1:43 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  کاریکاتوری بنام " خبرنگار"

واقعیت آن است که که هیچ صنفی حتی صنف مرگ موش فروشان کرمانشاه به بی در و پیکری صنف مطبوعاتی ما نیست ، هرکس از مادرش قهر می کند یک گوشی اندروید دست و پا نموده و میشود فعال مطبوعاتی و رسانه ای ! در حالیکه اگر گوشی موبایل را از او بگیرید حتی یک انشای چند خطی نمی تواند در مورد بهار بنویسد و امروز در کرمانشاه این جماعت گوشی بدست تلگرامی و واتساپی میدان دار شده اند بی هیچ تعهدی و بدون اینکه هزینه ای ( هزینه های غیرمادی) در مقابل کارهای خود بپردازند و ..

 اخبار عمومی
پیکر هوشنگ ابتهاج پنجشنبه تشییع می‌شود
تاجزاده در دادگاه سكوت كرد
قالیباف: در برخی مواقع تصمیماتی می گیریم که کاری به آسایش مردم ندارد/ منابع کشور را یا نشناختیم، یا اگر شناختیم، به سراغ آنها نرفتیم
پاسخ مهاجرانی به سوال "آیا حاضری سلمان رشدی را بکشی؟"
علی مطهری: درخواست تاجزاده برای رسیدگی به شکایت از آیت الله جنتی آیا درخواست گزافی بود؟
وزیر دفاع ترامپ: به خاطر تهدید‌های ایران ۲۴ ساعته تحت حفاظتم
مخالفت روسای ۶ انجمن تخصصی روانشناسی با طرح مجلس برای دادن اختیار صدور مجوز مشاوره روانشناسی به حوزه علمیه
رسانه شورای عالی امنیت ملی : ایران متن موجود را به‌ عنوان توافق نهایی قبول ندارد
جانشین فرمانده کل سپاه: سپاه دست فلسطینی‌ها را پُر خواهد کرد
عباس عبدی: ظاهرا نطفه نواصولگرایی را با جعل و نفی حقیقت بسته‌اند
وزیر ارتباطات: چیزی به نام «اینترنت ملی» نداریم/ «طرح صیانت» وجود ندارد اما برخی با اسم آن نان می‌خورند
محسن هاشمی: افراطیون بدانند که تاریخ محو شدنی نیست
دومین توئیت تند ضدتوافق وزیر رئیسی / نباید به وعده شمر اعتماد کرد
یک مقام وزارت خارجه: هنوز نمی توان از نهایی شدن متن توافق سخن گفت
عباس عبدی: می‌گویند متنی که روی میز است بهتر از برجام است؛ بسیار عالی، زودتر امضا کنید
خبرگزاری دولت خیال مردم را راحت کرد: دادن کالابرگ برای کالاهای اساسی به قیمت شهریور ۱۴۰۰ ممکن نیست
احمد خاتمی: امروز بیعت با امام حسین (ع)، بیعت با نظام است
سخنگوی قوه قضاییه درباره پسر میرسلیم: چند روز غیبت داشت ولی الان در زندان است
کاخ سفید: حاضر نیستیم به عنوان بخشی از مذاکرات برجام، سپاه را از فهرست تروریسم خارج کنیم
طعنه سنگین همتی به «تبدیل فرش‌های دفتر دولت به زیلو»
تهدید عجیب نماینده مجلس : گستاخی کنید از رهبری خواهیم خواست فتوای ساخت سلاح هسته‌ای را تغییر دهند
توصیه وزیر میراث فرهنگی در مورد حجاب: از گذشته عبرت بگیریم و شجاعانه در روش‌هایمان تجدید نظر کنیم
شاکری، نماینده مجلس درمورد عکس گرفتن با چند نماینده دیگر در گِل: حین عبور از ما عکس گرفتند / وقت چکمه پوشیدن نداشتیم /بازدید میدانی ما غرورآفرین بود
سخنگوی دولت: رییسی به نیویورک می‌رود
الظواهری چگونه شناسایی و کشته شد؟
احمد خاتمی: اینکه گفتم "اکثر بی حجاب‌ها از خانواده‌های دزدها هستند"، ناخواسته بود
نماینده مجلس: تغییر تاریخ انقضای کالاها جان مردم را به خطر انداخته است
نماینده مجلس خطاب به رئیس‌جمهور: یک چهارم فرصت خدمت شما گذشت؛ آیا به یک چهارم اهدافتان رسیده‌اید؟
زیباکلام : جناب رئیسی ، انتخابات ۱۴۰۴ همین موضع را درباره حجاب خواهید داشت یا ...
کمالوندی: صدور دستور راه‌اندازی صدها سانتریفیوژ در راستای لغو تحریم‌ها
دبیر ستاد امر به معروف: سلبریتی های بدحجاب را بگیرید تا بقیه بفهمند مسئله جدی است
روزنامه اعتماد: وقتی مسئول حراست می تواند یک کنسرت را برهم بزند، حتما می تواند جلوی تولیدات یک کارخانه را هم بگیرد
وزیر آموزش و پرورش از بیمارستان مرخص شد
یک حکم خبر ساز/ قاضی، مشروب متهم را پس داد (+عکس)
واکنش نماینده مجلس به «شوآف» دانستن حضور نمایندگان در مناطق سیل زده
جماران: تکذیب ادعای یک محافظ در مورد ترور و شهادت امام خمینی
رئیسی: هجمه معاندان در روزهای اخیر به دلیل حضور میدانی خدمتگزاران مردم است
حکمی با امضای زاکانی که در فضای مجازی دست به دست می شود (+تصویر)
نامه احمدی نژاد به زلنسکی: پوتین خودشیفته و شهرت طلب است
اخطار قانون اساسی» نماینده مجلس: سرپرست وزارت کار ، درب را به روی خود بسته و پاسخگو نیست/ رئیسی سریع تر وزیر معرفی کند
 گفتــگو
باهنر: ردصلاحیت لاریجانی مخصوصاً با آن دلایل شورای نگهبان، چیز عجیبی بود / رهبری به دولت دستور دادند مسئله قانون انتخابات حل شود
موسوی تبریزی درباره‌ اعدام های سال ۶۷: نقش عمده را مرحوم ری‌شهری داشت / جزئیات را آقای رئیسی و اژه ای می دانند
هشدار پزشکیان: مردم عصبانی اند/ دوستانی که بلدند سفره مردم را رنگین کنند، از برجام هم خارج شوند
بادامچیان : به رئیسی نوشتم افراد نابلد اقتصادی انتخاب کرده اید / همسرم بابت گرانی ها غُر می زند
مهرعلیزاده: دکان فائزه‌ هاشمی در ورزش زنان را بستم/ آبکی رد صلاحیت شدم
محمد غرضی: امام گفت غرضی هر پستی خواست بگیرد / نگذاشتند فرمانده سپاه شوم/ دولت خودش را گرفتار کوپن نکند
باهنر: اگر روسری رفت کنار و یواش یواش شلوار هم کوتاه شد و دامن هم آمد بالا، چه می‌شود؟/هاشمی می خواست تعدیل اقتصادی کند ما نگذاشتیم
ظریف: بدم نمی آمد لاریجانی رئیس جمهور شود / اگر شهیدسلیمانی نبود، هرگز بعد از آن استعفا به دولت بازنمی‌گشتم
صالحی: برجام احیا نشود وارد کلاف سردرگمی می‌شویم که باز کردنش با خداست
محمد جواد حق‌شناس: اعتبار راى رئیسی در ٩٦ خیلی خیلی بیشتر از آرایی بود که او را در ١٤٠٠ به پاستور رساند

کد مطلب 29413           تاریخ ارسال : 1401/03/16                         نسخه چاپی
خاطرۀ عاطفی هوشنگ مرادی کرمانی دربارۀ دعایی

آقای دعایی پشت میکروفن که رفت به جای این‌که حرف بزند ، سرش را روی تریبون گذاشت و شروع به گریه کرد . همه مات‌شان برد که چرا این کار را می‌کند...


عصر ایران- رسم غالب این است که دربارۀ روحانیون درگذشته هم‌لباسان و اگر سیاسی هم بوده باشد هم‌فکران سخن بگویند و خاطره نقل کنند. سید محمود دعایی اما یک روحانی استثنایی بود چندان که با طیف‌های گوناگون ارتباط عاطفی داشت.

   روحانی و معمم بود اما محدود به روحانیون نه. مدیر‌مسؤول قدیمی‌ترین روزنامۀ در‌حال انتشار ایران بود اما از دایرۀ رسانه‌ها فراتر می‌رفت و با افراد گوناگون برخورد چهره به چهره داشت و البته وجه کرمانی و کویری او چنان پر‌رنگ بود که در حیات او باستانی پاریزی درباره‌اش نوشت و در ممات هم یک کرمانی پرآوازۀ دیگر – هوشنگ مرادی کرمانی- نویسندۀ کودک و نوجوان و خالق اثر ماندگار «قصه‌های مجید» خاطره‌ای از کودکی دعایی را به نقل از خود او با ایسنا در میان گذاشته است:

مرادی کرمانی گفت: چه می‌توانم درباره‌اش بگویم‌؟! ایشان آن‌قدر در مقابل‌ آدم‌های کوچک و بزرگ متواضع و فروتن بودند که یک‌بار به او گفتم «پیش آمده از این تواضع و فروتنی خسته شوید و یا این مسئله برای‌تان دردسر و توهینی شود؟» گفت «بعضی‌ها گفته‌اند اما من برای این حرف‌ها اهمیتی قایل نیستم، از این‌که به بندگان خدا دارای هر نوع تفکر و عقیده‌ای، احترام بگذارم خوش‌حال می‌شوم.» بارها شنیده‌ام که گفته‌اند دعایی تنها مدیری در سرتاسر ایران است که هر وقت بخواهید می‌توانید یک‌راست بروید اتاقش و با او صحبت کنید، بی‌آن‌که نگهبان و دربان و محافظی داشته باشد. او همه را دوست داشت و به من کمی بیشتر لطف می‌کرد، بغل می‌کرد و بوسه‌های طولانی روی صورت و پیشانی داشت.

  او با گریه افزود : یک روز به او گفتم آقای دعایی همۀ هنرمندان ایران با نماز شما به طرف جهانی دیگر می‌روند ، شما چه محبتی نسبت به هنرمندان دارید،هنرمند‌دوست هستید‌؟ هرکسی را نگاه کنید‌، خواهید دید دعایی برایش نماز خوانده است. او مرد بسیار مهربان و صمیمی و آدم درد‌کشیده‌ای بود.

  نویسندۀ پرآوازۀ ایرانی سپس با بغض خاطره‌ای از دعایی تعریف کرد‌:

  ساختمانی قدیمی در کرمان هست که الآن به کتابخانۀ ملی کرمان تبدیل شده است . زمان افتتاحیه عده‌ای از کرمانی‌هایی را که در تهران بودیم‌، دعوت کرده‌ بودند و هرکسی در آنجا صحبت می‌کرد و خاطرات خودش را می‌گفت.خاطرۀ تکان‌دهندۀ هوشنگ مرادی کرمانی از دعایی


  این محل در گذشته کارخانه نخ‌ریسی بود و انگلیسی‌ها در زمان جنگ جهانی دوم تأسیس کرده بودند. آقای دعایی اما پشت میکروفن که رفت به جای این‌که حرف بزند ، سرش را روی تریبون گذاشت و شروع کرد به گریه. همه مات‌شان برد که چرا این‌کار را می‌کند. بعد از گریه گفت: «مادرم همین‌جا فوت شد ،‌همین جایی که الآن کتابخانه شده است؛ خدمت‌کار این‌جا بود، جارو می‌کشید و سُرفه می‌کرد. من بچۀ یتیمی بودم و می‌آمدم پشت دیوار (دیوار آجری بود) لقمه‌ نانی، گاه گوشت کوبیده بود و گاه پنیر به من می‌داد که ناهار بخورم و مدرسه بروم‌. می‌پرسید سیر شدی؟ با این‌که هیچ‌وقت سیر نشده بودم‌،  می‌گفتم سیر شدم. چون می‌دانستم لقمه‌ای ندارد و اگر بگویم سیر نشده‌ام خجالت می‌کشد. می‌گفتم خودت هم لقمه‌ای بخور‌». او این حرف‌ها را با گریه می‌زد و همه متأثر شدند. همیشه برای او گریه می‌کردم. صحنۀ عجیبی بود و تا مغز استخوانم را سوزاند.

  او ادامه داد‌: در «شما که غریبه نیستید» هر وقت می‌خواستم از فقر و بی‌کسی و تنهایی حرف بزنم، می‌گفتم زشت است و شخصیتم از بین می‌رود اما یادم می‌آمد که دعایی آمد و در جمع چنین حرفی زد و گفت مادر من جاروکش اینجا بود. نویسنده‌ام و بدون قصه نمی‌توانم حرف بزنم. این قصه خود ابعاد شخصیتی این آدم را نشان می دهد. من کاری به دیدگاه‌های سیاسی و مسائل دیگری که داشت‌، ندارم. از دیدگاه نویسنده به این شخصیت نگاه می‌کنم، این ماجرا آن‌قدر روی من تأثیر گذاشت که تا مدت‌ها حالم بد بود. وقتی می‌خواستم موقعیت‌های زندگی‌ام و تحقیری را که شده بودم، بنویسم یاد او می‌افتادم، می‌گفتم او این حرف‌ها را زد و تحقیر نشد، او با صداقتی که داشت این حرف‌ها را زد.

  مرادی کرمانی با تأکید بر اینکه زنده‌یاد دعایی ابعاد بسیار بسیار زیادی داشت، خاطرنشان کرد: گاه فکر می‌کردم اگر مشکلی داشته باشم‌، به چه کسی بگویم. با خودم می‌گفتم دعایی تنها کسی است که می‌شود با او درد‌دل کرد . اگر گرفتاری پیدا می‌کردید، این آدم می‌توانست راحت حرف بزند، لااقل به حرف آدم گوش می‌کرد. چیزی که ایشان داشت فضای باز ذهنی و افق دید گسترده بود، خیلی به زندگی آدم‌ها و عقایدشان کار نداشت. همه را با دید انسانی می‌دید و می‌گفت آنها هم بنده خدا هستند، کاش همه همین‌طور بودند؛ کسانی که مدعی کشیدن گوشه گلیمی از آب گل‌آلود امروزه برای مردم هستند. وقتی خبر رفتنش را شنیدم ، خیلی اذیت شدم.

 

مرادی کرمانی
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب