10:35 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  چرا کسی ادعای " استاندار نمونه شدن " را باور نکرد؟

جل الخالق از این همه دروغ و نیرنگ و سرخلق الله را شیره مالیدن ؟! حداقل اگر این حرف را در استانی مانند یزد و اصفهان و حتی همین همدان همسایه خودمان زده می شد که نرخ شاخص فلاکت و بیکاری و تورم آنها مثل کرمانشاه آنقدر بالا نباشد که همیشه در صدر جدول قرار گیرند ، کسی خیلی عیب و ایرادی به این ادعای مضحک " نمونه شدن " نمی گرفت ، اما در استان فلک زده ای مانند کرمانشاه مظلوم خودمان که مرکز آمار ایران چندی قبل در جدیدترین خروجی آماری خود وضعیت اسفناک معیشتی و اقتصادی آن را اعلام کرد و ...

 اخبار عمومی
قالیباف به ادعاهای وزیر خزانه‌داری آمریکا پاسخ داد: «ای دروغگو!»
چه کسی جانشین جبلی در صداوسیما می شود؟
حزب «عهد ایران» رسما آغاز به کار کرد
معاون سیاسی وزیر کشور: دولت با "طرح نفوذ" مخالف است
اعلام موجودیت «مجمع نمایندگان ملت مبعوث» در مجلس
هشدار حسین شریعتمداری به قالیباف نسبت به همسویی با جریانات غربگرا
تغییر نام یک خیابان در تهران به اسم اکبر عبدی
هیلاری کلینتون: ترامپ با جنگ علیه ایران آمریکا را درون گودال عمیقی انداخت
سخنگوی دولت: هنوز تصمیمی برای افزایش قیمت بنزین گرفته نشده است
لاهوتی: در بخش هایی از طرح نفوذ افراط شده که باید اصلاح شود
منتجب‌نیا: سید محمد خاتمی در شرایط کنونی کشور نمی‌تواند سکوت کند/ جواد امام: سخنان خاتمی یک هشدار و دعوت به تصمیم درست و عاجل است
قالیباف: کسی گُنده‌لافی‌های آمریکایی‌ها را باور نمی‌کند
ادعای جدید نتانیاهو: ایران قصد ترور یکی از اعضای خانواده‌ام را داشت
کیهان: پزشکیان و قالیباف به دشمن پالس ضعف و انفعال مخابره می کنند
سرپرست وزارت دفاع: برخی بمب‌ها به صورت اختصاصی برای استفاده علیه ایران ساخته شده بود
رئیس سابق دادگستری تهران حین بازدید از زندان اوین جانباز شد
سانسور کلمات "تفاهم" و "صلح" در سخنان پزشکیان و سید حسن خمینی در خبر تلویزیون
تصمیم جدید مجلس درباره مهریه؛ پابند الکترونیکی جایگزین حبس برای بدهکاران شد
تصویب دریافت هزینه خدمات از کشتی‌های عبوری تنگۀ هرمز در کمیسیون امنیت ملی
حاج علی اکبری: همسر رهبر شهید در بستر بیماری هستند
قالیباف: آمریکایی ها منتظر معجزهٔ دلقک‌هایی مثل هگست و بسنت نباشند
کاخ سفید: مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی لغو شد
قالیباف: نباید وقت خود را صرف موضوعاتی کنیم که مردم را عصبانی می‌کند
مجلس آمد ؛ مجلس با دار و درفش آمد!
سخنگوی سپاه: ادعای ترامپ درباره گفتگو با سپاه، توهم ناشی از شکست است
ادعای مسرور بارزانی درباره هدف قرار گرفتن دفترش با پهپاد ایرانی
متکی: ۹۰ روز سختی پیش رو داریم/ می‌خواهند با استفاده از ۴ تاکتیک، این سه ماه را طی کنند
فرصت ۴۵ روزه دولت برای معرفی وزرای اطلاعات و دفاع
معاون اجرایی پزشکیان: فروش فیلترشکن‌ها بین ۷ تا ۱۲ هزار میلیارد تومان عواید دارد
عارف: گرانی وضعیت آزاردهنده‌ای پیدا کرده/ راهبرد دشمن استفاده از موج افزایش قیمت‌هاست و همه دستگاه‌ها باید برای مقابله با آن به میدان بیایند
پزشکیان: هرکس می‌تواند مسئولیتی بر عهده بگیرد که به نتیجه برسد، بسم‌الله
خاتمی: امیدوارم مراکز قدرت گفت‌وگو را به رسمیت بشناسند/ امیدوارم به‌جای اینکه یکطرفه بگویند و بشنوند، به شنیده‌ها ترتیب اثر بدهند
فرمانده کل ارتش خطاب به ترامپ: غلط می‌کنی می‌گویی تنگه هرمز برای آمریکاست
سروش محلاتی: «یا لثارات الحسین» سخن ائمه نیست / با خونخواهی چرخه خشونت ادامه می‌یابد
نماینده مجلس: ماشین‌ ماشین سوختِ مجوزدار از مرز خارج می‌شود!
محمدعلی ابطحی: در ایران برای تندروها ترمزی به نام ولایت فقیه وجود دارد
عارف پیشنهاد تشکیل اتحادیه کشورها و مناطق فارسی‌زبان را مطرح کرد
روایت قالیباف از تبادل پیام با ترامپ بعد از حمله اسرائیل به ضاحیه / آیا این نوع مذاکره عزت اسلام نیست؟
حمید رسایی: دبیر شورای عالی امنیت ملی در جایگاهی نیست که بتواند مجلس را تعطیل کند
جزئیاتی از دیدار اخیر پزشکیان با رهبر معظم انقلاب
 گفتــگو
باجناق رهبر شهید: غذا اشکنه کشک بود / سفر خانوادگی با آیت الله خامنه ای در نوروز 56 و دیدار با پدر خاتمی
قالیباف: یک ساعت بعد از بمباران متوجه شهادت آقا شدیم / اول قرار شد 8 صبح فردا خبر شهادت اعلام شود اما بعد از گفتگو با شهید لاریجانی، در سحر اعلام شد
گفت‌وگو با ماشاءالله شمس‌الواعظین / تندروها و سرنوشت مذاکرات
آینده سیاسی مسعود پزشکیان به روایت جلایی پور/ طبق نظر سنجی‌ها هفتاد درصد مردم طالب پایان عزتمندانه جنگ هستند
حقیقت پور: نگاه آخرالزمانی تندروها قابل قبول نیست/ به خاطر نگاه غلط آن‌ها کشور روزانه ۵۰۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند
حمیدرضا جلایی پور: تندروها می‌خواهند رهبری را مصادره کنند/ آنها توجه ندارند جمهوری اسلامی، حکومت نود میلیون ایرانی هم هست
سعید لیلاز: ایران برای آمریکا لقمه‌ای سخت و گلوگیر است / لاریجانی در مهرماه می دانست جنگ خواهد شد
تخت روانچی: آماده‌ایم هرچه سریع‌تر به توافق برسیم
راهکار محمد سلامتی برای خروج از بحران تن دادن به تغییرات کلی مانند تغییر موضع در قانون کار و حق رأی زنان در گذشته
کامبیز نوروزی، حقوقدان: طرح صیانت ۲، نقض آشکار حقوق اساسی ملت است

کد مطلب 30856           تاریخ ارسال : 1402/02/16                         نسخه چاپی
فرزند آیت الله بهجت: امر به معروف ما فقط به چندتا مو محدود شده

فرزند آیت الله بهجت به جماران گفت: ما با چه زبانی صحبت کرده ایم که برعکس، بی‌حجابی ترویج شده؟! تبلیغ با زبان و روش غیرمطلوب، که خودِ امربه معروف با زبان منکر است می‌کنیم؟!اجنبی که همیشه علیه اسلام تبلیغ می‌کند، اما ما چه حرکتی انجام دادیم و می‌دهیم که مردم را به طرف اجنبی سوق می‌دهیم؟! ما با تبلیغِ بد و زبانِ بد پیش می‌رویم و تبلیغ ما در جامعه ضد تبلیغ است.


حجت الاسلام و المسلمین علی بهجت گفت: امر به معروف ما فقط به چندتا موئی که آشکار شده، محدود شده؛ آن هم با روش خودمان، نه روش اهل بیت علیهم السلام. ولی آنجا که هر روز جیب ما را خالی می‌کنند، یعنی سرقت می‌کنند از همه! دردمان نمی آید، امر به معروف هم نداریم! اما آن گردن‌ کلفتی که 12 هزار میلیارد دلار برده و به کانادا رفته، فقط می‌گویند «وی را تعقیب می‌کنیم» و مردم به مرور زمان این قضیه را فراموش می‌کنند!
 
مشروح گفت و گوی خبرنگار جماران با فرزند مرحوم آیت الله العظمی بهجت در خصوص مسأله حجاب در پی می آید:
 
*مستحضرید که امروزه بحث حجاب تبدیل به چالش شده است، نظر و تحلیل حضرتعالی چیست؟
 
پوشش و حجاب مردان و زنان، از بدیهیات انسانی و امتیاز انسان از حیوان و نیز از مسلمات تمام شرایع و اسلام است.
 
درباره این چالش فعلی جامعه، ما باید به عمل خود نگاه کنیم و ببینیم چه کرده ایم. رضاخان پلید با دیکتاتوری و زور چادر را از سر مردم برداشت و سعی کرد مردم ایران را در تمام کشور مثل اروپایی بدون چادر و روسری کند. در مشهد یکی از خدام گفت که من در حرم امام رضا(ع) بودم که زنی با روسری به حرم آمده بود. یک از خادمان حرم رفت و روسری را از سر آن زن برداشت و گفت، «از امام رضا(ع) خجالت نمی‌کشی که با روسری اینجا آمدی؟!» یعنی رضاخان کار را به اینجا در سلب آزادی و انتخاب مردم رسانده بود.
 
وقتی که شرّ او از کشور رفع شد و همان‌هایی که رضاخان را آورده بودند، وی را بردند؛ آقایان علما چه کار کردند؟ مگر چقدر طلبه داشتیم؟ در سراسر کشور هزار طلبه که اجازه عمامه داشته باشند، نداشتیم. همه زنان داوطلبانه حجاب را قبول کردند، چرا؟ برای اینکه رضاخان با بیان خشنی فحشا را ترویج می‌کرد. کار زشت او باعث ترویج اسلام شد و غیر از رگه مختصری از بی‌حجابی که در برخی از شهرها مانده بود، همه زنان مشتاقانه حجاب را قبول کردند.
 
یادم است که در قم کسی نمی‌توانست با چادر توری از اتوبوس پیاده شود، 50 قدم نمی‌توانست راه برود و برمی‌گشت و جوّ جامعه وی را تحویل نمی‌گرفت.
 
ما با چه زبانی صحبت کرده ایم که برعکس، بی‌حجابی ترویج شده؟! تبلیغ با زبان و روش غیرمطلوب، که خودِ امربه معروف با زبان منکر است می‌کنیم؟!اجنبی که همیشه علیه اسلام تبلیغ می‌کند، اما ما چه حرکتی انجام دادیم و می‌دهیم که مردم را به طرف اجنبی سوق می‌دهیم؟! ما با تبلیغِ بد و زبانِ بد پیش می‌رویم و تبلیغ ما در جامعه ضد تبلیغ است. از قضا در تلویزیون برنامه‌ خوبی دیدم. در آن برنامه یک روانشناس گفت: شما بچه‌های خود را برای نماز چگونه بیدار می‌کنید؟ لگد می‌زنید، پاشو! یا می‌گویید عزیزم، نازم، دخترم، گُلم بیدار شو و نماز صبح بخوان؟ تفاوت خطاب در این دو صورت چگونه است؟ اکثر بچه‌ها گفتند که پدر و مادر ما خوب برخورد می‌کنند؛ ما را با نازم و عزیزم بیدار می‌کنند و عاشقانه نماز می‌خوانیم. اما برخی از دانش‌آموزان گفتند: ما کاری می‌کنیم که پدر و مادر فکر کنند که نماز خوانده‌ایم! برخی می‌گفتند که ما وضو هم نمی‌گیریم چون والدین، ما را با زبان بد برای نماز بیدار می‌کنند.
 
لذا در تبلیغ باید لطافت زبان داشته باشیم و معارف اهل بیت(ع) را به مخاطب برسانیم تا فرهنگ درست شود. مانند آنان بگوییم و عمل کنیم و شیعه آنان باشیم، نه تابع تمایلات و تعصبات خودمان؛ بدیهی است نتیجه عکس می‌دهد، تبلیغ با زبان بد، ضدتبلیغ می‌شود!
 
*به عنوان شخصیتی که فرزند آیت الله العظمی بهجت هستید، چند نمونه رفتاری و خاطره از مرحوم والد که ایشان در حوزه امر به معروف و نهی از منکر، با عمل برخورد می‌کرد، بفرمایید.
 
ایشان در این‌باره بسیار لطیف عمل می‌کردند. مثلا وقتی کسی خودش می آمد و به آقا التماس دعا می‌گفت، و ایشان می دیدند که او مثلا محاسنش را کلا تراشیده است، ولی آمده و التماس دعا دارد معلوم است به یه چیزی معتقد است، آنجا به او با یک ظرافتی اشاره می کردند که نمره ای از محاسن را بگذارد، و این عبارت را می فرمودند شما هم نمره ای محاسن بگذار تا دعایم مستجاب شده و رد نشود؛ تازه آن شخص کلی خوشحال می شد و افتخار می کرد که آیت الله بهجت من را نصیحت کرده است. و ایشان چون خودش واقعا به همه احکام شرعی پایبند بودند و مردم این را در همه حرکات ایشان لمس می کردند وقتی نصیحتی می کردند با عشق قبول می کردند. مردم نوعا عفت و پاکی رو دوست دارند، و جذب خوبی ها می شوند، ولی وقتی می بنند ما آنها را از یک منکر نهی می کنیم، در حالی که خودمان انواع ظلم و منکر را به راحتی انجام می دهیم؛ طبیعی است نه تنها حرف ما را نمی پذیرند، بلکه لج هم می کنند، چون خودمان درست نیستیم، به دیگران توصیه می کنیم شما باید درست باشید، ولی ما...؟!
 
 آقا در توصیه هایشان این روایت را می فرمودند که «کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم» یعنی با عملتان مردم را دعوت کنید نه اینکه عملتان با حرفتان متناقض باشد!
 
ما نشسته‌ایم و امر به معروف و نهی از منکر را مطابق میل خودمان کرده‌ایم. آیا دل ما برای اسلام و قوانین اسلام می‌سوزد؟ چطور شد وقتی که مال مردم را می‌خورند و شخصی 12 هزار میلیارد می‌برد، این فساد هیچ نهی ای در اسلام ندارد؟ در تلویزیون کارشناسان گفتند چهل و چند سال است در مملکت ما در بانک  مرکزی یک مسئولی نیست تا ارزش پول مردم «حق الناس» را حفظ کند. عجب! برای حق مردم این قدر ارزش قائل نیستیم؟ از اول تا الان چند ده مرتبه پول ما نسبت به  ارزهای جهان بی‌ارزش شده؟ چه کسی به فکر این مسأله بوده و درد حق الناس داشته؟ هیچ به فکر هستند؟ اگر بودند ارزش پول ملی ما در جهان این می‌شد؟
 
امر به معروف ما فقط به چندتا موئی که آشکار شده، محدود شده؛ آن هم با روش خودمان، نه روش اهل بیت علیهم السلام. ولی آنجا که هر روز جیب ما را خالی می‌کنند، یعنی سرقت می‌کنند از همه! دردمان نمی آید، امر به معروف هم نداریم! اما آن گردن‌ کلفتی که 12 هزار میلیارد دلار برده و به کانادا رفته، فقط می‌گویند «وی را تعقیب می‌کنیم» و مردم به مرور زمان این قضیه را فراموش می‌کنند!
 
در این زمینه من کرامتی از آقا (آیت الله بهجت) دیدم. یک روز رئیس بانک ملی مرکزی قم به بنده زنگ زد که می‌خواهیم خدمت شما برسیم. من معمولاً زمانی که آقا بیرون می‌‌رفت وقت می‌دادم، گفتم فلان وقت بیایید.
 
رئیس بانک مرکزی قم به همراه یک نفر که میان‌سال، خوشرو و باوقار بود، آمدند. وی را معرفی کردند که آقای دکتر فلان است و گفتند ایشان یکی از اعضای هیئت امنای بانک مرکزی جمهوری اسلامی است. مقداری نشستند، آن آقا به من گفت که دلمان می‌خواست خدمت آقا برسیم. گفتم آقا با کسی دیدار در منزل ندارد، در مسجد است. وی گفت: من یک مسافرت بین‌المللی بسیار مهمی دارم و فقط می‌خواهم آقا به من دعا کند. بنده گفتم، دیدار با آقا دو راه دارد: اول اینکه کارت‌تان را به من بدهید، و من به آقا بدهم، بگویم که به ایشان دعا کنید. از راه دوم پرسید، گفتم که آقا الان به مسجد برای نماز رفته است، شما خودتان را سریع به مسجد برسانید، نماز دوم آقا که تمام شد بروید ابتدای صف اول، درب یک راهرو است، بعد از نماز، آقا از همان راهرو بیرون می‌رود. لذا شما بروید، خودتان را معرفی کنید و من هماهنگ می کنم تا برای دیدار به راهرو بروید. عبادت آقا که تمام شد، با مردم خداحافظی کرد و به آنجا آمد، خیلی خلاصه بگویید که سفر بین‌المللی مهمی دارم. آقا حال شنیدن و گفتن حرف اضافه ندارند. آقای دکتر گفت: دومی خوب است. گفتم کارتان را همانجا انجام دهید، چون در خانه خبری نیست و آقا با کسی در خانه دیدار نمی‌کند؛ این‌ها به طرف مسجد رفتند.
 
آقا که از مسجد به خانه می‌آمدند، بقیه تعقیبات را در اتاق خود انجام می‌داد. برای ایشان عبا و قبا درآوردن سخت بود، به این جهت کمک سبک کردن لباس ایشان کارم بود، قبای آقا را درنیاورده بودم که تلفن داخلی زنگ زد، گفتند که این آقایان دم درب هستند! من خیلی ناراحت شدم، چون به آن‌ها گفته بودم که در خانه خبری نیست. با عصبانیت رفتم و در را باز کردم. از چهره و قیافه من ناراحتی مشخص بود. گفتند: ما با شما کار داریم، گفتم بفرمایید. آن مقام مهم بانکی گفت: دست شما درد نکند ما را به راهرو مسجد بردند، آقا آمد و ما بودیم و ایشان. جریان سفر بین‌المللی را به آقا عرض کردم. ایشان به ما نگاه نکرد، حرفی نزد و فقط دعا کرد. من دیدم فرصت مناسبی است و آقا می‌رود، لذا تا آقا می‌خواست برود، عرض کردم من را نصیحتی کنید. تا گفتم نصیحت، آقا توقف کرد و با نگاه عمیقی به من فرمود: «چند چیز است که خدای عالم هم از آن نمی‌گذرد. یک: خون انسان‌ها است. اگر خون کسی برعهده تو باشد، باید خودت تسویه کنی، حتی در روز قیامت تَه استکانی نشان می‌دهند و می‌گویند این مقدار خون فلان کس بر عهده توست. دوم: عِرض و آبروی انسان‌ها است. اگر خدای نکرده به آبرو، عرض و ناموس کسی تعرض کرده باشی، باید در دنیا رتق و فتق کنی. سوم: اموال مهمه است. خداوند همه را توفیق بدهد که بتوانیم اطاعت کنیم». آیت الله بهجت این جملات را فرمودند و از راهرو مسجد بیرون رفتند.
 
این آقای دکتر خطاب به من گفت که من مأمور زندان و قاضی نیستم، از آقا نصیحت خواستم، اما این سخنان چه ربطی به من دارد؟ من پرسیدم: شغلت را گفتی؟ جواب داد: شما گفتی من حرفی نزنم لذا چیزی درباره شغلم به آقا نگفتم. گفتم: اتفاقاً این نصیحت برای شماست. گفت: چرا؟ گفتم: مگر شما جزء هیئت امنای بانک مرکزی نیستی و از طرف مردم مأموریت تو حفظ ارزش پول مملکت نیست؟ در جیب من پول بود که آقا به آنها دعا خوانده بود، هر کسی می‌آمد و اصرار می‌کرد، اگر وضع مالی خوبی داشت صد یا دویست تومان می‌دادم و اگر وضع مالی خوبی نداشت، هزار تومانی می‌دادم و زندگی بسیاری با آن پول عوض شد. هزار تومان از جیبم درآوردم و به وی نشان دادم که این ده هزار ریال است یا نه؟ گفت بله. گفتم: وظیفه شما این است که این مبلغ را در ده هزار ریال نگه داری. آیا می‌توانی یک ریال از آن را برداری؟ گفت: نه. گفتم: پس وظیفه‌ات این است که این پول در هر کجای دنیا ده هزار ریال نگه‌داری. اگر بلد نیستی، این شغل بر تو حرام است. اگر در این شغل حضور داری و ارزش پول را نگه نداری، شغل بر تو حرام است. زمان اوباما بود، گفتم: سه ماه پیش یکدفعه یک سوم ارزش پول ما کم شد، تو کجا بودی؟ خواب بودی؟ می‌توانستی جلو آن را بگیری و نگرفتی؟! مسئول یک قِران یک قِران این پول‌ها از طرف مردم هستی.
 
سخن آقا را برای وی به تفصیل تشریح کردم، پرسید: یعنی آقا این را می‌گوید؟ گفتم: پس قصه حسین کُرد را برای تو خواند! با اینکه نگفتی من مأمور حفظ پول هستم، این سخنان برای  تو بود. این کرامت آقا است. گفت: منظور آقا این بود؟ مگر سن و سال ایشان چه مقدار است؟ گفتم: نزدیک 90 سال است. وی رو کرد به رئیس بانک ملی قم و گفت: می‌شنوی چه می‌گوید؟ آقا 90 سال دارد و مملکت را از اینجا اینگونه می‌پاید. بار دیگر از من پرسید: آقا چه مجله اقتصادی می‌خواند؟ گفتم آقا در عمر خود یک صفحه مجله یا روزنامه نخوانده و یک ساعت پای رادیو و تلویزیون ننشسته است. گفت: خاک عالم بر سر ما، ایشان این گونه مملکت را می‌پاید، اما یک نفر از من نپرسید که چه شد!
 
*اخیراً یکی از کارشناسان در تلویزیون بحث تراشیدن ریش را مطرح کرد که حرام است و پولی که آرایشگرها می‌گیرند هم حرام است، این سخن انعکاس بدی داشت. توصیه شما برای این شیوه بیان احکام چیست؟
 
حکم که باید بیان شود، اما با زبان خوب بیان شود. البته احکام دیگر اسلام اجرا ندارد؟ برای نمونه به مردم با فحش و بدزبانی نگوییم و... این‌ها را چرا بیان نمی‌کنیم؟ اینها از اسلام نیست؟

 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده
متن
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب