9:27 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 ساده انگاری یا تحمیق افکار عمومی

دو نمونه روشن از این ساده انگاری با هدف تحمیق مخاطبان هفته گذشته در همین کرمانشاه خودمان اتفاق افتاد و آن نحوه مواجهه برخی از نشریات مدعی پیشکسوتی و مردمی بودن ! و کانالها و سایت های مجازی با موضوع برکناری دوتن از مدیران اجرایی یعنی سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان و رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه بود که ضمن خودداری از افشای علل واقعی برکناری این دو مدیر توسط مدیران بالادستی خود به دفاع از آنان و انتقاد از برکناری و عزل این دوتن پرداختند که باعث تاسف گردید .

 اخبار عمومی
بن سلمان: دست عربستان برای صلح با ایران، همواره گشوده بوده است/ ایران احترام نخست وزیر ژاپن را نگه نداشت و به نفتکش ژاپن حمله کرد
انگلیس 100 نظامی به تنگه هرمز اعزام می‌کند
هشدار احمد خاتمی به نظامیان: آبروی خود را خرج فلان نماینده نکنید/ خط گرفتن‌تان از جریانات سیاسی سم است
روحانی: ایران نمی‌تواند به صورت یک‌طرفه متعهد به برجام باقی بماند
کدخدایی: جلساتی با اصلاح‌طلبان داریم/ اظهارات خاتمی اهمیت ندارد
انتقاد از توجه بیش از حد به کاغذهای همراه آبه در دیدار با رهبری
رئیسی: با فضای‌ مجازی قوه‌ قضائیه‌ای مردمی، انقلابی و ضد فساد بسازید
کیهان: چرا ادعای افراطیون مدعی اصلاحات درباره «پرستو» دروغ محض بود؟!
چرا آمریکا تا به امروز به ایران حمله نظامی نکرده است؟/ پاسخ یک مقام بلندپایه ارتش را بخوانید
چند نفر از گزینه‌های رهبری آینده خبر دارند؟/ پاسخ رهبری به درخواست بازرسی از بخش‌های زیرمجموعه‌ ایشان
آبه پیش از ترک توکیو: با میانجیگری به صلح کمک می کنم
انصراف یک کارگزارانی از حضور در شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان، بخاطر پرونده قتل همسر نجفی؟
2دانشجوی فوق لیسانس کارت مترو با اعتبار30میلیون تومان جعل کردند!
اما و اگرها و ابهامات ادامه دار در پرونده قتل میترا استاد
توضیحات وزیر نیرو در باره مصاحبه اش/نگفتم ایرانی ها باید روزی یک وعده غذا بخورند
کدام مسئولان نظام باید لیست اموال و دارایی خود، همسر و فرزندان‌شان را اعلام کنند؟
انتقاد کیهان از بازی یک مدل بدکاره خارجی در فیلم فیلمساز مذهبی ایرانی
منظم‌ترین و فعال‌ترین نمایندگان مجلس را بشناسید
دفاع کیهان از میترا استاد: او آدمی فرودست و شهروندی درجه ۲ بود
توپخانه قالیباف علیه اصولگرایان/ بازگشت به سیاست به سَبک سردار
یادداشت کنایه‌آمیز صادق زیباکلام/ انگار ۲ تا زیباکلام هست!
مشاور احمدی نژاد: از چندسال پیش میخواستم همسرم را طلاق بدهم/ در یکسال اخیر جدی تر شده ام
«آتش‌بس اقتصادی»میان ایران و آمریکا؛دستاورد احتمالی سفر آبه به تهران
چه کسانی از پرداخت مالیات بر سکه معاف می شوند؟
پاسخ مطهری به برادر میترا استاد: ابزار دست پرستوسازان نشوید/ ملازمه‌ای میان ارسال پرستو و روابط نامشروع نیست
نماینده مجلس: ضرب و شتم زنانی که برای بازی ایران و سوریه به ورزشگاه رفتند/ تا کی فریاد بزنیم که به بی حرمتی به بانوان پایان دهید
رئیسی: وظیفه دولت، پلیس و دستگاه قضائی حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر است
بهزیستی: کودک آزاری در رتبه اول خشونت های خانگی
کاهش تولید، نفت دنیا را گران کرد
سخنگوی دولت: استعفایی در کار نیست/ وزرای علوم و صنعت شایعات را تکذیب کردند
ذوالنوری: برخی مستقلین به ریاست من بر کمیسیون امنیت رای می‌دهند
محدودیت‌های میرحسین موسوی و زهرا رهنورد کم شد؛ از نصب ماهواره تا استفاده از تلفن همراه
جهانگیری: نباید مدیران کشور را در جبهه‌های داخلی درگیر کنیم
از توقیف قایق گردشگران در سد تا تکثیر خبرهای بد!
زنگنه: فضا را برای بابک زنجانی‌ها باز نمی‌کنم
نماینده رشت: چه اشکالی دارد در مسائل هسته‌ای و غیر هسته‌ای نظر مردم را جویا شویم؟
دلار هفته را با چه قیمتی آغاز کرد؟ /یورو ۱۵.۱۰۰ تومان شد
گرانی‌ها برای اقتصاد کشور نفعی هم دارد؟
حضور محصولی، جنتی و کدخدایی در دادگاه خاتمی کمکی به آشکار شدن زوایای پنهان انتخابات سال ۸۸ می‌کند؟
کوهکن: ادب و تواضع خاتمی مثال‌زدنی است/ اطرافیان احمدی‌نژاد حاضر نیستند دوباره با او کار کنند/ باهنر با صددرصد ظرفیتش وارد انتخابات مجلس می‌شود
 گفتــگو
رفیق‌دوست: اگر آمریکا به ایران حمله کند، اسرائیل گروگان ماست
گلایه‌های صریح چمران از منیّت‌ها و احساس تکلیف‌ها در جریان اصولگرا
باهنر: احمدی‌نژاد در حاشیه مجلس ختم از من پرسید امسال افطاری داری؟ گفتم بله، او هم آمد!
فرماندار بندرعباس: خرید ملخ از روستائیان هر کیلو 8 هزار تومان
مصطفي تاجزاده: در انتخابات آزاد ، حتي اگر ما راي نياوريم اصلاحات پيروز است
بهزاد نبوی: کم بودن «اختیارات رئیس‌جمهور» حرف درستی است
محمود صادقی: روحاني اسما فرمانده است، رسما نه
توکلی: کادر فرماندهی جنگ اقتصادی عاقل و مومن باشند
محسن رفیق‌دوست: امام می‌گفت اگر مردم نخواهند، نمی‌توان حکومت کرد/ هاشمی‌رفسنجانی خودش دلیل حذف خودش بود
علیرضا بهشتی: کنشگران سیاسی کنار بروند، مطالبات مردمی به صورت اعتراض ظهور می‌کند

کد مطلب 21065           تاریخ ارسال : 1397/08/03                         نسخه چاپی
فائزه هاشمی: بعد از اخراج از دانشگاه آزاد فرصت خوبی شد که بروم به باغ پسته رسیدگی کنم.»

معمولاً وقتی کسی می‌آمد اینجا، ما فالگوش می‌ایستادیم ببینیم چه حرف‌هایی زده می‌شود. مامان بیشتر فالگوش می‌ایستاد. دوره‌هایی خیلی سرفه می‌کرد. بیماری پیدا کرده بود. یک بار بابا که آمد از اتاق بیرون، گفت: «فالگوش ایستادی حداقل سرفه نکن! آبروریزی است ببینند کسی پشت در گوش می‌دهد.» گاهی هم ملاقات کننده یک دفعه خداحافظی می‌کرد و تا می‌آمدیم بجنبیم، داستان درست می‌شد.
منبع


گزیده‌ای از گفت‌وگوی روزنامه ایران با فائزه هاشمی را با هم می‌خوانیم:
- ایده تبدیل خانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به «خانه موزه» تصمیم خانواده بود. می‌خواستیم این خانه در معرض نگاه مردم قرار بگیرد تا خاطره آقای هاشمی برای مردم زنده باشد. این‌ها کمک می‌کند افراد ماندگار شوند.
- دو جا بود که بابا ملاقات‌هایش را در آنجا انجام می‌داد؛ یکی اینجا (اتاق پذیرایی) و یکی حیاط؛ چون بابا به فضای باز علاقه داشت. بهار، پاییز و تابستان کنار استخر ملاقات داشتند. در این اتاق هم مسئولان و هم افرادی از فامیل می‌آمدند و ملاقات داشتند. جای بابا همیشه ثابت بود و ملاقات کنندگان روی صندلی کناری می‌نشستند؛ مثل ملک عبدالله، آقای روحانی، حسن آقا (خمینی) و آقای خاتمی.
- معمولاً وقتی کسی می‌آمد اینجا، ما فالگوش می‌ایستادیم ببینیم چه حرف‌هایی زده می‌شود. - غیر از فالگوش ایستادن، دفتر خاطرات ایشان هم مورد علاقه همه بود. دفتر خاطرات کنار کشوی پاتختی بود و همه اعضای خانواده و فامیل، اول از همه سراغ دفتر خاطرات می‌رفتند تا ببینند چه نوشته است.
- مامان بیشتر فالگوش می‌ایستاد. دوره‌هایی خیلی سرفه می‌کرد. بیماری پیدا کرده بود. یک بار بابا که آمد از اتاق بیرون، گفت: «فالگوش ایستادی حداقل سرفه نکن! آبروریزی است ببینند کسی پشت در گوش می‌دهد.» گاهی هم ملاقات کننده یک دفعه خداحافظی می‌کرد و تا می‌آمدیم بجنبیم، داستان درست می‌شد.
- (خودتان هم فالگوش می‌ایستادید؟) بله. هر کس در خانه بود. بیشتر فالگوش‌ها انتخابات سیاسی و این خبر‌ها بود.
- بابا آرام بود و کارش به جدل با کسی نمی‌رسید. البته اختلاف نظر طبیعی بود و آدم‌ها با همدیگر بحث می‌کردند.
- همه آدم‌ها با خشم فراوان از کلیه مشکلاتی که بود، می‌رفتند پیش آقای هاشمی و آرام و امیدوار و شاد برمی‌گشتند. وقتی یک روز می‌گذشت، ارزیابی و تجزیه تحلیل می‌کردند که «چه شد شاد و آرام شدیم؟» آقای هاشمی آرام بود و به بقیه هم آرامش می‌داد. - بابا زمانی که رئیس‌جمهوری و رئیس مجلس بود، بیشتر محل کارشان بودند. من آن موقع دختربچه بودم و خیلی موضوعات را دنبال نمی‌کردم. زمانی که رئیس مجلس بود، خیلی شب‌ها همان جا می‌خوابید، چون برای حفظ امنیت گفته بودند صلاح نیست در راه این همه رفت و آمد کنید. زمان ریاست جمهوری هم تا آخر وقت پاستور بودند. بیشترین ملاقات‌ها مال زمانی بود که سمت اجرایی نداشت و این گونه نبود از صبح تا شب سر کار باشد و ملاقات‌ها بیشتر در خانه بود.
- ترور در دزاشیب پایه آمدن بابا به اینجا (جماران) شد. بعد از ترور گفتند آنجا امنیت ندارد. حتی بابا از بیمارستان به آن خانه برنگشت و در خیابان دولت خانه‌ای اجاره کرده بودند و آنجا رفتند. بعد امام اصرار داشتند به خاطر امنیت بابا، بابا بهشان نزدیک باشد لذا اینجا را پیشنهاد دادند. جزو خانه‌های مصادره شده هم نبود و خریدند. ظاهراً اینجا عده‌ای زندگی می‌کردند و به خاطر گشت و محافظت‌ها خیلی دچار عذاب شدند. اگر اشتباه نکنم، مامان با خانم صاحبخانه هم صحبت کرد. برایش مهم بود خانه را به زور نگرفته باشند و مالک با رضایت، خانه را می‌فروشد.
-اگر مؤمن باشیم، این مسائل مهم است. می‌خواستند نماز بخوانند. اگر با فشار گرفته باشند، نمی‌شود، اما خانم صاحبخانه یعنی همسر مالک از ماندن در اینجا به خاطر مشکلاتی که در رفت و آمد‌ها ایجاد شده بود، ناراحت بودند. بعد از نقل مکان به اینجا بابا اجاره داد.
- در ژن بابا که به بعضی از ما منتقل شده، دلهره وجود ندارد. نوقی‌ها خونسردند؛ بر عکسِ مامان. ژنِ مامان خیلی دلشوره‌ای است. همیشه بوده. الان هم هست. ژن مرعشی‌ها بر عکس است. هر چه نوقی‌ها خونسردند، مرعشی‌ها سر هر چیز عجیب و غریب دلشوره دارند.
- یکی از چیز‌هایی که می‌شود به آن پرداخت، جمعه‌هاست. سنت بود همیشه همه بچه‌ها جمعه‌ها اینجا بودیم. میز بود، ولی غذا را روی میز نمی‌خوردیم. وسط هال سفره می‌انداختیم. همه خانواده، بچه‌ها، نوه‌ها و فامیل‌های نزدیک که می‌دانستند جمعه‌ها همه هستند، برای ناهار می‌آمدند. فامیل‌های مامان بیشتر می‌آمدند. سن‌ها که بالا رفت، نتوانستند روی زمین بنشینند و روی میز غذا می‌خوردیم. جمعه‌ها روز خوبی بود. معمولاً هم بحث‌ها سیاسی بود.
- خیلی عادت به هفت سین چیدن آنچنانی و مسائل سنتی اعیاد نداشتیم. دورهم بودیم. اما از قدیم عید‌ها سفر بودیم. قبل از انقلاب رفسنجان یا جا‌های دیگر می‌رفتیم.
- بابا همیشه اهل خانواده بود. اگر زندان نبود ما را زیاد سفر می‌برد یا برنامه‌های دسته جمعی زیاد داشتیم.
- تحلیل من این است و شاید درست هم نباشد، اما به نظرم بابا کارهایش از عمد بود. بعد از انقلاب، زن و خانواده یک جور تابو شد که نباید اسمش بیاید. من فکر می‌کنم بابا می‌خواست با این روش‌های غلطی که ارزش شده بود، مقابله کند. در خاطراتش ببینید؛ عفت، فائزه، فاطی یا بقیه خانم‌ها را نام می‌برد. به نظر می‌رسد با برنامه و هدف انجام شده تا تابو‌های ساختگی را بشکند. خانواده‌های خیلی سنتی فکر می‌کنند نام بردن از زنان بد است. بابا می‌خواست فرهنگ‌سازی کند. بابا اصرار داشت در سفر‌ها همراهش باشیم؛ بخصوص ایام عید. البته اجبار نمی‌کرد. اصرار نمی‌کرد بچه‌ها مشتاق بودند این اتفاق بیفتد. بعد، چون بابا گرفتار بود و کمتر در خانه بود سفر‌ها فرصت خوبی بود تا دور هم باشیم.
- اصلاً همسایه نداشتیم. یک طرف که حسینیه است. طرف دیگر و پایین‌تر هم نگهبانی بود.
- سیدحسن خمینی با یاسر و مهدی بازی می‌کردند. فکر می‌کنم حسن با یاسر و مهدی مدرسه نیکان می‌رفتند و در یک مدرسه بودند. همبازی بودند. اینجا به خاطر حسینیه و دیدار با امام خیلی شلوغ می‌شد. یک کار جالبی که حسن آقا کرده بود با یاسر و مهدی از ساندویچی اینجا ساندویچ می‌خریدند و به آدم‌هایی که برای ملاقات می‌آمدند، می‌فروختند. فکر می‌کنم پسر آقای جمارانی و شاید پسر آقای کروبی هم بود. مردم نمی‌شناختند این‌ها چه کسانی هستند. کسی هم منع‌شان نمی‌کرد. آن‌ها هم بچه بودند و فکر اقتصادی و معاش داشتند.
- همسایه ما خانواده امام بودند همین افرادی که الان هم جمارانند. آقای جمارانی هم بود. آقای توسلی بودند. فهیمه خانم دختر امام هم بودند. خانم اشراقی همین نزدیکی بود. مرتب با هم رفت‌وآمد داشتند. به مرور زمان افراد دیگر هم مثل آقای بجنوردی، آقای خاتمی وآقای علیخانی هم آمدند. با این‌ها رفت‌وآمد داشتند.
- زمانی که آقای هاشمی فوت کرد، جمعیت عظیمی می‌آمدند و همه هم تعجب می‌کردند. می‌گفتند: «کاخی که می‌گفتند، این بود؟ آقای هاشمی اینجا زندگی می‌کرد؟»
- وقتی آقای ولایتی با آن سرعت منصوب شد، بلافاصله تغییرات شروع شد. مدیران منصوب بابا برکنار شدند؛ بسیاری از اساتید واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد تغییر کردند. سعی شد سیاست‌ها و تفکرات بابا را حذف کنند و مسیر دانشگاه تغییر کرد. حذف و نبود ما هم جزو همین سیاست‌هاست. خیلی عجیب و غریب نیست.
-دو سه ماه قبل پرونده‌های من را گرفته بودند. آن موقع می‌گفتند این روند جذب درست نبوده است. بازرس هم فرستادند و پرونده را کامل بردند. گزارشی که به آن‌ها داده شده بود روند جذب را کامل توضیح می‌داد و مشخص بود روند جذب مشکلی ندارد. زمانی که من جذب شدم، فراخوان نبود و سیستم با الان متفاوت بود. من با دستور آقای جاسبی مشغول به کار شدم. بعد از فراخوان هم در مصاحبه علمی و عمومی شرکت کردم، اما چون پرونده را گرفته بودند، انتظار اخراج را داشتم.
- از طرف واحد دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند دیگر به دانشگاه آزاد نیایم. من هم گفتم این موضوع به صورت شفاهی قابل پذیرش نیست و به صورت کتبی اعلام کنند. آن‌ها گفته بودند کتباً اعلام نمی‌کنیم. روند جذب مشکل دارد و یک ماه دیگر نامه را می‌زنیم. بعد واحد به من نامه داد. بعد از آن هم یک نامه منتشر شد که در آن مدعی موارد تخلف جذب من شدند. پاسخ آن‌ها را دادم و گفتم لازم باشد در کنفرانس مطبوعاتی تمام این موارد را اعلام می‌کنم.
- الان در رفسنجان پسته‌داری می‌کنم. البته قبل از اتفاقات اخراج بود که با خانواده درباره باغ‌های رفسنجان صحبت کردیم. چون زمین‌های مامان در رفسنجان است. محسن گفت: به زمین‌های رفسنجان نرسیدیم و اگر موافق باشید همه را بفروشیم. من مخالفت کردم و گفتم من به آن رسیدگی می‌کنم. بعد از اخراج از دانشگاه آزاد فرصت خوبی شد که بروم به باغ پسته رسیدگی کنم.
- من زمین را بعد از پسته‌چینی تحویل گرفتم. امسال یک دانه پسته هم نبود. به خاطر گرمای شدید همه پسته‌ها سوخته بود.
- پلاکارد برنامه طلاب و حوزه علمیه یک سری ابهامات را (درباره فوت آیت‌الله هاشمی) افزایش داد و انتظار ما این است که بعد از آن قضیه باید دوباره بررسی مجدد انجام شود. یک سرنخی آمده حالا واقعی است یاغیر واقعی است، باید بررسی شود.
 

ایران
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب