0:42 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 به سیاقِ الهی تبار

سیاست زدایی، قدرت ها و دولت ها را به قعر جهنم می برد و بعید است که بگذارد آنها از مهلکه اش جان سالم به در برند. عجیب است که معاونت سیاسی - امنیتی استانداری کرمانشاه این قاعده ی بدیهی را نمی داند!! الهی تبار اخیرا در اظهارات خود در بازدید از یک نشریه ی محلی، ایشان را به دلیل پرهیز از ورود به مباحث جناحی، سیاسی و حزبی ستوده، تلویحا رسانه ها را از پرداختن به چنین عرصه هایی برحذر داشته و نقطه ی قوت رسانه ها را اجتناب از ورود به این عرصه ها دانسته و پرداختن رسانه به سیاست را نفی کرده است.

 اخبار عمومی
واژۀ ترس‌ناک در اعترافات وحید مظلومین و محمدسالم
اعلام آخرین رقم هزینه سبد معیشت کارگران
ورود بردپیت به این کشور ممنوع است
خودروهای فاقد معاینه فنی از امروز جریمه می‌شوند
واکنش شبکه‌های اجتماعی به تجاوز به کودکان شوشتری: تجاوز را پنهان نکنید
واکنش روزنامه ایران به سخنان یکی از مراجع تقلید و رئیس دادگستری تهران درباره حضور زنان در ورزشگاه‌ها
آیت‌الله مکارم‌شیرازی: به نام علم مردم را به سوی بی بندوباری می‌کشانند
روزنامه جمهوری اسلامی: از خانه‌های شمال شهرتان بدون محافظ بیرون بیایید و ببینید مردم در باره سی‌اف‌تی چه می‌گویند
متهم کردن ظریف به اینکه به خارجی ها گرا می دهد،عجیب است/مگر سازمانهای بین المللی منتظر می مانند که ما اطلاعات بدهیم؟
چه کسی مسئولیت عواقب رد اف‌ای‌تی‌اف را می‌پذیرد؟
سکه ۲۰۰ هزار تومان ریخت
خبرگزاری فارس از پولهای مشکوکی که صرف قاچاق مواد مخدر می شود،خبر داد
روزنامه اطلاعات: ما را با چند نازک پیکر راضی کنید!
آیا ریزش قیمت در بازار مسکن در راه است
روزنامه جمهوری اسلامی:غیر از احمدی نژاد یک جریان دیگر هم علیه قوه قضاییه سمپاشی می کند
انتقاد از حضور سیدحسین نصر در همایش معماری تبریز
گمانه زنی ها درباره تغییرات جدید در کابینه/ احتمال تغییر آرایش دولت چقدر است؟
کیهان هم کم کم دارد چیزهایی از پولشویی و فساد در کشور یادش می آید
ظریف به کمیسیون امنیت ملی احضار نشد
رحمانی فضلی: مناطق مرزی اولویت ما است/ بودجه ویژه ای برای این مناطق تصویب شده است
چرا کریمی قدوسی از برملاشدن پولشویی های کلان،آشفته شده است؟
انتقاد تند مطهری به مصباحی‌مقدم؛ چیزی هم برای مصوبات مجلس باقی بگذارید!
مبلغ:تندروها برای تخریب انسجام ملی حاشیه امن دارند/دست‌شان باید از تصمیمات مهم کشور کوتاه شود
هاتگرام و تلگرام طلایی،کلاه شرعی بر سر تلگرام
چرا نماینده های دلواپس خودشان را مصداق حرف ظریف می دانند؟!/اگر پولشویی وجود ندارد به چه دلیل مجلس قانون مبارزه با آن را تصویب کرده؟
عضو مجمع تشخیص: هرچه بیشتر علیه ظریف حرف بزنند،بیشتر علیه خودشان افشاگری می کنند
روزنامه جمهوری اسلامی:انگ تحجر بهتر از حضور زنان در ورزشگاه است/رئیس جمهور،فیلمها را ببیند
شوخی بادامچیان:شرایط جسمی من برای ازدواج دوم بهتر از فلانی است!
وحید مظلومین که بود؟ سلطان سکه و همدستش امروز صبح اعدام شدند
پیروز حناچی شهردار تهران شد
کدخدایی: نباید از نظارت استصوابی مترسک بسازیم که همه از آن بترسند/ ما هم به قانون انتخابات اعتراض داریم
نام‌های عجیب تغییریافته در سال 95 (اینفوگرافی)
وزارت ارشاد: آقای پژمانفر اسامی فیلم‌های مستهجن را اعلام کنید
شرایط حسن عباسی برای مذاکره با امریکا:مسلمان شوند،حجاب را به رسمیت بشناسند،بساط ربا را جمع کنند و ...
نقوی‌حسینی: اختلافات به تریبون‌ها کشیده نشود/ دشمن نارضایتی مردم را می‌خواهد تا انقلاب مخملی ایجاد کند
طرح انتقال پایتخت دوباره کلید خورد
حبس و شلاق در انتظار کسانی که عمل چشم گربه ای و گوش الاغی می کنند/ نوروزی: پزشک هم مجازات می شود
مکتب امام همان است که فرمود هاشمی زنده است چون نهضت زنده است
شهاب‌الدین صدر: نظر رهبری درباره سی‌اف‌تی تعیین کننده است/ مراقبت باشیم، به هر بهانه‌ای اتهامات نابه‌جا به کشورمان نزنند
ظریف بعضی مخالفان FATF را متهم به پولشویی کرد؛ کیهان به خودش گرفت!
 گفتــگو
عباس عبدی: اصلاح سیاست داخلی مهم‌ترین راه مقابله با تحریم‌هاست
محمدرضاخاتمی: نگذاشتند نظارت استصوابی را به رفراندوم بگذاریم/ فردا شعار «اصلاح طلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» فراگیر می شود
فائزه هاشمی: بعد از اخراج از دانشگاه آزاد فرصت خوبی شد که بروم به باغ پسته رسیدگی کنم.»
علی ربیعی: لاریجانی نمی‌خواست من وزیر بمانم
کرباسچی: جهانگیری تحت فشار این تصمیم را اعلام کرد
ضرغامی: رفع حصر در شورای عالی امنیت ملی رای نمی آورد/ منتقد رفتار قوه قضائیه هستم
عطریانفر:جهانگیری در دولت،قدرت کافی دارد/عبور اصلاح طلبان از روحانی کاملا اشتباه است
فيض‌الله عرب‌سرخي: نسخه نجات دست اصلاح‌طلبان است
مصطفی هاشمی‌طبا: ظهور احمدی‌نژاد جدید بعید نیست
زیبا کلام: پس از 13 آبان اوضاع کشور بهتر می شود

کد مطلب 21065           تاریخ ارسال : 1397/08/03                         نسخه چاپی
فائزه هاشمی: بعد از اخراج از دانشگاه آزاد فرصت خوبی شد که بروم به باغ پسته رسیدگی کنم.»

معمولاً وقتی کسی می‌آمد اینجا، ما فالگوش می‌ایستادیم ببینیم چه حرف‌هایی زده می‌شود. مامان بیشتر فالگوش می‌ایستاد. دوره‌هایی خیلی سرفه می‌کرد. بیماری پیدا کرده بود. یک بار بابا که آمد از اتاق بیرون، گفت: «فالگوش ایستادی حداقل سرفه نکن! آبروریزی است ببینند کسی پشت در گوش می‌دهد.» گاهی هم ملاقات کننده یک دفعه خداحافظی می‌کرد و تا می‌آمدیم بجنبیم، داستان درست می‌شد.
منبع


گزیده‌ای از گفت‌وگوی روزنامه ایران با فائزه هاشمی را با هم می‌خوانیم:
- ایده تبدیل خانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به «خانه موزه» تصمیم خانواده بود. می‌خواستیم این خانه در معرض نگاه مردم قرار بگیرد تا خاطره آقای هاشمی برای مردم زنده باشد. این‌ها کمک می‌کند افراد ماندگار شوند.
- دو جا بود که بابا ملاقات‌هایش را در آنجا انجام می‌داد؛ یکی اینجا (اتاق پذیرایی) و یکی حیاط؛ چون بابا به فضای باز علاقه داشت. بهار، پاییز و تابستان کنار استخر ملاقات داشتند. در این اتاق هم مسئولان و هم افرادی از فامیل می‌آمدند و ملاقات داشتند. جای بابا همیشه ثابت بود و ملاقات کنندگان روی صندلی کناری می‌نشستند؛ مثل ملک عبدالله، آقای روحانی، حسن آقا (خمینی) و آقای خاتمی.
- معمولاً وقتی کسی می‌آمد اینجا، ما فالگوش می‌ایستادیم ببینیم چه حرف‌هایی زده می‌شود. - غیر از فالگوش ایستادن، دفتر خاطرات ایشان هم مورد علاقه همه بود. دفتر خاطرات کنار کشوی پاتختی بود و همه اعضای خانواده و فامیل، اول از همه سراغ دفتر خاطرات می‌رفتند تا ببینند چه نوشته است.
- مامان بیشتر فالگوش می‌ایستاد. دوره‌هایی خیلی سرفه می‌کرد. بیماری پیدا کرده بود. یک بار بابا که آمد از اتاق بیرون، گفت: «فالگوش ایستادی حداقل سرفه نکن! آبروریزی است ببینند کسی پشت در گوش می‌دهد.» گاهی هم ملاقات کننده یک دفعه خداحافظی می‌کرد و تا می‌آمدیم بجنبیم، داستان درست می‌شد.
- (خودتان هم فالگوش می‌ایستادید؟) بله. هر کس در خانه بود. بیشتر فالگوش‌ها انتخابات سیاسی و این خبر‌ها بود.
- بابا آرام بود و کارش به جدل با کسی نمی‌رسید. البته اختلاف نظر طبیعی بود و آدم‌ها با همدیگر بحث می‌کردند.
- همه آدم‌ها با خشم فراوان از کلیه مشکلاتی که بود، می‌رفتند پیش آقای هاشمی و آرام و امیدوار و شاد برمی‌گشتند. وقتی یک روز می‌گذشت، ارزیابی و تجزیه تحلیل می‌کردند که «چه شد شاد و آرام شدیم؟» آقای هاشمی آرام بود و به بقیه هم آرامش می‌داد. - بابا زمانی که رئیس‌جمهوری و رئیس مجلس بود، بیشتر محل کارشان بودند. من آن موقع دختربچه بودم و خیلی موضوعات را دنبال نمی‌کردم. زمانی که رئیس مجلس بود، خیلی شب‌ها همان جا می‌خوابید، چون برای حفظ امنیت گفته بودند صلاح نیست در راه این همه رفت و آمد کنید. زمان ریاست جمهوری هم تا آخر وقت پاستور بودند. بیشترین ملاقات‌ها مال زمانی بود که سمت اجرایی نداشت و این گونه نبود از صبح تا شب سر کار باشد و ملاقات‌ها بیشتر در خانه بود.
- ترور در دزاشیب پایه آمدن بابا به اینجا (جماران) شد. بعد از ترور گفتند آنجا امنیت ندارد. حتی بابا از بیمارستان به آن خانه برنگشت و در خیابان دولت خانه‌ای اجاره کرده بودند و آنجا رفتند. بعد امام اصرار داشتند به خاطر امنیت بابا، بابا بهشان نزدیک باشد لذا اینجا را پیشنهاد دادند. جزو خانه‌های مصادره شده هم نبود و خریدند. ظاهراً اینجا عده‌ای زندگی می‌کردند و به خاطر گشت و محافظت‌ها خیلی دچار عذاب شدند. اگر اشتباه نکنم، مامان با خانم صاحبخانه هم صحبت کرد. برایش مهم بود خانه را به زور نگرفته باشند و مالک با رضایت، خانه را می‌فروشد.
-اگر مؤمن باشیم، این مسائل مهم است. می‌خواستند نماز بخوانند. اگر با فشار گرفته باشند، نمی‌شود، اما خانم صاحبخانه یعنی همسر مالک از ماندن در اینجا به خاطر مشکلاتی که در رفت و آمد‌ها ایجاد شده بود، ناراحت بودند. بعد از نقل مکان به اینجا بابا اجاره داد.
- در ژن بابا که به بعضی از ما منتقل شده، دلهره وجود ندارد. نوقی‌ها خونسردند؛ بر عکسِ مامان. ژنِ مامان خیلی دلشوره‌ای است. همیشه بوده. الان هم هست. ژن مرعشی‌ها بر عکس است. هر چه نوقی‌ها خونسردند، مرعشی‌ها سر هر چیز عجیب و غریب دلشوره دارند.
- یکی از چیز‌هایی که می‌شود به آن پرداخت، جمعه‌هاست. سنت بود همیشه همه بچه‌ها جمعه‌ها اینجا بودیم. میز بود، ولی غذا را روی میز نمی‌خوردیم. وسط هال سفره می‌انداختیم. همه خانواده، بچه‌ها، نوه‌ها و فامیل‌های نزدیک که می‌دانستند جمعه‌ها همه هستند، برای ناهار می‌آمدند. فامیل‌های مامان بیشتر می‌آمدند. سن‌ها که بالا رفت، نتوانستند روی زمین بنشینند و روی میز غذا می‌خوردیم. جمعه‌ها روز خوبی بود. معمولاً هم بحث‌ها سیاسی بود.
- خیلی عادت به هفت سین چیدن آنچنانی و مسائل سنتی اعیاد نداشتیم. دورهم بودیم. اما از قدیم عید‌ها سفر بودیم. قبل از انقلاب رفسنجان یا جا‌های دیگر می‌رفتیم.
- بابا همیشه اهل خانواده بود. اگر زندان نبود ما را زیاد سفر می‌برد یا برنامه‌های دسته جمعی زیاد داشتیم.
- تحلیل من این است و شاید درست هم نباشد، اما به نظرم بابا کارهایش از عمد بود. بعد از انقلاب، زن و خانواده یک جور تابو شد که نباید اسمش بیاید. من فکر می‌کنم بابا می‌خواست با این روش‌های غلطی که ارزش شده بود، مقابله کند. در خاطراتش ببینید؛ عفت، فائزه، فاطی یا بقیه خانم‌ها را نام می‌برد. به نظر می‌رسد با برنامه و هدف انجام شده تا تابو‌های ساختگی را بشکند. خانواده‌های خیلی سنتی فکر می‌کنند نام بردن از زنان بد است. بابا می‌خواست فرهنگ‌سازی کند. بابا اصرار داشت در سفر‌ها همراهش باشیم؛ بخصوص ایام عید. البته اجبار نمی‌کرد. اصرار نمی‌کرد بچه‌ها مشتاق بودند این اتفاق بیفتد. بعد، چون بابا گرفتار بود و کمتر در خانه بود سفر‌ها فرصت خوبی بود تا دور هم باشیم.
- اصلاً همسایه نداشتیم. یک طرف که حسینیه است. طرف دیگر و پایین‌تر هم نگهبانی بود.
- سیدحسن خمینی با یاسر و مهدی بازی می‌کردند. فکر می‌کنم حسن با یاسر و مهدی مدرسه نیکان می‌رفتند و در یک مدرسه بودند. همبازی بودند. اینجا به خاطر حسینیه و دیدار با امام خیلی شلوغ می‌شد. یک کار جالبی که حسن آقا کرده بود با یاسر و مهدی از ساندویچی اینجا ساندویچ می‌خریدند و به آدم‌هایی که برای ملاقات می‌آمدند، می‌فروختند. فکر می‌کنم پسر آقای جمارانی و شاید پسر آقای کروبی هم بود. مردم نمی‌شناختند این‌ها چه کسانی هستند. کسی هم منع‌شان نمی‌کرد. آن‌ها هم بچه بودند و فکر اقتصادی و معاش داشتند.
- همسایه ما خانواده امام بودند همین افرادی که الان هم جمارانند. آقای جمارانی هم بود. آقای توسلی بودند. فهیمه خانم دختر امام هم بودند. خانم اشراقی همین نزدیکی بود. مرتب با هم رفت‌وآمد داشتند. به مرور زمان افراد دیگر هم مثل آقای بجنوردی، آقای خاتمی وآقای علیخانی هم آمدند. با این‌ها رفت‌وآمد داشتند.
- زمانی که آقای هاشمی فوت کرد، جمعیت عظیمی می‌آمدند و همه هم تعجب می‌کردند. می‌گفتند: «کاخی که می‌گفتند، این بود؟ آقای هاشمی اینجا زندگی می‌کرد؟»
- وقتی آقای ولایتی با آن سرعت منصوب شد، بلافاصله تغییرات شروع شد. مدیران منصوب بابا برکنار شدند؛ بسیاری از اساتید واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد تغییر کردند. سعی شد سیاست‌ها و تفکرات بابا را حذف کنند و مسیر دانشگاه تغییر کرد. حذف و نبود ما هم جزو همین سیاست‌هاست. خیلی عجیب و غریب نیست.
-دو سه ماه قبل پرونده‌های من را گرفته بودند. آن موقع می‌گفتند این روند جذب درست نبوده است. بازرس هم فرستادند و پرونده را کامل بردند. گزارشی که به آن‌ها داده شده بود روند جذب را کامل توضیح می‌داد و مشخص بود روند جذب مشکلی ندارد. زمانی که من جذب شدم، فراخوان نبود و سیستم با الان متفاوت بود. من با دستور آقای جاسبی مشغول به کار شدم. بعد از فراخوان هم در مصاحبه علمی و عمومی شرکت کردم، اما چون پرونده را گرفته بودند، انتظار اخراج را داشتم.
- از طرف واحد دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند دیگر به دانشگاه آزاد نیایم. من هم گفتم این موضوع به صورت شفاهی قابل پذیرش نیست و به صورت کتبی اعلام کنند. آن‌ها گفته بودند کتباً اعلام نمی‌کنیم. روند جذب مشکل دارد و یک ماه دیگر نامه را می‌زنیم. بعد واحد به من نامه داد. بعد از آن هم یک نامه منتشر شد که در آن مدعی موارد تخلف جذب من شدند. پاسخ آن‌ها را دادم و گفتم لازم باشد در کنفرانس مطبوعاتی تمام این موارد را اعلام می‌کنم.
- الان در رفسنجان پسته‌داری می‌کنم. البته قبل از اتفاقات اخراج بود که با خانواده درباره باغ‌های رفسنجان صحبت کردیم. چون زمین‌های مامان در رفسنجان است. محسن گفت: به زمین‌های رفسنجان نرسیدیم و اگر موافق باشید همه را بفروشیم. من مخالفت کردم و گفتم من به آن رسیدگی می‌کنم. بعد از اخراج از دانشگاه آزاد فرصت خوبی شد که بروم به باغ پسته رسیدگی کنم.
- من زمین را بعد از پسته‌چینی تحویل گرفتم. امسال یک دانه پسته هم نبود. به خاطر گرمای شدید همه پسته‌ها سوخته بود.
- پلاکارد برنامه طلاب و حوزه علمیه یک سری ابهامات را (درباره فوت آیت‌الله هاشمی) افزایش داد و انتظار ما این است که بعد از آن قضیه باید دوباره بررسی مجدد انجام شود. یک سرنخی آمده حالا واقعی است یاغیر واقعی است، باید بررسی شود.
 

ایران
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب