10:28 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  اینک توپ در زمین هیات نظارت است

اما از رد صلاحیت کاندیداهایی که هم در عرصه انتخابات قواعد بازی را رعایت نمی کنند و هم بعد از راهیابی به شورای شهر، مردم و شهروندان را بازی می دهند احساس خوشحالی می کنم . خیلی از شورائی های منحله و رد صلاحیت شده در دوره های قبلی انتخابات با ارتکاب بداخلاقی هایی مانند خرید رای مردم محلات حاشیه نشین وارد شورا شدند و این بار هم اگر مجددا به عرصه انتخابات برگردند مجددا آش همان است و کاسه همان

 اخبار عمومی
سخنگوی پیشین وزارت خارجه آمریکا: لیندزی گراهام، «زاکانیِ سیاست آمریکا»ست
پزشکیان: موقعی که ما سرکار آمدیم وعدۀ سرمایه‌گذاری‌ هزار میلیاردی دادند اما معلوم شد که ما را سرکار گذاشته‌اند
سخنگوی قوه قضاییه: احراز توبه تتلو هنوز به‌صورت رسمی اعلام نشده است
حجت الاسلام ابوترابى: باید نقدها را بشنویم و به اعتراضات احترام بگذاریم
ایرنا: مذاکرات جدی بود و بر روی برخی مباحث کلی تفاهم شد
آیت‌الله جوادی آملی: حفظ نظام، با حضور مردم امکان‌پذیر است
نماینده مجلس: حدود ۲۸ درصد از افراد بازداشتی در حوادث اخیر، زیر ۲۰ سال دارند
بروجردی: مذاکره با آمریکا برای «اتمام حجت» است / توانمندی موشکی قابل مذاکره نیست
گفتگوی صریح رئیس‌جمهور درباره مذاکرات آمریکا و وقایع دی‌ماه
خبر خوب برای معلمان و فرهنگیان
انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از افکار عجیب رئیس مجلس
ترامپ آماده دیدار با رهبر ایران است/ این دیدار راهی برای حل مشکلات جهان است
استقبال شریعتمداری کیهان از سخنان پزشکیان علیه شکوری راد
عیدی ۱۰ میلیون تومان برای همه کارکنان
محسن امين زاده آزاد شد
روبیو: جهان در آستانه درگیری جدید است
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس: صداوسیما را نمی بخشم
محسن رضایی: ایران می‌توانست حیفا را با خاک یکسان کند
محسنی اژه‌ای: از دست بعضی خون دل می‌خوریم اما متنبه‎شان می‌کنیم
واکنش حزب اتحاد ملت به بازداشت فعالان سیاسی اصلاح‌طلب: موجب شگفتی و تاسف است
میزان: حکم قطعی شکوری‌راد، قربان بهزادیان‌نژاد و حسین کروبی اجرا شد
هشدار آمریکا به کشتی‌هایش: تا حد امکان از آب‌های سرزمینی ایران فاصله بگیرید
نامه ثابتی به شکوری راد: ثابت کنید که مساجد را نیروهای امنیتی آتش زده اند و الا محاکمه می شوید
عیدی کارمندان ۱۰ میلیون شد
آذر منصوری، اصغرزاده و امین‌زاده بازداشت شدند/ وکیل: دلیل بازداشت خانم منصوری هنوز مشخص نیست
قوه قضاییه: اعلام جرم علیه برخی عناصر سیاسی/ ۴ نفر بازداشت و‌ تعدادی احضار شدند
سردار کوثری: محکم بگویم از مذاکرات هیچ نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد
دبیر ستاد امر به معروف قم خطاب به آیات محقق داماد و بیات زنجانی: پر رو نشوید!
عراقچی: تاریخ دور بعدی مذاکرات در جریان مشورت‌های آینده با همتای عمانی‌ام تعیین خواهد شد
شمخانی: جنگ حتمی است، اما زمان سیاسی برای دیپلماسی وجود دارد
وال استریت ژورنال: ایران تهدید کرده‌ است که از مذاکرات پیش‌رو کنار می‌کشد
ادعای رویترز: آمریکا به یک پهپاد ایرانی حمله کرد
تقدیر سیدحسن خمینی از تدبیر و مدیریت رهبر انقلاب در حوادث اخیر: یک کودتای سخت و پر دسیسه گذشت
جوادی یگانه، جامعه شناس: انسان و خونش حرمت دارد؛ رئیس صداوسیما باید برکنار شود
انتقاد تند محمد مهاجری از مجلس: به کجای حاکمیت وصلید که همچنان هزینه می‌تراشید؟
عضو دفتر رهبری: دشمن شرارت کند این بار هیچ سازش و تسلیمی در کار نخواهد بود
سردار نجات: دستور عملیات علیه رژیم صهیونیستی را رهبر انقلاب صادر کردند
ترامپ: قاسم سلیمانی ژنرال فوق‌العاده‌ای بود/ اگر او زنده بود، حمله‌ای که علیه ایران انجام دادیم، همین نتیجه را نمی‌داد
اسامی و مشخصات ۲۹۸۶ جان‌باخته حوادث دی‌ماه ۱۴۰۴ منتشر شد
عضو هیات رئیسه مجلس: وابستگان نظامی سفارت های اروپایی در ایران باید سریعا اخراج شوند
 گفتــگو
راهکار محمد سلامتی برای خروج از بحران تن دادن به تغییرات کلی مانند تغییر موضع در قانون کار و حق رأی زنان در گذشته
کامبیز نوروزی، حقوقدان: طرح صیانت ۲، نقض آشکار حقوق اساسی ملت است
پیش بینی جلایی پور از احتمال توافق ایران و آمریکا/ جنایت، از فراخوان پهلوی و حمایت ترامپ شروع شد
باهنر: باید راهی برای شنیدن اعتراضات مردم باشد
نماینده مجلس: چوپان‌های ما در کوه‌های ایلام بهتر از این وزیران مشکلات را می‌دانند
زیباکلام: طبقه متوسط همچنان پشت جریان میانه‌رو است؛ هنوز دود از کنده طبقه متوسط بلند می‌شود
محقق داماد: راه آرام کردن جامعه عصبانی، اعتراف حاکمیت به اشتباهات و عذرخواهی رسمی است
خطا را نباید توجیه کرد
حسن روحانی: جامعه امن می‌خواهیم نه فضای امنیتی/ بازدارندگی سیاسی مانع جنگ می شود/ متأسفانه همچنان در شرایط نه جنگ و نه صلحیم
سخنگوی سپاه: دشمن حالا حالا‌ها شرایط جنگ را ندارد/ هیچ نگرانی از بابت تهدیدات نداریم

کد مطلب 22864           تاریخ ارسال : 1398/02/07                         نسخه چاپی
درد دل كرگدن‌وار

مي‌خواهم از سردبير بودنم سوءاستفاده كنم و با شما درددل كنم.


بگذاريد به حساب اينكه «اگر نگويم غمباد مي‌گيرم.» به اندازه يك ربع، بيست دقيقه كه شما را همراه و همدل بيابم، قلبم آرام مي‌گيرد و روحم سبك مي‌شود. قديمي‌ها روضه مي‌رفتند و قدري اشك مي‌ريختند و استخوان سبك مي‌كردند من هم به نوعي مي‌خواهم ذكر مصيبت كنم. هم روضه‌اش با خودم، هم گريه‌اش. شما فقط دل به دلم دهيد تا بگويم چه چيز باعث شده كه حرف از «بي‌وفايي» بزنم. نه «بي‌وفايي» خودم يا زبانم لال- بي‌وفايي شما؛ بلكه بي‌وفايي يار. يار كه نه؛ عزيزان و صاحب‌منصبان. من پير سال و ماه ني‌ام، يار بي‌وفاست. هم بي‌وفاست، هم بي‌مبالات، هم بي‌اعتنا و هم بفهمي، نفهمي مغرور و تا حدود زيادي «دتس يور پرابلم». لابد در جريان هستيد كه من هفته‌نامه كرگدن را سردبيري مي‌كنم. امسال كرگدن وارد سال چهارمش شده و من و رفيقانم از جان و دل مايه گذاشته‌ايم تا چراغ اين مجله فرهنگي- هنري روشن بماند. سخت است اما روشن مانده. اين مجله هيچ اسپانسري ندارد، خدا را شكر، اگر خواننده ثابتش باشيد، مي‌دانيد كه آگهي هم ندارد. باز هم خدا را شكر. لااقل آن آگهي كه بتواند در رگ نشريه خون، شما بخوانيد پول، تزريق كند، ندارد. باز هم خدا را صدهزار بار شكر شكايتي نداريم.

بالاخره مرام و مسلك كرگدن اقتضائاتي دارد كه يكي‌اش همين بي‌پولي و كم‌ آگهي بودن است. در عوض يار وفادار و همراهِ همدل دارد كه از اتفاق همان‌ها مجله را سر پا نگه داشته‌اند. در كرگدن ما مخاطب نداريم، رفيق داريم كه حاصل كار ما را مي‌خرد و مي‌خواند و پيوند مهرش را با ما مستحكم مي‌كند. بلكه تداوم حيات كرگدن را باعث مي‌شود. جزاك الله خيرا. بيش از 110 شماره است كه با تمام مشقت‌ها و سختي‌ها مجله را منتشر مي‌كنيم و در اين مدت نه از يارانه خبري بوده، نه از سهميه كاغذ و نه از هيچ چيز ديگر. گله و شكايتي هم نكرده‌ايم. تنگ خورده‌ايم و گرد خوابيده‌ايم و مجله را به سال سومش رسانده‌ايم. اگر رفيق همدل مايي دعا كن به سال چهارم و پنجم و پنجاهمش برسد. ان‌شاءالله تعالي. اين هفته اما يك ساعت قبل از اينكه مجله را به چاپخانه بفرستيم، مسوول فني آب سرد روي دستمان ريخت و خستگي را به تنمان باقي گذاشت. قيمت كاغذ را كه تلفني به اطلاعمان رساند، فهميديم زورمان به خريد كاغذ نمي‌رسد... زورمان به چه مي‌رسد؟ كاغذ البته بازارش از پارسال به هم ريخت. در همين «اعتماد» چند بار گزارش رفتيم و آدرس انبارهاي محتكران را لو داديم. هم ما مي‌دانستيم وضع بد است، هم شما. بنابراين در 97 به هر والذارياتي كه بود، قدري فتيله قيمت را بالا برديم، شما هم از سر بزرگواري هواي مجله را داشتيد و به اين ترتيب كرگدن منقرض نشد. كرگدن يخبندان و انفجار اتمي و چندين جنگ را پشت سر گذاشت جان سالم به در برد، سهل است حتي با قيمت بالاي كاغذ و كسادي بازار مطبوعات هم كنار آمد و خود را به بهار 98 رساند. اما آيا از نابساماني كاغذ 98 مي‌تواند بگذرد؟ راستش را بگويم دو، سه شب پيش وا رفتيم وقتي قيمت كاغذ و پليت و باقي چيزها را شنيديم، وا نرفتيم بلكه روشن و واضح «دوزاري‌‌‌‌‌‌مان» افتاد كه از عهده چنين قيمتي برنمي‌آييم. اگر اينقدر بدهيم، چقدر بفروشيم؟ آيا اصلا با اين وضعيت مي‌شود به كار فرهنگي ادامه داد و اميدوار بود؟ لابد مي‌دانيد كه من جزو اميدوارانم و هميشه و در همه حال خوشبين بوده‌ام و جلوي سياه‌نمايي‌ها را به هر شكل و با هر ادبياتي گرفته‌ام و مدام از خير و خوشي و روشني نوشته‌ام. همان شب كه از فرستادن مجله به چاپخانه مأيوس شدم، خيلي‌ها كه دل پري از دستم داشتند طعنه‌بارانم كردند كه «حالا هي بيا از دولت دفاع كن»... «حالا هي بگو وضع آنقدرها هم بد نيست...» يكي از دوستانم گفت:«تو يك مجله فكسني داري، اين طور توش ماندي، ‌ببين آن بنده خدايي كه كارخانه‌اش معطل مواد اوليه است چه بايد بگويد؟» خودم هم به خودم گفتم:«دردت آمد؟ ببين بقيه چقدر دردشان آمده...» حقيقت اين است كه من كماكان خوشبينم. خاكم به دهن، خدايي نكرده حتي اگر كار كرگدن به خنس بخورد، اسير يأس و افسردگي نمي‌شوم. البته به عنوان مطالبه‌گر تا آنجا كه زورم برسد، يقه مسوولان مربوطه را مي‌گيرم اما به نااميدي اجازه نمي‌دهم كه وجودم را تسخير كند. با اين همه اما اينجا، حالا كه غريبه‌اي بين‌مان نيست حالا كه همه رفيقيم، محض خالي نبودن عريضه، شكايت از مسوولان دل‌گنده ارشاد و اقتصاد را ضميمه شكرم از آن بزرگواران مي‌كنم و مي‌گويم وضع كاغذ افتضاح است خسته نباشيد. اگرنه همه‌اش، بيشترش به گردن اهمال و نابلدي و بي‌خيالي چند تن از شما عزيزان يا لااقل چند تن از زيردستان شما عزيزان و بزرگواران است. هيچ احدي در هيچ مرتبه‌اي از مراتب دولتي گزارش نداد كه آن واردات كاغذ با ارز چهار و دويستي چه بلايي سرش آمد. هيچ معلوم نشد ارشاد چه تدبيري در خصوص كاغذ انديشيد، تدبير كه سهل است، چه كار كرده تا لااقل كشتي شكسته مطبوعات به گل ننشيند. زمان جنگ با آن وضعيت نابسامان اقتصادي حتي يك روز هم روزنامه‌ها به ديوار سفت كاغذ و فيلم و زينك نخوردند. بالاخره تدبير يعني همين كه در اين فاجعه رسانه‌اي، روزنامه مجله‌ها را حفظ و حراست كنيم تا باد ماهواره و اينترنت زير و زبرمان نكند. من الان نمي‌خواهم با مسوولان ارشاد بحث نظري كنم و اهميت مطبوعات را يادآورشان شوم. بحث نظري كجا بود؟ من دارم درددل مي‌كنم و محض اينكه يك حرف از هزاران حرفم را بزنم، به اطلاع‌تان مي‌رسانم كه اصلا ارشاد متوجه وخامت اوضاع نيست. كي هست؟ اگر هم هست به جاي مقاومت، تسليم شده و مهار كاغذ را از دست داده.... اميدواري به معني لاپوشاني ضعف‌ها و ناكارآمدي نيست بلكه به معني عقب‌نشيني از مطالبات هم نيست. اميدواري اتفاقا يعني اينكه ما يقه مسوولان را بگيريم و بگوييم كاغذ سيل نبوده كه غافلگير شويد. يك سال بيشتر است كه همه دارند داد مي‌زنند كاغذ را دريابيد. دريابيد، دريابيد. درنيافتيد، اين شد كه شد خدا عاقبت همه‌مان را ختم به خير كند... اما حالا من حقيقتش را بگويم، چشمم از مسوولان ارشاد و غيرارشاد آب نمي‌خورد. گره كور كاغذ را بعيد مي‌دانم دست تدبير آقايان بگشايد. اما به اصلاح خود به خودي بازار هم اميدي ندارم. نه محتكران از احتكار باز مي‌مانند و نه طماعان دندان طمع‌شان را مي‌كشند... پس براي چه دارم درددل مي‌كنم؟ براي اينكه از سر صدق براي من روسياه و كرگدن خسته شاخ‌ شكسته دعا كنيد و از خدا بخواهيد عنايتي كند و خاموش شدن چراغ مجله را از تقديرمان خط بزند. اگر به اين كمترين لطفي داريد از ته دل برايش دعا كنيد تا از پس خرج و مخارج مجله برآيد و اين كار و بار سه ساله را از سر ناچاري تعطيل نكند. حيف است كرگدن در نيمه راه تلف شود. يك بار از خدا بخواهيد كار و بار ما را به فرجام برساند. آمين يا رب‌العالمين.

سيدعلي ميرفتاح
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب