهزاد نبوی تنظیم می شد کناره گرفت.

هر دو پیشینۀ سخن گویی دولت را نیز در کارنامه دارند.

هر دو اکنون در کهن سالی کت پوشیده اند اما به سان چریک های جوان در آغاز دهۀ 60 به جای کت، اورکت می پوشیدند و برای این که شبیه مجاهدین خلق نباشند بهزاد اورکت مشکی بر تن می کرد و در سفر مهر 1359 همراه با رجایی نخست وزیر به نیویورک نیز با همین پوشش رفت و احمد توکلی اورکت بلند آلمانی که تا روی زانو را می پوشاند و در 30 سالگی پایین پلکان هیأت دولت می ایستاد و به خبرنگاران گزارش می داد.

با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 بهزاد نبوی به کمیتۀ مرکزی انقلاب اسلامی پیوست که قرار بود با توجه به فروپاشی شهربانی و کلانتری ها امنیت شهرها را تأمین کند و احمد توکلی هم با وانت نیسان از زادگاه خود بهشهر مازندران به تهران آمد و خود را به میدان بهارستان رساند تا حکم کمیته ای را که به راه انداخته بود از آیت الله مهدوی کنی بگیرد و موفق به دیدار نشد اما حکم را گرفت و آن که حکم را در اختیار او قرار داد کسی نبود جز بهزاد نبوی و البته توکلی به کمیته بسنده نکرد و کنار آن دادگاه هم تأسیس کرده بود.

اگر بهزاد نبوی نسبتی دور با دکتر ابراهیم یزدی دارد بی آن که کارنامۀ فعالیت سیاسی او متأثر از دبیر کل فقید نهضت آزادی ایران باشد، احمد توکلی هم نسبتی نزدیک با لاریجانی‌ها دارد بی آن که ازپلکان این خانواده بالا آمده باشد. خود دربارۀ این نسبت گفته است: « جدّ مادری من مرحوم آیت الله حاج سید محسن نبوی است که جدّ مادری آقایان لاریجانی ها هم هست. مادر آقایان لاریجانی ها خالۀ مادر من و خالۀ همسرم است.»

هم بهزاد نبوی و هم احمد توکلی در مسیر فعالیت های سیاسی پیش از انقلاب توقفی هم در ایستگاه مجاهدین خلق داشته و البته از آنها عبور کرده اند. توکلی جایی گفته بود: « در زمان دانشجویی بی آن که خود بخواهم به آنها وصل شدم.»

بهزاد نبوی متولد 1320 است و اکنون 78 ساله و احمد توکلی 10 سال کوچک‌تر و اکنون 68 ساله اما هر دو خسته و پیر شده اند.

به تصویر نگاه کنید. هر دو عصا به دست گرفته و شاید دست هم را گرفته باشند.

تفاوت این دو اما تنها در سن وسال نیست و این که یکی 10 سال بزرگ تر است. تنها در این نیست که یکی چنان چپ گرا که از اتهام کمونیست هم دربارۀ او مضایقه نکردند ( البته در معنی اقتصادی و بیشتر به معنی سوسیالیست وگرنه شهید رجایی بر تقیدات مذهبی او نزد امام صحه گذاشته بود) و دیگری چنان راست گرا که حامی سرمایه دار خوانده شد و گفته بود «ما با غاصب مخالفیم نه با مالک و نقض مالکیت خود غصب است.»

یا تفاوت این دو در این نیست که یکی از قطار دولت میر حسین موسوی پیاده شد و دیگری تا آخرباقی ماند . یا این که در سال 76 و 22 سال قبل در چنین روزهایی بهزاد نبوی برای پیروزی سید محمد خاتمی می کوشید و احمد توکلی برای نشاندنناطق نوری بر کرسی ریاست جمهوری.

مهم ترین تفاوت این دو در این است که بهزاد نبوی که یک دهه در جمهوری اسلامی وزیر بود و نماینده و نایب رییس مجلس هم شده بود پس از وقایع سال 88 به زندان افتاد و چهرۀ او در دادگاه از خاطره ها نمی رود. تجربه ای که هرگز سراغ احمد توکلی نیامده است.

بهزاد نبوی هیچ گاه کاندیدای ریاست جمهوری نشده و دیگر نیز این بخت را ندارد و نه جسما و نه روحا حتی اگر شورای نگهبان هم نرم شود حوصله و آمادگی چنین کاری را ندارد. احمد توکلی اما یک بار به رقابت با هاشمی رفسنجانی فقید برخاسته در حالی که ابتدا تصور نمی شد رقابت چندان جدی باشد اما شد و دست کم مردمان کردستان جدی گرفتند و در سال 80 نیز قصد رقابت با رییس جمهور اصلاح طلب وقت – سید محمد خاتمی – را داشت که ناکام ماند.

هیچ یک از این اتفاقات و رقابت ها اما از این دو فعال کهنه کار سیاست دو دشمن نساخته است.

اکنون نه بهزاد نبوی به روزهایی می اندیشد که احمد توکلی در رسالت علیه دولت مقاله می نوشت و کار به جایی رسید که این شایعه درگرفت که رهبر فقید انقلاب ارسال روزنامۀ رسالت به جبهه ها را منع کرده تا روحیۀ رزمندگان تضعیف نشود و نه احمد توکلی به روزهایی که چپ، دفاع او از اقتصاد آزاد را به حساب پیوند با سرمایه داری می گذاشت.

همچنین بعید است بهزاد نبوی تمایل داشته باشد دست پخت آقای توکلی در سال 83 و در آخرین سال دولت خاتمی (طرح تثبیت قیمت ها) را به یاد او بیاورد که روند افزایش تدریجی قیمت بنزین را متوقف کرد و باعث شد هر چند سال یک بار این فنر بجهد. [به موجب این طرح قرار بود قیمت بنزین ثابت بماند (80 تومان) اما سه سال بعد همان مجلس و همفکران آقای توکلی به سهمیه بندی بنزین با قیمت 100 تومان و بنزین آزاد ( چهار برابر سهمیه ای و 400 تومان) رأی دادند و تا 800 تومان هم رفت و در دولت روحانی با هزار تومان تثبیت شد که تا حالا ادامه یافته است]. احمد توکلی نیز شاید دیگر به بهزاد به دیدۀ لیدر جریانی نمی‌نگرد که او و دوستان او را با تیم درجۀ دو «امید» از مجلس به بیرون راندند.

می توان حدس زد دغدغۀ هر دو مانند سال های مبارزه و استقرار اصل انقلاب و نظام است.

اگر غیر این بود دعوت رییس جمهوری را نمی پذیرفتند یا حوصله اش را نداشتند و اگر عذر بیماری و کسالت می آوردند نیز پذیرفتنی بود.

آری، این عکس هزار حرف دارد و به بهانۀ آن می توان از فراز و نشیب 40 سال اخیر گفت و این که نشان می دهد اصالت سیاسی از هر ادعای دیگر بالاتر است.

در گذر زمان نه بهزاد آن آرمان خواه سال ها پیش است که می گوید با هر انقلابی مخالف است و در هر وضعیتی اصلاح و صلح را ترجیح می دهد و نه توکلی همان دغدغه ها را تکرار می کند و به جای صاحبان سرمایه از عدالت می گوید.

یکی به سختی راه می‌رود و خمیده و دیگری به دشواری سخن می‌گوید و این کاری است که سیاست در این سرزمین با فرزندان خود می‌کند.

احسان نراقی کتابی دارد با عنوان « از کاخ شاه تا زندان اوین» و در آن از سال 57 می گوید که در پاییز آن به کاخ نیاوران می رفت تا طرف مشاورۀ محمد رضا شاه قرار گیرد و در پایان زمستان همان سال به زندان انقلابیون افتاد و بعد آزاد شد و دوباره به زندان افتاد و به پاریس رفت و مشاور فدریکو مایور مدیر کل یونسکو شد.

بهزاد نبوی هم از زندان های شاه به در آمد و در جمهوری اسلامی در ساختمان گروه صنعتی بهشهر که روزگاری لاجوردی‌ها در آن می نشستند وزارت صنایع سنگین را پایه گذاشت و در ستاد تبلیغات جنگ معاونت آن را عهده دار شد و در پایان دهه 70 وس از ده سال تجربه کار اجرایی به قوۀ مقننه رفت و به نایب رییسی مجلس ششم هم رسید و در همین جمهوری اسلامی در پایان دهۀ 80 چنان که گفته شد زندان را تجربه کرد.نه به اتهامی مالی یا اقتصادی که حساب و کتاب و دارایی او روشن بود که به خاطر اتفاقات انتخابات پس از 88 و گویا یکی از اتهامات هم: اخلال در ترافیک منطقه مسکونی در غرب تهران.

او آن قدر از این فراز و نشیب ها را دیده که می توان شهادت داد اگر جز وضعیت کنونی سیاسی و اقتصادی و تهدیدات خارجی نبود ترجیح می داد نه کنار رییس جمهوری که در خانه و بر سفرۀ افطاری بنشیند که همسر و چشم انتظار سال‌های تنهایی گسترده است. چندان که اندکی پس از زندان و در افطاری دیدم که چگونه از سیاسیون کناره می گیرد و به طعنه می گوید شماها را زیاد دیده ام. در این سال ها زنم را کم دیده ام و گوشه ای با همسرش نشست.  احمد توکلی هم دل و دماغ گذشته را ندارد. خاصه پس از داغ فرزند.

برای فهم بیشتر معنای این تصویر اما کافی است به یاد آوریم در ضیافتی در 24 ساعت قبل‌تر به میزبانی یکی از دیگر از سران جناح راست (محمد رضا باهنر) تا محمود احمدی‌نژاد وارد شد ناطق نوری بیرون رفت و حاضر نشدند در یک لانگ شات هم با هم باشند چه رسد که نزدیک.

کسانی شاید چنان خسته و نومید و دل زده یا حسب باور مرسوم همۀ سیاست را بازی بدانند و رقابت ها را جز بر سر منافع و سیاست مداران را جز دروغ‌گویان ندانند.

اما اگر هم بازی باشد بازی به بازی‌گر نیاز دارد و چه بهتر که صحنه با رقابت‌های حزبی و پارلمانی چیده شود و سیاست مداران به گفت و گو دعوت شوند تا برای وضعیتی که رییس جمهوری فعلا تنها با واژۀ «شرایط سخت» آن را توصیف می کند بهترین تدبیر اندیشیده شود. اگر چه گرایش های سیاسی اکنون بسیار متنوع‌تر از روزگاری است که تنها به چپ و راست تقسیم می شد و این را بهتر از هر کس این دو می‌دانند.

 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب