3:12 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 ساده انگاری یا تحمیق افکار عمومی

دو نمونه روشن از این ساده انگاری با هدف تحمیق مخاطبان هفته گذشته در همین کرمانشاه خودمان اتفاق افتاد و آن نحوه مواجهه برخی از نشریات مدعی پیشکسوتی و مردمی بودن ! و کانالها و سایت های مجازی با موضوع برکناری دوتن از مدیران اجرایی یعنی سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان و رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه بود که ضمن خودداری از افشای علل واقعی برکناری این دو مدیر توسط مدیران بالادستی خود به دفاع از آنان و انتقاد از برکناری و عزل این دوتن پرداختند که باعث تاسف گردید .

 اخبار عمومی
هلال احمر کمک های مردمی را چگونه خرج کرد؟ (اینفوگرافی)
رئیس قوه قضائیه وارد اهواز شد
اصلاح‌طلبان برای چه ‌کسی شرط می‌گذارند؟
فیلتر اینستاگرام علیه انسداد
بیماری های واگیردار در پلدختر شیوع ندارد
از اعلام شکایت هلال احمر تا انتقاد از دادن پاس گل به دشمن
واکنش دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت به اظهارات جنجالی سعید قاسمی
روحانی: توهین به نیروهای مسلح توهین به ملت ایران است
تعجب ابطحی از حضور در صداو سیما / سال‌ها بود که به اختیار خودم در تلویزیون نیامده بودم!
براساس تصميم شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا / دو نرخي شدن بنزين تا يك ماه آينده
شبيخون اينستاگرامي
چرا ضرغامي و رحيم‌پور ازغدي حذف شدند؟ / ماجراي يك اختلاف
پیامک مخابرات برای اقناع مجلس
الله‌کرم: وقت فیلتر اینستاگرام فرارسیده است
توئیت مشترک زنان نماینده مجلس در اعتراض به یک مصوبه
آیت‌الله علم‌الهدی: اگر خدمات ارتش در ابتدای انقلاب نبود، سپاه امروز را نداشتیم
پاسخ جمعیت هلال احمر به ادعای سردار سعید قاسمی
این8نفردر40سال سپاه را فرماندهی کردند
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
کمبود زینک بلای جان مطبوعات
حذف صفرهای پول ملی در دولت کلید خورد
نامگذاری خیابانی به نام شجریان در تهران
کیهان دلیل حضور حشدالشعبی با پرچم عراق را توضیح داد
چرا حسن روحانی در جلسه هیئت دولت برافروخته شد ؟
چرا خلبانها از ایران می روند؟
گلدکوئیست های مجوزدار؛ شرکت‌های هرمی که هنوز در ایران طرفداران خاص دارند!
سفير پاريس در واشنگتن توييت‌هاي خود را پاك كرد/ گاف گزاف فرانسوي
بررسي يادداشت حجاريان درباره شرکت مشروط در انتخابات / بقاي اصلاح‌طلبي با مردم يا بدون مردم؟
واکاوی حرکت مارپیچ تورم در بازار ایران/ قطار تورم به بازار کالاهای مصرفی رسید
حباب سکه ۳۰ هزار تومان کوچک شد
غرویان: گفتمان اعتدال پایان پذیرد؛ مردم سرخورده‌تر می‌شوند
اصلاح‌طلبان دوباره دست به دامن ناطق‌نوری می‌شوند؟
روایت کیهان از آینده مذاکره با آمریکا از زبان زیبا کلام
مجمع، نهاد تشخیص مصلحت جمعی یا منفعت فردی؟
برای سینمای ایران که گویا فقط 15 بازیگر دارد، متأسفم!
میزان کمک عربستان به گروه تروریستی پژاک اعلام شد
از بی‌احترامی به نظر مردم تا صداقت دردسرساز فردوسی‌پور
چرا حسین هدایتی زندان اوین را دانشگاه غیر انتفاعی اوین نامید!
چه خبر از مدل جدید کسب‌وکار توسکا؟ / ستاره مربع‌ها در شکل و شمایلی تازه به تلویزیون بازگشتند؟
وزیر: احتمال اعلام پایان سال تحصیلی در خوزستان
 گفتــگو
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
شهیندخت مولاوردی : روحانی می‌گوید وعده وزیر زن نداده است/ حجاب از ابتدا نباید اجباری می‌شد
کریمی قدوسی:اطلاعات سپاه ،نوار حرفهای خاتمی را که گفته با شاه عربستان دیدار کرده است،ارائه داده
کرباسچي : حالا ما دلمان را خوش کنيم که وجيه‌المله باشيم؟ مردم فریب نمی‌خورند
موتلفه از رانت سیاسی برخوردار است؟
حجاریان:سیاسی کردن سیل،بحران را عمیق تر می کند/ ضعفهای دولت آشکار است و ناتوانی نهادهای دیگر،پنهان
حسین مرعشی:مخالفان دولت چون کاندیدایشان رای نیاورده،از هر فرصتی حتی سیل برای عقده گشایی استفاده می کنند
چمران: بیشتر از نصف مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد
واکنش لاریجانی به اتهام‌زنی‌های جعلی: دروغ زیاد می‌گویند آنقدر که گفتند پاسپورت کانادایی دارم!
دفاع احمدی نژاد از خاوری و بابک زنجانی/ مگر اینها چه کرده بودند؟چرا بدون اینکه خاوری محکوم شود علیه او حرف می زنند؟

کد مطلب 22739           تاریخ ارسال : 1398/01/22                         نسخه چاپی
مصاحبه با مرد 34 ساله ای که با کودک 12 ساله ازدواج کرد: دیدم عروسک بازی می‌کند حسابی کتکش زدم

اوایل فکر می‌کرد زندگی یعنی خاله بازی و خیلی از موضوع‌ها را جدی نمی‌گرفت،


دخترانی که سن و سال زیادی ندارند حرف شنوی بیشتری دارند، کم‌توقع هستند و با غر زدن اعصابت را خرد نمی‌کنند.

به گزارش عصرایران، روزنامه ایران نوشت: هرگاه سخن از کودک همسری به میان می‌آید به یاد دخترکانی می‌افتیم که به جای کودکی کردن به یکباره همسر بودن را تجربه می‌کنند بی‌آنکه معنای آن را بدانند. پای درد دلشان که می‌نشینیم باورهای کهنه و قدیمی، سلطه‌طلبی بر همسر و حتی لذت‌جویی جنسی را دلیل ازدواج مردانی می‌یابیم که همسران خود را از میان دختربچه‌ها انتخاب می‌کنند.

هرچند سخن گفتن از دشواری‌های زندگی برای قربانیان کودک همسری دشوار است اما دختران راحت‌تر از مردان از زندگی خود می‌گویند و کمتر مردی را می‌توان یافت که از دلایلش برای ازدواج بگوید. در این میان اما مسعود مردی است که حاضر شده بدعت شکنی کند و از زندگی و ازدواج خود با دختری بگوید که در 12 سالگی بر سر سفره عقد او نشسته است...

چند سالتان است و اهل کجا هستید؟
متولد سال 50 هستم و اهل بوشهرم.

یعنی 47 سال دارید، چند ساله بودید که ازدواج کردید؟ همسرتان هنگام ازدواج چند ساله بودند؟
من حدود 34 ساله بودم و همسرم 12 سال داشت.

22 سال اختلاف سنی با دختری که هنوز کودک بود! به چه دلیل تصمیم گرفتید با یک دختربچه زندگی مشترک را آغاز کنید؟
دخترانی که سن و سال زیادی ندارند حرف شنوی بیشتری دارند، کم‌توقع هستند و با غر زدن اعصابت را خرد نمی‌کنند.

به نظر شما حرف شنوی و کم توقعی برای همسر بودن کافی است؟
بله. دخترهای کم سن و سال جرأت ندارند روی حرف همسرشان حرف بزنند و این یعنی آرامش. می‌دانی خانم، مادر من هم تقریباً در همین سن و سال با پدرم ازدواج کرد و من هیچ وقت نشنیدم که حتی پدرم را با اسم کوچک صدا بزند. پدرم تا لحظه مرگ آقای خانه بود و حرفش قانون اول و آخر در خانه. اما در مقابل عمویم همیشه برای ساده‌ترین امور هم از زنش اجازه می‌گرفت بیچاره حسابی زن ذلیل بود.

شما از انتخاب و زندگی خود راضی هستید؟
بله البته اوایل خیلی اذیت شدم؛ هیچ چیز نمی‌دانست و یک کم هم دست و پا چلفتی بود. اما دختر باهوشی بود و توانستم کم کم او را آنطور که دوست داشتم بار بیاورم.

منظورتان این است که آنطور که دوست داشتید او را تربیت کردید؟
بله، اوایل فکر می‌کرد زندگی یعنی خاله بازی و خیلی از موضوع‌ها را جدی نمی‌گرفت، مثلاً یک روز دیدم به جای اینکه خانه را تمیز کند یا لباس‌های مرا بشوید عروسک بازی می‌کند. من که برای فردا لباس تمیز نداشتم از کوره در رفتم و حسابی کتکش زدم از آن روز فهمید که زمان بازی تمام شده و باید حواسش به زندگی باشد. البته نه اینکه دوست داشته باشم دست رویش بلند کنم اما گاهی مجبور می‌شوی.

چطور می‌توان از دختربچه‌ای که هنوز تجربه سختی‌های زندگی را نداشته و حتی برای گذران برخی از امور زندگی وابسته پدر و مادرش است و به قول خودتان از ترس سکوت می‌کند توقع داشت بتواند وظایف همسری را بدرستی انجام دهد؟
خودتان می‌دانید که خدا دختران را 6 سال زودتر از مردان مکلف کرده یعنی آنها در 9 سالگی به بلوغ می‌رسند پس نباید به آنها به چشم کودک نگاه کرد. هرچند بعضی از دختران نازپرورده هستند و به قول معروف مادرانشان زیادی نازشان را می‌کشند اما همه آنها می‌توانند وظایف زن بودن خود را انجام دهند هرجا هم که نفهمیدند چه باید بکنند خوب ما راهنمایی شان می‌کنیم.

منظورتان از راهنمایی همان کتک زدن است؟
همیشه نه اما خوب بعضی وقت‌ها آدم مجبور می‌شه که کمی جدیت به خرج بدهد. قدیمی‌ها بی‌خود نگفتند که جنگ اول به از صلح آخر است.

همسر شما هم جزو کودکانی بوده که باید در جریان بازی و وقت گذراندن با هم سن و سالانش خیلی از مناسبات اجتماعی را یاد می‌گرفت و در سایه حمایت پدر و مادر برای زندگی بزرگسالی آماده می‌شد اما از همه این موارد محروم شده و به یکباره وارد زندگی مشترکی شده که در آن به جای نصیحت مادر، همسرش با جدیت و کتک وظایفش را به او آموزش داده. فکر نمی‌کنید اگر او در خانه پدری می‌ماند امروز خوشبخت‌تر بود؟
نخیر این حرف ها فقط برای داستان‌هاست.


زندگی واقعی با این داستان‌ها فرق دارد خود شما وقتی نان نداری شکم دخترت را سیر کنی با محبت می‌توانی مانع مردنش از گرسنگی بشوی چه برسد به اینکه مناسبات اجتماعی یادش بدهی؟ نخیر اصلاً این طور نیست دختربچه یعنی چه من با شما موافق نیستم.

هیچ وقت به این فکر افتادید که‌ ای کاش به جای این دختربچه با دختر جوانی ازدواج می‌کردید که از پس مسائل زندگی بربیاید؟
از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، این اتفاق افتاده، اما فقط در حد فکر بوده چون همسر من دختری باهوش بود که وظایفش را خیلی سریع یاد می‌گرفت. به همین دلیل تصمیم گرفتم کمی تحمل کنم و شکر خدا صبر من نتیجه داد.

از صحبت هایتان معلوم است که از ازدواج خود راضی هستید، درست متوجه شده ام؟
بله هرچند اوایلش سخت بود مانند هر کار دیگری اما نتیجه مهم است و من حالا از تصمیم و زندگی خود راضی هستم.

همسرتان چطور، او هم راضی است؟
بله از خدایش هم باشه. وقتی هم سن و سالانش مجبورند برای یک لقمه نان از صبح تا عصر کار کنند او خانم خانه خودش است. نه تنها سرپناه دارد، نان و بوقلمونی هم بر سر سفره‌اش هست. خدا رو شکر بچه‌های خوبی هم داریم پس چرا راضی نباشد.

ناراحتی نمی‌کرد، بی‌قرار نبود وقتی به او سخت می‌گرفتید نمی‌خواست به خانه پدرش برگردد؟
نه، چرا باید چنین کاری بکند. دختران ما می‌دانند که با لباس سفید به خانه شوهر می‌روند و با همان لباس سفید هم باید از خانه شوهر بیرون بیایند از این خبرها نیست که تا اوضاع بر وفق مراد نبود شال و کلاه کنند و به خانه پدر برگردند.

از بچه هایتان بگویید، چند تا بچه دارید؟
3 تا بچه دارم 2 تا پسر و یک دختر.

اولین فرزندتان چند سال بعد از ازدواج به دنیا آمد؟
حدود یک سال و نیم از ازدواجمان گذشته بود که پسر اولم به دنیا آمد.

یعنی همسرتان هنوز 14 ساله نشده بود که مادر شد. یک مادر 14 ساله توانسته به نحو احسن موجود دیگری را بدرستی پرورش دهد و تربیت کند؟
بچه‌ها را همان طور که دوست دارم تربیت کرده‌ام همان طور که همسرم بی‌چون و چرا مطابق خواسته‌ام رفتار می‌کند پسرها هم حرف شنوی خوبی از من دارند. دخترم هم که عزیز دلم است و از او راضی ام.

فکر نمی‌کنید اگر پدرتان همیشه حرف اول و آخر را در خانه نمی‌زد، امروز حرف شنوی بی‌چون چرای همسر و فرزندانتان این قدر برایتان مهم نمی‌شد؟
نه. چه ربطی دارد.

دخترتان چند سال دارد؟
8 ساله است عزیز دل بابا.

حاضرید سه یا 4 سال دیگر او را به عقد مردی که چندین سال از او بزرگتر است دربیاورید؟
این یک موضوع کاملاً شخصی است. من علاقه‌ای به ازدواج دخترم ندارم. شاید دخترم هم دوست داشته باشد ادامه تحصیل بدهد و برای خودش دکتر یا مهندسی شود.

یعنی مثل خیلی از خانم‌ها برای یک لقمه نان ساعت‌ها بیرون از خانه کار کند؟
نه چرا این طوری به قضیه نگاه می‌کنید ممکن است دختر من دوست داشته باشه برای دل خودش کار کنه شاید هم نه. تا آن زمان کی مرده کی زنده؟

اگر دخترتان بخواهد برای دل خودش درس بخواند و ازدواج نکند، یکی مثل زن عمویتان نمی‌شود؟
خوب بشود.

از حرف‌هایتان این طور تصور کردم از رفتار او و مداخله و اظهارنظرهایش در تصمیمات عمویتان خوشتان نمی‌آید؟
نگفتم خوشم نمی‌آید.

اما گفتید بیچاره عمویم زن ذلیل بود چون باید برای ساده‌ترین امور هم با همسرش مشورت می‌کرد این طور نیست؟
زندگی هرکس به خودش مربوط است. من و همسرم از زندگی خود راضی هستیم همان‌طور که پدر و مادرم و عمو و زن عمویم راضی بودند. زندگی بقیه آدم ها به من ربطی ندارد. به دخترم هم اجازه می‌دهم خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد.

اگر او خواست در 12 سالگی مانند مادرش ازدواج کند چه؟
دختر من از نظر مالی چیزی کم ندارد که در 12 سالگی ازدواج کند.

یعنی همسرتان به دلیل نیاز خانواده‌اش قبول کرد با شما ازدواج کند؟
دلیلش هر چه بود الآن زن من است و از زندگی‌اش هم راضی است.

مطمئن هستید؟
همین شما‌ها هستید که دخترها را پر رو کرده اید. این حرف‌هایی که شما می‌زنید فقط آمار طلاق را بالا می‌برد. حیف وقتی که برای مصاحبه با شما گذاشتم.


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب