0:14 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 چه کسی ؟ یا چگونه؟

برخی از سیاسیون و نخبگان و اهالی رسانه کرمانشاه این روزها در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ( مجلس یازدهم ) بازهم از ((چه کسی نماینده یا نمایندگان جدید می شوند ؟ )) !! درحالیکه افرادی که عنوان نخبه یا فعال سیاسی و حزبی یا فعال رسانه ای را بدک می کشند باید بجای بیان و اهتمام به اینگونه مباحث تکراری به سمت نقد عملکرد نمایندگان دوره دهم ( نمایندگان فعلی ) و بررسی امتیازات کاندیداهای جدید نسبت به نمایندگان پیشین بپردازند تا از تکرار این دور تسلسل جلوگیری شود

 اخبار عمومی
حقوقدانان جدید شورای نگهبان، به حقوقدان بودن مشهور نیستند/ شورای نگهبان یک‌دست‌تر شد
انتقاد صریح محمد صدر از تعطیلی یک ماهه مجمع تشخیص/ مجمع آن‌گونه که باید فعال نیست/ برخی اعضا دارای تفکر خاص هستند
پشت درهای بسته شورای نگهبان چه می‌گذرد؟/ شورا در مسیر شفافیت
رهبر انقلاب: دزدی دریایی انگلیس خبیث را بی‌جواب نمی‌گذاریم
فلاحت پیشه: از پاره کردن برجام ،دیگران آسیب نمی بینند،دست ما از استدلال حقوقی خالی می شود
روایتی از نقش آیت‌الله جنتی در حذف ۳ حقوقدان شورای نگهبان و معرفی گزینه‌های جنجالی جدید
تلاش برای اخراج جهانگیری از پاستور / مشکل مخالفان دولت چیست؟
ایران مذاکره مستقیم با آمریکا را پذیرفته است؟
انتقاد از ادبیات علم‌الهدی درباره حجاب زنان/سفره مردم مهمتر است یا چهارتا موی یک دختر بچه؟/لطفا مردم را از دین، زده نکنید
نماینده مجلس: مشکلی در تامین داروی تولید داخل نداریم
نماینده اصفهان: به بنده حمله نشد/ هدف سرقت بود
هشدار سيدحسن نصرالله به «تيم بي»/ جنگ با ايران پرهزينه است
اولين جلسه دادگاه شهردار اسبق تهران به رياست قاضي كشكولي برگزار شد/ دست‌نوشته خبرساز آقاي نجفي
بیت‌کوین تنها از دیجیتالی پرخریدار نیست ۴/ ارز پرطرفدار برای سرمایه گذاران را بشناسید
دفاع منتقد زنگنه از عملکرد وی در بحران تحریم/ زنگنه در برابر «حلقه‌های نفوذ» ایستاده است
معتدلین اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت میز مذاکره /پایان دوران حذف
علم‌الهدی:اتاق خوابی که با دیوارهای شیشه‌ای و سر چهارراه باشد حریم خصوصی می‌شود؟ /زن مسلمان هرچه پوشیده‌تر باشد بهتر
نقشه حجاب ممنوع، فکر استعماری و سرنیزه رضاخانی
طرح ساماندهی کودکان‌کار؛ ۳۰ بار شکست و دوباره اصرار بر اجرا!
آذری جهرمی: دسترسی ایرانی‌ها به "توییتر" ضامن امنیت ملی است/ دشمنان از نبود ایرانیها در این شبکه سوء‌استفاده میکنند
آیت‌الله جنتی: گرانی، تورم، فساد اداری و مالی هست اما مردم تحمل می‌کنند
داستان تکراری «احزابِ یک‌بار مصرف» اصولگرا و سهم‌خواهی‌های انتخاباتی
سخنگوی شورای نگهبان: تخلف در انتخابات طبیعی است /شورا و وزارت کشور نباید جزیره‌ای عمل کنند
خرم: باید تضمین دهند که ۸۰ درصد اصلاح‌طلبان تایید صلاحیت می‌شوند
۴ سناریوی اصلاح‌طلبان برای انتخابات اسفند
«نفوذی» هم می‌تواند صورت تراشیده داشته باشد هم جای مُهر در پیشانی
احتمال کاندیداتوری سردار سلیمانی و ظریف در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟/ بیادی: بعید است قالیباف کاندیدای مجلس شود
حد نصاب رأی‌آوری کاندیداهای مجلس تغییر کرد/ سامانی: انتخابات ۹۸ براساس اصلاحیه جدید قانون انتخابات برگزار می‌شود
محمد صدر: خروجی جلسات «گفت‌وگوی ملی» به رهبری اعلام می‌شود
کوهکن: جمنا دیگر وجود خارجی ندارد/ حضور پایداری‌ها در جلسات شورای وحدت
اعزام قانونی نیروی کار به خارج ۱۵۰ درصد افزایش می‌یابد
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
ترامپ از فرانسه برای کاهش تنش‌ها با ایران کمک خواسته است؟
سیاست جیره‌بندی یا اعطای کوپن در شرایط فعلی جواب می‌دهد؟
وکیل محمدرضا خاتمی: درخواست تجدیدنظر می‌کنیم
گام‌ دوم کاهش تعهدات‌ ایران در برجام/عبور غنی‌سازی از مرز ۳.۶۷ درصد
انتقادات صریح باهنر از مواضع انتخاباتی آیت‌الله مصباح و حجاریان /به دنبال تشکیلاتی فراتر از جمنا هستیم/نه رمال هستیم نه پیشگو
کیهان: زیباکلام روی قاجار را سفید کرد
شوک بزرگ یک خودروساز داخلی به مردم!
پرویز فتاح در ریاست بنیاد مستضعفان؟
 گفتــگو
پیشنهاد مرعشی: ساختارسیاسی باید عوض شود/ یا باید همه قدرت‌ها به رئیس جمهور داده شود یا رهبری فردی را به عنوان نخست وزیر به مجلس پیشنهاد بدهند
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
کدخدایی: فرض کنید ۱۰ میلیون نفر از شرکت کنندگان در انتخابات ۸۸ قانع نشده‌اند، آیا آن‌ها با رای دادگاه محمدرضا خاتمی قانع می‌شوند؟
گپی با عطریان‌فر؛ از رایزنی انتخاباتی با شورای نگهبان تا بازخواست عارف
فاطمه هاشمی: اغلب اصلاح‌طلبان، چپ‌های تند اول انقلابند، یک روز مخالف آمریکا و یک‌ روز موافق مذاکره با آن/ وصیت‌نامه دوم پدرم هنوز پیدا نشده
مسجد جامعی: آمریکا تا جایی تهدید می کند که منجر به جنگ نشود
علی مطهری:این ترفند نهادهای امنیتی و قوه قضاییه است که جرم سیاسی را به جرم امنیتی تغییر نام می دهند
علی شکوری راد:مي‌خواهند با شعار معيشت ابتكار عمل دولت را بگيرند
صفایی‌فراهانی: دلیل کارآیی نداشتن مجلس، قیف تنگ شورای‌نگهبان است
منتجب‌نیا: برای انتخابات شرط بگذاریم، التماس اصلاح‌طلبان را می‌کنند؟

کد مطلب 23349           تاریخ ارسال : 1398/04/11                         نسخه چاپی
مسجد جامعی: آمریکا تا جایی تهدید می کند که منجر به جنگ نشود

یک کارشناس ارشد مسائل عرب و خاورمیانه معتقد است که شیخ نشینان به دنبال جنگ علیه ایران بودند اما سقوط پهپاد آمریکا توسط ایران مانع از هدف آنها شد.


زهره نوروزپور: در سال 2016 که ترامپ سکان کاخ سفید را به دست گرفت منطقه خاورمیانه متحول شد. عرب های خلیج فارس برای انزوای ایران با خرید نجومی تسلیحات از آمریکا دست به دامان او شدند. این رئیس جمهور تاجر مسلک نیز از این کینه دیرینه میان عرب و فارس بهره کافی را برد و منطقه شد آنچه که امروز می بینیم. خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز این روزها حال خوشی ندارد. شاید بتوان گفت سقوط پهپاد کمی عرب ها را سرجای خود نشاند. اما چه شد که این اتفاقات یکی پس از دیگری برای کشورمان افتاد؟ آیا جریان ترامپیسم خاورمیانه را مدیریت می کند؟ پاسخ را حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مسجد جامعی دیپلمات با سابقه کشورمان و سفیر اسبق  ایران در مراکش در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین پاسخ داده است که مشروح آن را از نظر می گذرانید: 

به نظر شما جریان ترامپیسم چگونه پدید آمد؟
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در دو دهه اخیر عمیقاً تحت تأثیر شرائط داخلی است. اوباما با شعار «تغییر» به صحنه آمد و ترامپ با «آمریکا در مرحله نخست». اینان عملاً دو گروه اجتماعی نسبتاً مختلفی را نمایندگی می‌کردند و می‌کنند.
بیش از هشتاد درصد از اونجلیکال‌های آمریکا و عموم ناسیونالیست‌های سفیدپوست به ترامپ رأی دادند. کسانی که سیاست‌های اوباما و بلکه شخص او و اندیشه‌ها و سیاست‌هایش را دوست نداشتند. بهترین نمونه چنین تفکری توئیت‌های وزیر خارجه کنونی، مایک پمپئو، در مورد اوباما پس از انتخاب او است که از آن می‌گذرم.
ترامپ برآمده از چنین امواجی است. دینی و ناسیونالیستی و تاحدودی نژادپرستانه و او خود چنین هم هست. مضافاً که خود را متعهد به مخالفت و بلکه تخریب عموم سیاست‌های اوباما می‌بیند. در کنار این همه او تاجر و تاجرصفت است و فاقد تحصیلات آکادمیک و تجربیات دیپلماتیک است. برای او اشتغال و راضی نگه‌داشتن اونجلیکال‌ها به مراتب مهمتر از محاسبات استراتژیک است و محبوبیت کنونی او هم به همین علت است. سیاست اسرائیلی او و انتقال پایتخت به بیت‌المقدس عمدتاً به دلیل همین نکته اخیر است. او شخصاً همچون کارتر فردی مذهبی نیست، اما بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری خود را در خدمت کلیسائیان قرار داده است و اینان نیز در خدمت به او و پشتیبانی‌اش کوتاهی نکرده و نمی‌کنند. آنها چندی پیش برای سلامتی و موفقیت او جلسه دعایی تشکیل دادند و اینکه خداوند به او شجاعت دهد تا برنامه‌هایش را به پیش برد.

سیاست منطقه‌ای او چگونه است؟
عملاً این سیاست با سه محور تعیین می‌شود. 1- کمک به اسرائیل در چارچوب تفکرات و اعتقادات اونجلیکال‌ها و ناسیونالیست‌های سفید آمریکایی، 2- رابطه فعال با سعودی و شیخ‌نشین‌های خلیج فارس، 3- مخالفت با ایران و محدود کردن او. اگرچه این سه محور مرتبط و متقاطع هستند.
نکته اصلی، محور دوم است. ترامپ همچون راستگرایان غربی ضدعرب است و در ایام رقابت انتخاباتی با بدترین تعابیر ممکن به‌ویژه درباره سعودی‌ها و شیخ‌نشین‌ها صحبت کرد که واکنش‌هایی به دنبال داشت و از جمله واکنش تند ولید بن طلال را که گفت او هیچگاه به ریاست نخواهد رسید. این واکنش ولید نبود، واکنش هیئت حاکمه کشورش بود.
اعراب و شیخ‌نشین‌ها بر روی خانم کلینتون سرمایه‌گذاری کرده بودند و پس از انتخاب ترامپ به سرعت به سراغ وی رفتند. وزیر خارجه قبلی، جبیر و ترکی فیصل و گروهش به آمریکا رفتند و در فاصله انتخاب تا راه‌یابی به کاخ سفید به وی و اطرافیانش نزدیک شدند و البته او هم به دلائل عمدتاً‌ تجاری، اعم از شخصی و ملی، استقبال می‌کرد. این ارتباط‌ها موجب شد تا اولین سفر خارجی او به عربستان باشد و با سران شیخ‌نشین‌ها دیدار کند و آن قرارداد افسانه‌ای را با سعودی‌ها ببندد، یعنی نزدیک پانصد میلیارد دلار که صد و ده میلیارد آن صرفاً نظامی و تسلیحاتی بود.

نکته مهمتر تحولاتی بود که در درون سعودی و شیخ‌نشین‌ها اتفاق افتاد. نسل پرشمار جوانان آنان در پرتو فضای مجازی گسترده موجود، رشد می‌کردند و این فضا به فضای حقیقی و واقعی آنان تبدیل شده بود. آنها همچون پدرانشان در فضای اجتماعی و فرهنگی خویش نبودند. مضافاً که برخی از قدرت‌بدستان آنان که به تدریج قدرت بیشتری می‌یافتند دنیا را به گونه‌ای متفاوت با قدرت‌بدستان سنتی می‌دیدند و در آن چارچوبی جدید مایل به تعامل با دیگران بودند.
این دو واقعیت سیاست جدیدی را نسبت به غرب و حتی اسرائیل اقتضاء می‌کرد. عموماً می‌گفتند ترس از ایران آنان را به سوی اسرائیل کشانیده است که در جای خود صحیح است، امّا اگر این ترس هم نبود تحولات یاد شده سیاست جدیدی را موجب می‌شد. برای نمونه اماراتی‌ها صریحاً می‌گویند خواهان رابطه با اسرائیل و گسترش آن هستند چرا که آینده از آن او است. و این سخن تازه‌ای است و قبلاً هیچ عربی بدان تکلّم نمی‌کرد. مضافاً که شرائط جدید نوعی بلندپروازی نامفهوم را در به‌ویژه امارات و سعودی موجب شده است. آنها خود را مکلّف به مبارزه با هر نوع گرایش اسلامی و نیز گرایش دموکراتیک در مجموع جهان عرب و بلکه در خارج از آن می‌بینند. از موریتانی و تونس و لیبی گرفته تا سودان و الجزایر و حتی اردن.
حتی آنان تا آنجا به پیش رفته‌اند که در کنار راستگرایان اروپا در مقابله‌شان با موسسات رسمی اسلامی موجود در این قاره قرار گرفته‌اند. نمونه خوب آن تقابل آنها است با موسسات اسلامی مراکشی در اسپانیا و فرانسه که داستان مفصلی دارد. آنها می‌خواهند قدرت را از مغربیان وابسته به مراکش بگیرند و در دست مزدوران خود قرار دهند و این از جمله دلائل سردی روابط بین آنان، به‌ویژه رابطه امارات و مراکش است.

سیاست اسرائیلی ترامپ چیست و چگونه است؟
در مجموع تفاوتی بزرگ بین سیاست اسرائیلی آمریکائیان و سایر غربیان وجود دارد. اسرائیل برای اونجلیکال‌ها و راستگرایان آمریکا بیش از یک کشور و حتی بیش از یک متحد است. حتی بخش بزرگی از غیر راست‌گرایان وابسته به حزب دموکرات هم این چنین می‌اندیشند. چرایی و چگونگی این جریان خود بحث مستقلی است که هم جنبه‌ی دینی و اعتقادی دارد و هم جنبه فرهنگی و ناسیونالیستی.
هم اکنون مسئله اسرائیل بخشی از سیاست داخلی آمریکا است و نه سیاست خارجی آن. هسته مرکزی هواداران ترامپ همین اونجلیکال‌ها هستند که معتقدند رفاه و عظمت و سروری آمریکا وابسته به کمک او به اسرائیل است، به عبارتی اینان مرهون او هستند و نه برعکس. اینان کمک‌های مردمی وسیعی به آنان کرده و می‌کنند و آن را موجب برکت مادی و معنوی خویش می‌دانند. اطرافیان ترامپ عموماً چنین اعتقاداتی دارند و به ویژه معاونش مایک پنس. چنین جریانی در هیچ نقطه‌ای در اروپا وجود ندارد.
از این گذشته دلائلی شخصی هم وجود دارد. ناتانیاهو شخصیت ایده‌آل ترامپ است. او را به هر فرد و رهبر دیگری ترجیح می‌دهد و البته او هم به خوبی می‌داند چگونه با ترامپ تعامل کند. در اوائل مبارزات انتخاباتی، ترامپ سخنانی علیه اعراب و مسلمانان گفت که اعتراض‌هایی را برانگیخت. همزمان برای جلب‌نظر مسیحیان راستگرا گفته بود که می‌خواهد به اسرائیل سفر کند، ناتانیاهو گفت به او ویزا نخواهد داد. اما پس از انتخاب وی رابطه دوجانبه آنان تا بدان حد به پیش رفت که موقعیت این دو عمیقاً به یکدیگر وابسته شده و برگ برنده هر دو در انتخابات، دوستی و اتحاد با یکدیگر است.


سیاست ایرانی او چیست؟
در ابتدا مهمترین عامل، ضدیت با سیاست ایرانی و خاورمیانه‌ای اوباما بود و اصولاً ضدیت با سیاست‌های اوباما در هر زمینه‌ای مهمترین عامل تعیین کننده سیاست وی بود.
نکته دیگری که بارها بیان داشت خاطرات تلخ وی از مواردی بود که از نظر او ایرانی‌ها آمریکایی‌ها را تحقیر کرده بودند که آخرینش اسارت ملوانان آمریکایی و پخش فیلم آنها در حالی که گریه می‌کردند ، بود. چنین جریان‌هایی برای فرد ناسیونالیستی همچون او غیرقابل تحمل بود.
مضافاً که او کوشید سیاست منطقه‌ای فعّالی در قبال متحد اصلی‌اش، اسرائیل، و وابستگانش یعنی سعودی و شیخ‌نشین‌ها اتخاذ کند و ترس و نگرانی آنها را از بابت ایران بزداید به‌گونه‌ای که احساس کنند آمریکا در کنار و بلکه در پشت آنها است.
عامل مهم دیگر اطرافیان او بودند که هر یک به نوعی در ضدیت با ایران قرار داشتند و در حلقه نخستین اطرافیانش هیچ فردی که شناخت و سیاست متعادلی در قبال ایران داشته باشد، وجود نداشت و کسانی که کم‌وبیش چنین بودند، همچون وزیر دفاع و وزیر خارجه سابق، از کار برکنار شدند.
و بالاخره اینکه ترامپ فاقد تحصیلات کلاسیک است. او ایران و تاریخ و فرهنگش را نمی‌شناسد. این ناآشنایی در موارد عادی مشکلی ایجاد نمی‌کند، امّا هنگامی که رابطه به معنای واقعی بحرانی می‌شود، از داشتن آن گریزی نیست. قطعاً اگر سران شوروی سابق تاریخ و فرهنگ افغانستان را می‌دانستند، آن را اشغال نمی‌کردند.
آنچنانکه از سخنان و توئیت‌های او در مورد ایران برمی‌آید می‌توان گفت که در مورد این کشور هیچ نمی‌داند. مضافاً که ذهنیتی آشفته و غیر منظم دارد. می‌توان گفت چنین فضایی بر مجموع کسانی که در مورد ایران تصمیم‌سازی می‌کنند، وجود دارد. اگرچه به نظر می‌آید اخیراً تغییرات محسوسی در این زمینه رخ داده است.

تغییرات یاد شده به چه علّتی حادث شده است؟
این تغییرات و بلکه تحولات دلائل مختلفی دارد. واقعیت این است که در وضعیت کنونی آمریکایی‌ها مایلند تا آنجا به دخالت نظامی تهدید کنند که جنگی اتفاق نیفتد. نکته دوم اینکه پس از بحرانی شدن اوضاع و خاصه پس از زدن پهباد عموم کشورها و شخصیت‌های مستقل نسبت به آغاز جنگی گسترده و ویرانگر که بسیاری را درگیر خواهد ساخت، هشدار دادند و با توجه به خویشتن‌داری ایران و اینکه آغاز کننده جنگ نخواهد بود، عمده انتقادها به طور مستقیم و غیرمستقیم متوجه آمریکا بود.
نکته سوم به شیخ‌نشین‌ها بازمی‌گردد. در رأس مدافعان جنگ عملاً امارات بود و آنچنانکه از اظهارات مسئولان آن برمی‌آمد؛ آنان نه تنها در پی جنگی ویرانگر، بلکه در پی تجزیه ایران و در دراز مدت در پی تغییر مذهب او بودند. ظاهراً تجربیات دو ماه اخیر آنان را به این نتیجه رسانیده که راه‌حل، راه‌حلی نظامی نیست و این نکته پس از سقوط پهباد صریحاً توسط قرقاش بیان شد که در حال حاضر سخنگوی جبهه جنگ‌طلب و مداخله‌جوی شیخ‌نشین‌های مخالف ایران است.


 

وضعیت روابط چین و روسیه و ایران چگونه خواهد بود؟ آیا در کنار ایران خواهند ایستاد؟
واقعیت این است که ایران به مثابه یک کشور به واقع کشوری «تنها» و به عنوانی «متحدناپذیر» است. این مسئله را دلائلی تاریخی، فرهنگی، هویتی، مذهبی و اجتماعی است و چندان به وضعیت موجود و شرائط دهه‌های اخیر هم مرتبط نیست.
ایران موجود وارث امپراطوری‌ بزرگی است. چه قبل از اسلام و چه پس از آن. در طی دو قرن اخیر بخش‌های مهمی از قلمرو آن تجزیه شده است. این جریان را در امپراطوری‌های دیگر هم شاهد هستیم. از امپراطوری اطریش مجارستان هابسبورگ‌ها گرفته، تا امپراطوری عثمانی و امپراطوری‌های استعمارگران غربی و تا فروپاشی شوروی. اینان هریک داستان خویش را دارند، امّا به دلائلی داستان در مورد ایران به کلی متفاوت است. این عامل ریشه اصلی نکته‌ای است که بدان اشارت رفت. نه تنها سیاست و اندیشه سیاسی ما، بلکه روان‌شناسی و ایده‌آل‌های ما و به ویژه تلقی دیگران از کشور ما، عمیقاً تحت تأثیر همین عامل است و بگذریم.
روسیه تمام‌قد در کنار سوریه و ونزوئلا ایستاد، اما بعید است به‌همان‌گونه در کنار ما بایستد. این جریان بیشتر به کلیت ما به عنوان یک کشور مربوط می‌شود و نه سیاست روسیه. این به معنای دفاع از روسیه نیست و قابل انکار نیست که آنان در پی منافع و مصالح خویش هستند و ضربه‌های جبران‌ناپذیری در طول دو قرن اخیر به ما وارد ساخته‌اند. اما ضروری است مسائل را به گونه‌ای دقیق و علمی و با بی‌طرفی درک کنیم و البته هماهنگ با منافع و مصالح‌مان موضع بگیریم. ما محتاج بی‌طرفی در فهم مسائل هستیم و نه بی‌طرفی در موضع‌گیری‌هایمان.
مسئله در مورد چین هم که در چهل سال اخیر سیاستی محافظه‌کارانه در پیش گرفته و اصولاً توسعه چشمگیرش را مرهون همین سیاست می‌داند، این گونه است. ایران از جهات مختلف کشوری مهم و استثنائی است و این هر دو در برنامه‌های آینده‌نگرانه‌شان مطمئناً آن را لحاظ خواهند کرد، اما بعید است که در موارد بحرانی و خطرناک در کنار ما بایستند.
 


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب