1:55 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 چه کسی ؟ یا چگونه؟

برخی از سیاسیون و نخبگان و اهالی رسانه کرمانشاه این روزها در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی ( مجلس یازدهم ) بازهم از ((چه کسی نماینده یا نمایندگان جدید می شوند ؟ )) !! درحالیکه افرادی که عنوان نخبه یا فعال سیاسی و حزبی یا فعال رسانه ای را بدک می کشند باید بجای بیان و اهتمام به اینگونه مباحث تکراری به سمت نقد عملکرد نمایندگان دوره دهم ( نمایندگان فعلی ) و بررسی امتیازات کاندیداهای جدید نسبت به نمایندگان پیشین بپردازند تا از تکرار این دور تسلسل جلوگیری شود

 اخبار عمومی
باهنر: گفت‌وگوی ملی ربطی به ایده آشتی ملی خاتمی ندارد/ جواب ایده او را دادند و گفتند مگر ملت با هم قهرند که آشتی کنند؟
حسین شریعتمداری: شتر سواری دولا دولا نمی‌شود/ کشتی انگلیسی را توقیف کردیم چون کشتی‌مان را توقیف کردند
روایتی جدید از تایید صلاحیت نجفی:وزیر اطلاعات گفت هر کس دیگری با شرایط نجفی از ما تأیید صلاحیت می‌گرفت
محمود صادقی: انصراف لحظه آخری حقوقدان پیشنهادی شورای نگهبان معنادار است/لاریجانی: اشکال وارد است، با من مشورت نشد
پای نفتکش انگلیسی و بیت کوین به صحن مجلس باز شد/کواکبیان،آمریکا را تهدید به دریافت عوارض در تنگه هرمز کرد/حواشی صحن مجلس
حقوقدانان جدید شورای نگهبان، به حقوقدان بودن مشهور نیستند/ شورای نگهبان یک‌دست‌تر شد
انتقاد صریح محمد صدر از تعطیلی یک ماهه مجمع تشخیص/ مجمع آن‌گونه که باید فعال نیست/ برخی اعضا دارای تفکر خاص هستند
پشت درهای بسته شورای نگهبان چه می‌گذرد؟/ شورا در مسیر شفافیت
رهبر انقلاب: دزدی دریایی انگلیس خبیث را بی‌جواب نمی‌گذاریم
فلاحت پیشه: از پاره کردن برجام ،دیگران آسیب نمی بینند،دست ما از استدلال حقوقی خالی می شود
روایتی از نقش آیت‌الله جنتی در حذف ۳ حقوقدان شورای نگهبان و معرفی گزینه‌های جنجالی جدید
تلاش برای اخراج جهانگیری از پاستور / مشکل مخالفان دولت چیست؟
ایران مذاکره مستقیم با آمریکا را پذیرفته است؟
انتقاد از ادبیات علم‌الهدی درباره حجاب زنان/سفره مردم مهمتر است یا چهارتا موی یک دختر بچه؟/لطفا مردم را از دین، زده نکنید
نماینده مجلس: مشکلی در تامین داروی تولید داخل نداریم
نماینده اصفهان: به بنده حمله نشد/ هدف سرقت بود
هشدار سيدحسن نصرالله به «تيم بي»/ جنگ با ايران پرهزينه است
اولين جلسه دادگاه شهردار اسبق تهران به رياست قاضي كشكولي برگزار شد/ دست‌نوشته خبرساز آقاي نجفي
بیت‌کوین تنها از دیجیتالی پرخریدار نیست ۴/ ارز پرطرفدار برای سرمایه گذاران را بشناسید
دفاع منتقد زنگنه از عملکرد وی در بحران تحریم/ زنگنه در برابر «حلقه‌های نفوذ» ایستاده است
معتدلین اصولگرا و اصلاح‌طلب پشت میز مذاکره /پایان دوران حذف
علم‌الهدی:اتاق خوابی که با دیوارهای شیشه‌ای و سر چهارراه باشد حریم خصوصی می‌شود؟ /زن مسلمان هرچه پوشیده‌تر باشد بهتر
نقشه حجاب ممنوع، فکر استعماری و سرنیزه رضاخانی
طرح ساماندهی کودکان‌کار؛ ۳۰ بار شکست و دوباره اصرار بر اجرا!
آذری جهرمی: دسترسی ایرانی‌ها به "توییتر" ضامن امنیت ملی است/ دشمنان از نبود ایرانیها در این شبکه سوء‌استفاده میکنند
آیت‌الله جنتی: گرانی، تورم، فساد اداری و مالی هست اما مردم تحمل می‌کنند
داستان تکراری «احزابِ یک‌بار مصرف» اصولگرا و سهم‌خواهی‌های انتخاباتی
سخنگوی شورای نگهبان: تخلف در انتخابات طبیعی است /شورا و وزارت کشور نباید جزیره‌ای عمل کنند
خرم: باید تضمین دهند که ۸۰ درصد اصلاح‌طلبان تایید صلاحیت می‌شوند
۴ سناریوی اصلاح‌طلبان برای انتخابات اسفند
«نفوذی» هم می‌تواند صورت تراشیده داشته باشد هم جای مُهر در پیشانی
احتمال کاندیداتوری سردار سلیمانی و ظریف در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟/ بیادی: بعید است قالیباف کاندیدای مجلس شود
حد نصاب رأی‌آوری کاندیداهای مجلس تغییر کرد/ سامانی: انتخابات ۹۸ براساس اصلاحیه جدید قانون انتخابات برگزار می‌شود
محمد صدر: خروجی جلسات «گفت‌وگوی ملی» به رهبری اعلام می‌شود
کوهکن: جمنا دیگر وجود خارجی ندارد/ حضور پایداری‌ها در جلسات شورای وحدت
اعزام قانونی نیروی کار به خارج ۱۵۰ درصد افزایش می‌یابد
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
ترامپ از فرانسه برای کاهش تنش‌ها با ایران کمک خواسته است؟
سیاست جیره‌بندی یا اعطای کوپن در شرایط فعلی جواب می‌دهد؟
وکیل محمدرضا خاتمی: درخواست تجدیدنظر می‌کنیم
 گفتــگو
مهرعلیزاده: نمایندگان به‌خاطر هزینه‌انتخابات وارد مناسبات رانتی می‌شوند
پیشنهاد مرعشی: ساختارسیاسی باید عوض شود/ یا باید همه قدرت‌ها به رئیس جمهور داده شود یا رهبری فردی را به عنوان نخست وزیر به مجلس پیشنهاد بدهند
عباس آخوندی:به آیت‌الله هاشمی گفتم یا بگذارید بروم یا دستور بدهید سکوت کنم
کدخدایی: فرض کنید ۱۰ میلیون نفر از شرکت کنندگان در انتخابات ۸۸ قانع نشده‌اند، آیا آن‌ها با رای دادگاه محمدرضا خاتمی قانع می‌شوند؟
گپی با عطریان‌فر؛ از رایزنی انتخاباتی با شورای نگهبان تا بازخواست عارف
فاطمه هاشمی: اغلب اصلاح‌طلبان، چپ‌های تند اول انقلابند، یک روز مخالف آمریکا و یک‌ روز موافق مذاکره با آن/ وصیت‌نامه دوم پدرم هنوز پیدا نشده
مسجد جامعی: آمریکا تا جایی تهدید می کند که منجر به جنگ نشود
علی مطهری:این ترفند نهادهای امنیتی و قوه قضاییه است که جرم سیاسی را به جرم امنیتی تغییر نام می دهند
علی شکوری راد:مي‌خواهند با شعار معيشت ابتكار عمل دولت را بگيرند
صفایی‌فراهانی: دلیل کارآیی نداشتن مجلس، قیف تنگ شورای‌نگهبان است

کد مطلب 22257           تاریخ ارسال : 1397/11/14                         نسخه چاپی
روایتی از ادعاهای عجیب عاملان حمله به بیمارستان امام خمینی؛دلم برای دخترانم تنگ نشده!

مهر نوشت: ۵ سارق مسلح که برای فراری همدستشان به بیمارستان امام خمینی حمله کرده بودند از زندگی‌ شخصی و هدفشان می‌گویند.


رخلاف تمام عکس‌هایشان که با اسلحه و مشروب و حیوانات درنده است، داخل صفحه اینستاگرامش نوشته: «بالاتر از سیاهی، سفیدی موهای مادرمه»! که در لحظه اول حس می‌کنی چقدر این فرد دل نازک و خانواده دوست است!

می‌گفتند: «برای مادرمان خیلی ارزش قائلیم، نگرانی‌های او برای برادر زندانیمان باعث شد تا بخواهیم او را فراری بدهیم.» اما نمی‌گوید ۳۰۰ سرقت قبلی که اتفاقا همان سرقت‌ها هم با سلاح گرم بود به خاطر چه کسی بود!؟ نمی‌گوید طمع قدرت و زور باعث این رفتارها شده و واژه پاک «مادر» را سپری برای تلطیف کردن بیانشان می‌کند.

خیلی جالب بود که اصلا ازکارشان پشیمان نبودند و سوالات مختلف خبرنگاران و نگاه‌ها گنگ افرادی که در اتاق بودند برایشان عادی بود، انگار عادت به این مراسم‌ها و اتاق‌های بازجویی داشتند! تا جایی که یک هماهنگی خاصی بینشان برای پاسخ به سوالات بود و اگر یک موردی را یادت می‌رفت سوال کنی خودش به عنوان مثال می‌گفت: «مجرد هستم، سلاح‌ها را از فلان جا تهیه کردم و ...» البته هرچقدر هم این آدم‌ها و دستبند و زنجیر و ... برایشان عادی باشد باز هم نمی‌توانند ترسی که در چشمانشان بود را مخفی کنند، ترسی که خبر از آخرین دستگیری می‌داد چراکه به گفته خودشان: «فکرکنیم این بار اعداممان می‌کنند».

سارقانی که در ۹ آبان ماه ۹۷ با تماس تلفنی برادرشان سلاح‌های خود را به روز می‌کنند (سلاح‌های جدیدی تهیه می‌کنند) و به محل بیمارستان امام خمینی می‌روند و به محض اینکه برادرشان همراه با دیگر زندانی‌ها به حیاط بیمارستان وارد می‌شود، با شلیک تیرهوایی مردم و بیماران را از اطراف زندانیان متفرق می‌کنند، کلت کمری مامور زندان را برمی‌دارند و برادرشان که دستبند به دست و پاهایش است را بغل می‌کنند با شلیک چند تیرهوایی دیگر از محل متواری می‌شوند.  

این زندانی (فردی که او را از بیمارستان فراری دادند) از مجرمین سابقه دار در زمینه شرارت، سرقت مسلحانه و نزاع و درگیری است که با صدور محکومیت از سوی مقام قضایی در اختیار سازمان زندان ها قرار گرفته بود. در تاریخ ۳ بهمن ماه با تلاش‌های شبانه روزی ماموران نیروی انتظامی، این ۵ سارق به همراه ۵ خانم در یک ویلای مسکونی دستگیر و تحویل دستگاه قضایی داده شدند. ذکر این نکته برای رفع ابهام ضروری است که یک نفر از این سارقان در همان روزهای اول دستگیر می‌شود و این ۵ نفر فراری بودند که با تلاش ماموران انتظامی دستگیر می‌شوند.

قبل از اینکه با این سارقان روبرو شوم تصورم این بود که از کارشان پشیمان هستند و الان هم بعد از کلی کتک که از دست ماموران خورده‌اند یک گوشه مظلومانه ایستاده‌اند و خبرنگاران هم مثل موش آزمایشگاهی با آنها رفتار می‌کنند؛  اما چهره‌هایشان ترسناک و خشن است و با وجود اینکه دستنبد به دست و پاهایشان بود و تعداد زیادی مامور در آن اتاق قرار داشت می‌ترسیدم به آنها نزدیک شوم ولی همان ترسی که در چشمانشان بود و آن حالتی مفلوکی که با تمام هیبتشان در برابر پلیس داشتند باعث شد تا به آنها نزدیک شوم و سوالاتم را بپرسم!

از نفر اول سوالاتی از جمله دلیلش برای انجام این کار، نحوه تهیه اسلحه و مشخصات فردی را سوال کردم، با کمی مکث کردن و بعد از نگاهی که به دیگران انداخت (انگار که با نگاهش می‌گفت همه چیز تقصیر شما است) گفت: «چی بگم؟ اسمم محمد هست، کشاورز هستم و مجرد، ۴ سال سابقه زندان دارم جرم‌های قبلیم مربوط به موادمخدر بود، چیز دیگری ندارم تا بگویم، از اینها بپرسید، از بقیه بپرسید، اونها نقشه کشیدند، ما (اشاره به خودش و بغل‌دستی دارد) فقط اجرا کردیم.» آخرین جمله را که گفت سرش را بالا گرفت و به سقف خیره شد و تمایلی به ادامه صحبت نداشت

مهدی که صورتش کبود شده بود و بینی‌اش شکسته بود، سینه سپر کرده و چنان با دقت به سوالات پاسخ می‌داد و روی جزئیات تاکید داشت که گویا آمار رسمی اعلام می‌کند! خواستم تا خودش را معرفی کند و از هدفش برای سرقت‌ها و حمله‌های مسلحانه بگوید، با همان حالت سرافرازی اعلام کرد: «مهدی هستم، دزدم یعنی شغلم دزدی است، سابقه زیاد دارم ولی طولانی‌ترینش ۴ سال است که به جرم موادمخدر به زندان افتادم، دو دختر ۵ و ۱۳ ساله دارم، چند وقتی یکبار به خانه سر می‌زدم به زن و بچه‌ام خرجی می‌دادم و دوباره به گروه ملحق می‌شدم، نقشه اصلی را این دونفر (اشاره به دو مردی دارد که به هم دستنبد زده شده بودند) کشیدند و من برای اینکه نقشه بدون هیچ مشکلی جلو رود به کوهدشت رفتم و یک اسلحه جدید به مبلغ ۲۰ میلیون تومان خریدم، جدیدا اسلحه خیلی گران شده، چند سال پیش همین اسلحه را ۲ میلیون تومان می‌خریدیم!» در طول صحبت تمام نگاهش بر روی پیش‌نویس خبرم بود و دقت می‌کرد تا اعداد و ارقام را صحیح بنویسم! سرم را بالا گرفتم و پرسیدم: «از کارت پشیمان نیستی؟» گفت: «مگر چکار کردم؟ رفیقم را آزاد کردم، حالا نهایت چند نفری هم ترسیده باشند» گفتم ولی ظاهرت این را نشان نمی‌دهد! گفت: «آره مرد هیچ وقت نباید به ترسش اقرار کند ولی خب ما می‌دانیم که...» آهی کشید و سرش را بین دستانش گرفت.

به سراغ سه برادر رفتم، اسم‌هایشان حمید، یونس و سعید است، دو نفرشان را به هم دستبند زده بودند، سعید ۳۱ ساله فردی بود که دوستانش برای نجات او دست به حمل مسلحانه در بیمارستان امام خمینی زده بودند، تمام بدنش می‌لرزید، دست‌هایش چنان می‌لرزید که صدای دستبندش می‌آمد، یک پایش آسیب دیده بود و کلافه بود و سرش پایین بود، انگار که درد داشته باشد مدام ابروهایش را درهم می‌کشید و بدنش را فشار می‌داد، او سردسته گروه بود و همان فردی بود که سایر دوستانش را به این روز انداخته بود، ترس و اضطراب و پشیمانی از چهره‌اش می‌بارید، بیخیالش شدم و به سراغ دو نفری که می‌گفتند برادر این فرد هستند رفتم.

حمید ۲۹ ساله و یونس ۳۱ ساله طراحان اصلی سرقت‌ها و حمله مسلحانه به بیمارستان امام خمینی بودند، این دو برادر همان‌هایی هستند که عکس‌هایشان را در اینستاگرام به همراه سلاح‌های مختلف و مشروبات الکلی به نمایش گذاشته و ذیل این پست‌ها پلیس را تهدید می‌کردند. حمید می‌گفت: «من ۸ سال و یونس ۹ سال سابقه داریم، سعید را که گرفتند مادرمان خیلی غصه دار شد، دعا می کرد سعید آزاد شود، همین شد که نقشه کشیدیم تا با بچه‌ها برویم و سعید را آزاد کنیم، البته سعید خودش هم می‌خواست از زندان فرار کند، سعید سر دسته ما بود و نبودش کارهایمان را با مشکل مواجه کرده بود، الان هم که اینجا در خدمت شما هستیم.»

صحبت دیگری نداشتند، اثری از پشیمانی در صورتشان نبود ولی ترسیده بودند، آن طور که در فیلم نشان داده شده بود بد غافلگیر شده بودند!  یکی از آنها نگاهی به ماموری که در درگیری دستش را شکسته بود کرد و گفت حتی حریف یکی از این ماموران هم نشدیم!  یکی دیگر از آنها که حتی دلش برای دخترانش هم تنگ نشده بود و می‌گفت: «خب دلم تنگ نشده، پیش مادرش است دیگر»! همینقدر تباه!

یک مرد که پدر دو دختر است و در سال یکی دوبار به خانواده‌اش سر می‌زند و برایشان خرجی می‌برد حالا یکی دو ماه است که با ۵ خانم در یک ویلا زندگی می‌کند!  و برای اینکه نگاه‌ها از نیت اصلیش دور شود می‌گوید: «ما اینها را نمی‌شناسیم، فقط برای انجام سرقت‌هایمان طعمه بودند»، از اتاق خارج شدم و به این فکر می‌کردم کاش الان که مثل موش در دست‌های پلیس هستند در اینستاگرام پست بگذارند و ادعای قهرمانی کنند!

قهرمانانی که حتی به خانواده‌های خودشان رحم نکردند و دست به خیانت زدند! قهرمانی که حتی دلش برای دخترانش تنگ نشده بود! قهرمانی که از ۵ زن سواستفاده کرده و الان برای اینکه انگشت خیانت به سمتش نباشد می‌گوید این خانم‌ها طعمه سرقت بودند! کاش بدانیم در فضای مجازی برای چه افرادی کف و سوت می‌زنیم.


نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب