1:24 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 چه کسی ؟ یا چگونه؟

برخی از سیاسیون و نخبگان و اهالی رسانه کرمانشاه این روزها در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ( مجلس یازدهم ) بازهم از ((چه کسی نماینده یا نمایندگان جدید می شوند ؟ )) !! درحالیکه افرادی که عنوان نخبه یا فعال سیاسی و حزبی یا فعال رسانه ای را بدک می کشند باید بجای بیان و اهتمام به اینگونه مباحث تکراری به سمت نقد عملکرد نمایندگان دوره دهم ( نمایندگان فعلی ) و بررسی امتیازات کاندیداهای جدید نسبت به نمایندگان پیشین بپردازند تا از تکرار این دور تسلسل جلوگیری شود

 اخبار عمومی
حقوقدانان جدید شورای نگهبان، به حقوقدان بودن مشهور نیستند/ شورای نگهبان یک‌دست‌تر شد
انتقاد صریح محمد صدر از تعطیلی یک ماهه مجمع تشخیص/ مجمع آن‌گونه که باید فعال نیست/ برخی اعضا دارای تفکر خاص هستند
پشت درهای بسته شورای نگهبان چه می‌گذرد؟/ شورا در مسیر شفافیت
رهبر انقلاب: دزدی دریایی انگلیس خبیث را بی‌جواب نمی‌گذاریم
فلاحت پیشه: از پاره کردن برجام ،دیگران آسیب نمی بینند،دست ما از استدلال حقوقی خالی می شود
روایتی از نقش آیت‌الله جنتی در حذف ۳ حقوقدان شورای نگهبان و معرفی گزینه‌های جنجالی جدید
تلاش برای اخراج جهانگیری از پاستور / مشکل مخالفان دولت چیست؟
ایران مذاکره مستقیم با آمریکا را پذیرفته است؟
انتقاد از ادبیات علم‌الهدی درباره حجاب زنان/سفره مردم مهمتر است یا چهارتا موی یک دختر بچه؟/لطفا مردم را از دین، زده نکنید
نماینده مجلس: مشکلی در تامین داروی تولید داخل نداریم
نماینده اصفهان: به بنده حمله نشد/ هدف سرقت بود
هشدار سيدحسن نصرالله به «تيم بي»/ جنگ با ايران پرهزينه است
اولين جلسه دادگاه شهردار اسبق تهران به رياست قاضي كشكولي برگزار شد/ دست‌نوشته خبرساز آقاي نجفي
بیت‌کوین تنها از دیجیتالی پرخریدار نیست ۴/ ارز پرطرفدار برای سرمایه گذاران را بشناسید
دفاع منتقد زنگنه از عملکرد وی در بحران تحریم/ زنگنه در برابر «حلقه‌های نفوذ» ایستاده است
معتدلین اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت میز مذاکره /پایان دوران حذف
علم‌الهدی:اتاق خوابی که با دیوارهای شیشه‌ای و سر چهارراه باشد حریم خصوصی می‌شود؟ /زن مسلمان هرچه پوشیده‌تر باشد بهتر
نقشه حجاب ممنوع، فکر استعماری و سرنیزه رضاخانی
طرح ساماندهی کودکان‌کار؛ ۳۰ بار شکست و دوباره اصرار بر اجرا!
آذری جهرمی: دسترسی ایرانی‌ها به "توییتر" ضامن امنیت ملی است/ دشمنان از نبود ایرانیها در این شبکه سوء‌استفاده میکنند
آیت‌الله جنتی: گرانی، تورم، فساد اداری و مالی هست اما مردم تحمل می‌کنند
داستان تکراری «احزابِ یک‌بار مصرف» اصولگرا و سهم‌خواهی‌های انتخاباتی
سخنگوی شورای نگهبان: تخلف در انتخابات طبیعی است /شورا و وزارت کشور نباید جزیره‌ای عمل کنند
خرم: باید تضمین دهند که ۸۰ درصد اصلاح‌طلبان تایید صلاحیت می‌شوند
۴ سناریوی اصلاح‌طلبان برای انتخابات اسفند
«نفوذی» هم می‌تواند صورت تراشیده داشته باشد هم جای مُهر در پیشانی
احتمال کاندیداتوری سردار سلیمانی و ظریف در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟/ بیادی: بعید است قالیباف کاندیدای مجلس شود
حد نصاب رأی‌آوری کاندیداهای مجلس تغییر کرد/ سامانی: انتخابات ۹۸ براساس اصلاحیه جدید قانون انتخابات برگزار می‌شود
محمد صدر: خروجی جلسات «گفت‌وگوی ملی» به رهبری اعلام می‌شود
کوهکن: جمنا دیگر وجود خارجی ندارد/ حضور پایداری‌ها در جلسات شورای وحدت
اعزام قانونی نیروی کار به خارج ۱۵۰ درصد افزایش می‌یابد
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
ترامپ از فرانسه برای کاهش تنش‌ها با ایران کمک خواسته است؟
سیاست جیره‌بندی یا اعطای کوپن در شرایط فعلی جواب می‌دهد؟
وکیل محمدرضا خاتمی: درخواست تجدیدنظر می‌کنیم
گام‌ دوم کاهش تعهدات‌ ایران در برجام/عبور غنی‌سازی از مرز ۳.۶۷ درصد
انتقادات صریح باهنر از مواضع انتخاباتی آیت‌الله مصباح و حجاریان /به دنبال تشکیلاتی فراتر از جمنا هستیم/نه رمال هستیم نه پیشگو
کیهان: زیباکلام روی قاجار را سفید کرد
شوک بزرگ یک خودروساز داخلی به مردم!
پرویز فتاح در ریاست بنیاد مستضعفان؟
 گفتــگو
پیشنهاد مرعشی: ساختارسیاسی باید عوض شود/ یا باید همه قدرت‌ها به رئیس جمهور داده شود یا رهبری فردی را به عنوان نخست وزیر به مجلس پیشنهاد بدهند
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
کدخدایی: فرض کنید ۱۰ میلیون نفر از شرکت کنندگان در انتخابات ۸۸ قانع نشده‌اند، آیا آن‌ها با رای دادگاه محمدرضا خاتمی قانع می‌شوند؟
گپی با عطریان‌فر؛ از رایزنی انتخاباتی با شورای نگهبان تا بازخواست عارف
فاطمه هاشمی: اغلب اصلاح‌طلبان، چپ‌های تند اول انقلابند، یک روز مخالف آمریکا و یک‌ روز موافق مذاکره با آن/ وصیت‌نامه دوم پدرم هنوز پیدا نشده
مسجد جامعی: آمریکا تا جایی تهدید می کند که منجر به جنگ نشود
علی مطهری:این ترفند نهادهای امنیتی و قوه قضاییه است که جرم سیاسی را به جرم امنیتی تغییر نام می دهند
علی شکوری راد:مي‌خواهند با شعار معيشت ابتكار عمل دولت را بگيرند
صفایی‌فراهانی: دلیل کارآیی نداشتن مجلس، قیف تنگ شورای‌نگهبان است
منتجب‌نیا: برای انتخابات شرط بگذاریم، التماس اصلاح‌طلبان را می‌کنند؟

کد مطلب 23028           تاریخ ارسال : 1398/02/23                         نسخه چاپی
یک عکس و هزار حرف؛ بهزاد نبوی و احمد توکلی

در پایان دیدار فعالان سیاسی با رییس جمهوری در شامگاه شنبه 21 اردیبهشت 1398 که قاعدتا به صرف افطار بوده و بیش از تصاویر داخل سالن و سخنان کلی حسن روحانی یک تصویر در بیرون ساختمان محل نشست برای اهل سیاست و حرفه ای ترها بیشتر جلب توجه می کند و آن تصویر بهزاد نبوی از نمادهای پرسابقۀ چپ سنتی (بعد تر اصلاح طلبان) در کنار احمد توکلی از نمادهای پرسابقۀ راست سنتی (بعدتر محافظه کاران/ اصول گرایان) است.


عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در پایان دیدار فعالان سیاسی با رییس جمهوری در شامگاه شنبه 21 اردیبهشت 1398 که قاعدتا به صرف افطار بوده و بیش از تصاویر داخل سالن و سخنان کلی حسن روحانی یک تصویر در بیرون ساختمان محل نشست برای اهل سیاست و حرفه‌ای ترها بیشتر جلب توجه می‌کند و آن تصویر بهزاد نبوی از نمادهای پرسابقۀ چپ سنتی (بعد‌تر اصلاح طلبان) در کنار احمد توکلی از نمادهای پرسابقۀ راست سنتی (بعدتر محافظه کاران/ اصول‌گرایان) است.

یک عکس و هزار حرف؛ بهزاد نبوی و احمد توکلی



این دو کنار هم ایستاده‌اند و رو به دوربین ها لبخند می زنند اگرچه بعید است در خلوت خود نیز چنین امیدوارانه به اوضاع بنگرند.

سه سال پیش نیز البته به ابتکار و همت «انجمن اندیشه وقلم» و در میزگردی با موضوع « رجایی، مردمی یا پوپولیست» کنار هم نشستند و برخورد گرمی نیز داشتند ولی این بار را می توان با آن نوبت نیز متفاوت دانست.

هر دو در رژیم پهلوی سال های جوانی خود را به عنوان زندانی سیاسی سپری کرده و چه آرزوها که در دل نپرورانده و هر دو نیز در دولت های بعد از مهندس بازرگان به وزارت رسیده‌اند.

بهزاد نبوی در دولت شهید رجایی وزیر مشاور و در دولت مهندس موسوی وزیر صنایع سنگین شد و تا پایان هم بود و احمد توکلی در دولت میرحسین موسوی وزیر کار شد و در اعتراض به سیاست های اقتصادی آن دولت که اتفاقا با هدایت و حمایت همین بهزاد نبوی تنظیم می شد کناره گرفت.

هر دو پیشینۀ سخن گویی دولت را نیز در کارنامه دارند.

هر دو اکنون در کهن سالی کت پوشیده اند اما به سان چریک های جوان در آغاز دهۀ 60 به جای کت، اورکت می پوشیدند و برای این که شبیه مجاهدین خلق نباشند بهزاد اورکت مشکی بر تن می کرد و در سفر مهر 1359 همراه با رجایی نخست وزیر به نیویورک نیز با همین پوشش رفت و احمد توکلی اورکت بلند آلمانی که تا روی زانو را می پوشاند و در 30 سالگی پایین پلکان هیأت دولت می ایستاد و به خبرنگاران گزارش می داد.

با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 بهزاد نبوی به کمیتۀ مرکزی انقلاب اسلامی پیوست که قرار بود با توجه به فروپاشی شهربانی و کلانتری ها امنیت شهرها را تأمین کند و احمد توکلی هم با وانت نیسان از زادگاه خود بهشهر مازندران به تهران آمد و خود را به میدان بهارستان رساند تا حکم کمیته ای را که به راه انداخته بود از آیت الله مهدوی کنی بگیرد و موفق به دیدار نشد اما حکم را گرفت و آن که حکم را در اختیار او قرار داد کسی نبود جز بهزاد نبوی و البته توکلی به کمیته بسنده نکرد و کنار آن دادگاه هم تأسیس کرده بود.

اگر بهزاد نبوی نسبتی دور با دکتر ابراهیم یزدی دارد بی آن که کارنامۀ فعالیت سیاسی او متأثر از دبیر کل فقید نهضت آزادی ایران باشد، احمد توکلی هم نسبتی نزدیک با لاریجانی‌ها دارد بی آن که ازپلکان این خانواده بالا آمده باشد. خود دربارۀ این نسبت گفته است: « جدّ مادری من مرحوم آیت الله حاج سید محسن نبوی است که جدّ مادری آقایان لاریجانی ها هم هست. مادر آقایان لاریجانی ها خالۀ مادر من و خالۀ همسرم است.»

هم بهزاد نبوی و هم احمد توکلی در مسیر فعالیت های سیاسی پیش از انقلاب توقفی هم در ایستگاه مجاهدین خلق داشته و البته از آنها عبور کرده اند. توکلی جایی گفته بود: « در زمان دانشجویی بی آن که خود بخواهم به آنها وصل شدم.»

بهزاد نبوی متولد 1320 است و اکنون 78 ساله و احمد توکلی 10 سال کوچک‌تر و اکنون 68 ساله اما هر دو خسته و پیر شده اند.

به تصویر نگاه کنید. هر دو عصا به دست گرفته و شاید دست هم را گرفته باشند.

تفاوت این دو اما تنها در سن وسال نیست و این که یکی 10 سال بزرگ تر است. تنها در این نیست که یکی چنان چپ گرا که از اتهام کمونیست هم دربارۀ او مضایقه نکردند ( البته در معنی اقتصادی و بیشتر به معنی سوسیالیست وگرنه شهید رجایی بر تقیدات مذهبی او نزد امام صحه گذاشته بود) و دیگری چنان راست گرا که حامی سرمایه دار خوانده شد و گفته بود «ما با غاصب مخالفیم نه با مالک و نقض مالکیت خود غصب است.»

یا تفاوت این دو در این نیست که یکی از قطار دولت میر حسین موسوی پیاده شد و دیگری تا آخرباقی ماند . یا این که در سال 76 و 22 سال قبل در چنین روزهایی بهزاد نبوی برای پیروزی سید محمد خاتمی می کوشید و احمد توکلی برای نشاندنناطق نوری بر کرسی ریاست جمهوری.

مهم ترین تفاوت این دو در این است که بهزاد نبوی که یک دهه در جمهوری اسلامی وزیر بود و نماینده و نایب رییس مجلس هم شده بود پس از وقایع سال 88 به زندان افتاد و چهرۀ او در دادگاه از خاطره ها نمی رود. تجربه ای که هرگز سراغ احمد توکلی نیامده است.

بهزاد نبوی هیچ گاه کاندیدای ریاست جمهوری نشده و دیگر نیز این بخت را ندارد و نه جسما و نه روحا حتی اگر شورای نگهبان هم نرم شود حوصله و آمادگی چنین کاری را ندارد. احمد توکلی اما یک بار به رقابت با هاشمی رفسنجانی فقید برخاسته در حالی که ابتدا تصور نمی شد رقابت چندان جدی باشد اما شد و دست کم مردمان کردستان جدی گرفتند و در سال 80 نیز قصد رقابت با رییس جمهور اصلاح طلب وقت – سید محمد خاتمی – را داشت که ناکام ماند.

هیچ یک از این اتفاقات و رقابت ها اما از این دو فعال کهنه کار سیاست دو دشمن نساخته است.

اکنون نه بهزاد نبوی به روزهایی می اندیشد که احمد توکلی در رسالت علیه دولت مقاله می نوشت و کار به جایی رسید که این شایعه درگرفت که رهبر فقید انقلاب ارسال روزنامۀ رسالت به جبهه ها را منع کرده تا روحیۀ رزمندگان تضعیف نشود و نه احمد توکلی به روزهایی که چپ، دفاع او از اقتصاد آزاد را به حساب پیوند با سرمایه داری می گذاشت.

همچنین بعید است بهزاد نبوی تمایل داشته باشد دست پخت آقای توکلی در سال 83 و در آخرین سال دولت خاتمی (طرح تثبیت قیمت ها) را به یاد او بیاورد که روند افزایش تدریجی قیمت بنزین را متوقف کرد و باعث شد هر چند سال یک بار این فنر بجهد. [به موجب این طرح قرار بود قیمت بنزین ثابت بماند (80 تومان) اما سه سال بعد همان مجلس و همفکران آقای توکلی به سهمیه بندی بنزین با قیمت 100 تومان و بنزین آزاد ( چهار برابر سهمیه ای و 400 تومان) رأی دادند و تا 800 تومان هم رفت و در دولت روحانی با هزار تومان تثبیت شد که تا حالا ادامه یافته است]. احمد توکلی نیز شاید دیگر به بهزاد به دیدۀ لیدر جریانی نمی‌نگرد که او و دوستان او را با تیم درجۀ دو «امید» از مجلس به بیرون راندند.

می توان حدس زد دغدغۀ هر دو مانند سال های مبارزه و استقرار اصل انقلاب و نظام است.

اگر غیر این بود دعوت رییس جمهوری را نمی پذیرفتند یا حوصله اش را نداشتند و اگر عذر بیماری و کسالت می آوردند نیز پذیرفتنی بود.

آری، این عکس هزار حرف دارد و به بهانۀ آن می توان از فراز و نشیب 40 سال اخیر گفت و این که نشان می دهد اصالت سیاسی از هر ادعای دیگر بالاتر است.

در گذر زمان نه بهزاد آن آرمان خواه سال ها پیش است که می گوید با هر انقلابی مخالف است و در هر وضعیتی اصلاح و صلح را ترجیح می دهد و نه توکلی همان دغدغه ها را تکرار می کند و به جای صاحبان سرمایه از عدالت می گوید.

یکی به سختی راه می‌رود و خمیده و دیگری به دشواری سخن می‌گوید و این کاری است که سیاست در این سرزمین با فرزندان خود می‌کند.

احسان نراقی کتابی دارد با عنوان « از کاخ شاه تا زندان اوین» و در آن از سال 57 می گوید که در پاییز آن به کاخ نیاوران می رفت تا طرف مشاورۀ محمد رضا شاه قرار گیرد و در پایان زمستان همان سال به زندان انقلابیون افتاد و بعد آزاد شد و دوباره به زندان افتاد و به پاریس رفت و مشاور فدریکو مایور مدیر کل یونسکو شد.

بهزاد نبوی هم از زندان های شاه به در آمد و در جمهوری اسلامی در ساختمان گروه صنعتی بهشهر که روزگاری لاجوردی‌ها در آن می نشستند وزارت صنایع سنگین را پایه گذاشت و در ستاد تبلیغات جنگ معاونت آن را عهده دار شد و در پایان دهه 70 وس از ده سال تجربه کار اجرایی به قوۀ مقننه رفت و به نایب رییسی مجلس ششم هم رسید و در همین جمهوری اسلامی در پایان دهۀ 80 چنان که گفته شد زندان را تجربه کرد.نه به اتهامی مالی یا اقتصادی که حساب و کتاب و دارایی او روشن بود که به خاطر اتفاقات انتخابات پس از 88 و گویا یکی از اتهامات هم: اخلال در ترافیک منطقه مسکونی در غرب تهران.

او آن قدر از این فراز و نشیب ها را دیده که می توان شهادت داد اگر جز وضعیت کنونی سیاسی و اقتصادی و تهدیدات خارجی نبود ترجیح می داد نه کنار رییس جمهوری که در خانه و بر سفرۀ افطاری بنشیند که همسر و چشم انتظار سال‌های تنهایی گسترده است. چندان که اندکی پس از زندان و در افطاری دیدم که چگونه از سیاسیون کناره می گیرد و به طعنه می گوید شماها را زیاد دیده ام. در این سال ها زنم را کم دیده ام و گوشه ای با همسرش نشست.  احمد توکلی هم دل و دماغ گذشته را ندارد. خاصه پس از داغ فرزند.

برای فهم بیشتر معنای این تصویر اما کافی است به یاد آوریم در ضیافتی در 24 ساعت قبل‌تر به میزبانی یکی از دیگر از سران جناح راست (محمد رضا باهنر) تا محمود احمدی‌نژاد وارد شد ناطق نوری بیرون رفت و حاضر نشدند در یک لانگ شات هم با هم باشند چه رسد که نزدیک.

کسانی شاید چنان خسته و نومید و دل زده یا حسب باور مرسوم همۀ سیاست را بازی بدانند و رقابت ها را جز بر سر منافع و سیاست مداران را جز دروغ‌گویان ندانند.

اما اگر هم بازی باشد بازی به بازی‌گر نیاز دارد و چه بهتر که صحنه با رقابت‌های حزبی و پارلمانی چیده شود و سیاست مداران به گفت و گو دعوت شوند تا برای وضعیتی که رییس جمهوری فعلا تنها با واژۀ «شرایط سخت» آن را توصیف می کند بهترین تدبیر اندیشیده شود. اگر چه گرایش های سیاسی اکنون بسیار متنوع‌تر از روزگاری است که تنها به چپ و راست تقسیم می شد و این را بهتر از هر کس این دو می‌دانند.

 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب