7:25 AM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 ساده انگاری یا تحمیق افکار عمومی

دو نمونه روشن از این ساده انگاری با هدف تحمیق مخاطبان هفته گذشته در همین کرمانشاه خودمان اتفاق افتاد و آن نحوه مواجهه برخی از نشریات مدعی پیشکسوتی و مردمی بودن ! و کانالها و سایت های مجازی با موضوع برکناری دوتن از مدیران اجرایی یعنی سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان و رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه بود که ضمن خودداری از افشای علل واقعی برکناری این دو مدیر توسط مدیران بالادستی خود به دفاع از آنان و انتقاد از برکناری و عزل این دوتن پرداختند که باعث تاسف گردید .

 اخبار عمومی
از وعده وزارت زنان تا احتمال انتصاب زنان در معاونت استانداري‌ها
ابتکار: قانونی نداریم که دوچرخه‌سواری خانم‌ها را ممنوع کرده باشد
مشاور احمدی نژاد با674000 دلار کجا رفت؟
هشدار کواکبیان: عارف نیاید، خودم کاندیدا می‌شوم
نقد شدیداللحن سیدجواد طباطبایی به سیدمحمد خاتمی: سخن نسنجیده خود را درباره فدرالیسم پس بگیرید
سعیدی‌کیا: پول نفت کشور را آباد نمی‌کند/ جای دولت را نمی‌گیریم
ابوترابی نماینده مجلس: پرداخت پول نقد بهتر از کوپنی‌شدن است
حزب قالیباف: امکان شکل‌گیری جریان سوم وجود ندارد/ از «گفت‌وگوی ملی» استقبال می‌کنیم
معاون سیاسی بسیج اساتید تهران: سرکردگان تجمع اخیر دانشگاه تهران نفوذی هستند
علم‌الهدی: آمریکای ملعون وارد فاز جدیدی شده/ خرما از آمریکا وارد نمی‌شود که کیلویی سی و چند تومان شده
دفاع قاطعانه و صریح عطاءالله مهاجرانی از رهبر انقلاب
ظریف: مذاکره با آمریکا غیرممکن است
اينك سيل سوزان گرما
لایحه فسادستيزي در راه مجلس
محمد فيضي؛ عضو هيات رييسه فراكسيون اميد مجلس: در شأن نمايندگان نيست كه رياست يك نماينده را خط قرمز خود بدانند
واکنش فلاحت‌پیشه به اظهارات سخنگوی شورای عالی امنیت ملی: حق ندارید اظهارنظر را محدود کنید
آیا پوتین پشت تهران را خالی کرد؟
تشییع پیکر بهنام صفوی در اصفهان (عکس)
هزینه وام مسکن چقدر می‌شود؟
ادعای ترامپ: مطمئنم ایران به زودی خواهان گفت‌وگو می‌شود
فرمانده کل سپاه: دشمنان دچار پوکی استخوان شده‌اند
تحلیل رفتار تاج‌زاده در قبال تهدیدات آمریکا/ دوگانه سازان جنگ و صلح چه می‌خواهند؟
رقابت شگفتی‌آفرین برای ریاست؛ رویارویی لاریجانی، حاجی‌بابایی، عارف
شیطنت ضدانقلاب با انتشار مصاحبه ۷ سال پیش سردار حاجی‌زاده
رهبر انقلاب: مذاکره سم است، جنگ هم نمی‌شود
«برادرجان» پیشتاز سریال‌های رمضانی/ کدام سریال ماه رمضان محبوب‌تر است؟
چرا بهنام صفوی، مرتضی پاشایی نشد؟
نماینده مجلس: پراید 20 میلیون می شود اگر 4 نفر از مافیای صنعت اعدام شوند
مسئولان قوه قضائیه در مسائل سیاسی،حتی اظهارنظر هم نکنند
مدل حضور اصلاح‌طلبان برای رقابت ۹۸/ اصلاحات توصیه حجاریان را جدی می گیرد؟
ادبیات نامتعارف یک نماینده: آقای شجریان در حال مردن است چه اشکالی دارد که وزیر فرهنگ و ارشاد از ایشان عیادتی بکند؟
رهبر انقلاب: گزينه قطعي ملت ايران مقاومت است
نباید قوانین ازدواج و تابعیت را تغییر دهیم
رکنا: بازجویی از حسین هدایتی به خاطر قتل وکیل سابقش
رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس: انفجار‌های الفجیره می‌تواند خرابکاری کشور‌های ثالث باشد
نامه همسر مهناز افشار به طلبه جوان: از تریبون امروز خود استفاده و از اتفاقات آینده پیشگیری کنید
وزارت بهداشت: آمار بالای سوء تغذیه در بیماران بیمارستان‌ها
مواضع سیاسی متفاوت بلای جان رسانه‌ها شده است؟ طعم گس توقیف
فروش كاغذ یارانه ای در بازار آزاد
ديدار رييس‌جمهوري با سياسيون بار ديگر ضرورت «گفت‌وگوي ملي» را مطرح كرد/ دودي به چشم‌دشمنان
 گفتــگو
علیرضا بهشتی: کنشگران سیاسی کنار بروند، مطالبات مردمی به صورت اعتراض ظهور می‌کند
عماد افروغ : عده‌اي مي‌خواهند بر اساس بايدها و نبايدهای صرف جامعه را اداره كنند.
محمدرضا تاجیک: اصلاح‌طلبی یک جریان واحد نیست که اگر کسی گفت در انتخابات شرکت نکنید، بقیه بپذیرند
عباس عبدي : كسي كه مي‌گويد تغيير نكرده‌ام درك درستي از اوضاع ندارد
فیض‌الله عرب سرخی: حق نداریم از ترس شکست صحنه انتخابات را ترک کنیم،حتی اگر نامزد قابل دفاع نداشته باشیم
محمد هاشمی: مجمع تشخیص کارایی گذشته را ندارد
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
شهیندخت مولاوردی : روحانی می‌گوید وعده وزیر زن نداده است/ حجاب از ابتدا نباید اجباری می‌شد
کریمی قدوسی:اطلاعات سپاه ،نوار حرفهای خاتمی را که گفته با شاه عربستان دیدار کرده است،ارائه داده
کرباسچي : حالا ما دلمان را خوش کنيم که وجيه‌المله باشيم؟ مردم فریب نمی‌خورند

کد مطلب 21545           تاریخ ارسال : 1397/09/14                         نسخه چاپی
حمله توهین‌آمیز روزنامه شرق به زیباکلام: این طوری زندگی کرده‌ای که عاملان قتل‌های زنجیره‌ای تو را نکشتند!

شرق نوشت: تا چندی پیش تکیه‌کلامِ صادق زیباکلام این بود که همه می‌پرسند چرا تو را نمی‌گیرند؟ و اینک، این پرسش صورتِ تازه‌ای به خود گرفته است: چرا زیباکلام را نکشتند؟


اینکه چرا صادق زیباکلام در اواخر دهه هفتاد به‌جای محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و دیگران کاندیدای قتل نبوده است، محلِ بحث ما نیست. مسئله اینجا، ازقضا جایگاه گفتن است که افرادی هم‌چون زیباکلام را از مختاری و پوینده و هم‌مسلکان‌شان یکسر جدا می‌کند. پس بحثِ پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای و ادعاهای زیباکلام و دیگرانی از این سنخ را به مورخان و پژوهشگران وامی‌گذاریم که در فاصله دو دهه‌ای از این فاجعه و برپایی محاکمات و گزارشات و مکتوبات بسیار هنوز ابهامات جدی برجاست و تا مسئولان و شاهدان از آن سخن نگویند همه‌چیز حول‌محور تسویه‌حساب‌های سیاسی دوران اصلاحات معنا می‌شود

مواضعِ اخیر صادق زیباکلام سیمپتومِ وضعیتی است که سیاست را به انفعالِ کنش‌مند کشانده است. اصلاح‌طلبان و طیف‌های مختلف سیاسی که اکنون در سیاست داخلی اپوزیسیون به‌شمار می‌آیند، با پُرکردن فضای سیاسی از ایده‌های مختلف و سخنرانی و برپایی کنگره و گفت‌وگو قصد احیای سیاست را دارند اما تناقضاتِ بسیار راه را دشوار کرده است. چرخش مدامِ سیاست‌ورزان و متفکران مردم را ناباور و سردرگم کرده و تنها چیزی که خریدار دارد حرف‌ها و کردار به‌ظاهر رادیکال و خلاف‌آمد است که سردمدار آن کسی نیست جز صادق زیباکلام. برای مواجهه با این شخصیت که ازقضا پایگاهی هم در میان روزنامه‌خوان‌ها و دانشجویان و فعالان سیاسی دارد و سخنرانی‌هایش به‌خاطر همین رویکرد به صحنه‌ای پرمخاطب بدل می‌شود، ابتدا باید جایگاه گفتن او را خاستگاه و پارادایم فکری‌اش را شناخت. 


چه آن‌که، تحلیل وضعیت کنونی و ترسیم مختصات تاریخ معاصر در گروِ اندیشیدن بر مبنای یک پارادایم است و بدون چارچوب مفهومی یا پارادایم فکری مشخص که تحلیلگر سیاسی یا فیلسوف آگاهانه به‌کار می‌گیرد، ارائه شِمایی درست و واقعی از وضعیت ممکن نخواهد بود.
صادق زیباکلام، متولد اواخر دهه بیست از پدری تاجر، استاد علوم سیاسی، صاحب آثاری هم‌چون «ما چگونه، ما شدیم؟» و «غرب چگونه غرب شد؟»، طرفدار محمد مصدق، مدافع سرسختِ رضاخان، عضوِ حزب زحمت‌کشان به‌رهبری مظفر بقایی، مارکسیست، منتقدِ هاشمی‌رفسنجانی و بعدتر از نزدیکان و مدافعان سیاست‌های هاشمی، خویشاوندِ سببی احمد توکلی، اصلاح‌طلب و سرآخر به‌قولِ خودش لیبرال است.

این فهرستِ متناقض مخاطب را در هر بار موضع‌گیری زیباکلام با این پرسش مواجه می‌کند که اینک با کدام زیباکلام روبه‌روست؟ به‌تعبیر دیگر کدام زیباکلام سخن می‌گوید؟ یا از چه جایگاه گفتنی و با کدام پارادایم فکری؟ اینکه طیفِ اپوزیسیون در سیاست داخلی نتوانسته است هژمونی باشد یا تغییری اساسی و بنیادی در سیاست ایجاد کنند، شاید یکی هم به‌خاطر این چرخش‌های مدام پارادایمی باشد که در هیچ‌جای تاریخ و دنیا توجیه‌پذیر نبوده و نیست.

از همین‌جا برگردیم به موضع‌گیری اخیر صادق زیباکلام درباره قتل‌های زنجیره‌ای که معتقد است مختاری و پوینده ناشناخته بودند و قتل آنها معنا نداشت و بعد از قتل «خیلی‌ها می‌پرسیدند که اینها چه‌کاره بودند؟»‌زیباکلام به این بسنده نمی‌کند و فهرستی از آلترناتیوهای قتل به‌دست می‌دهد که به‌زعم او می‌توانستند سرفهرستِ قتل باشند، کاری نداریم که بیشتر این اشخاص سالیانی است که خواسته ناخواسته از نوشتن دست کشیدند یا ترک وطن کرده‌اند. می‌خواهیم روی این نکته تمرکز کنیم که کدام زیباکلام در آن مقطع باید از میان برداشته می‌شد؟

خودش از درافتادن با اصولگرایان می‌گوید «خود بنده که در آن مقطع در روزنامه‌ها منظما یادداشت می‌نوشتم خیلی بیشتر مورد بغض و کینه اصولگرایان بودم» که به‌قولِ زیباکلام آن دوران «محافظه‌کاران» بودند نَه اصولگرایان. پس زیباکلامی که خود را کاندیدای قتل می‌داند، اصلاح‌طلبی است که خود را برابر طیف اصولگرا می‌خواند و این هر دو طیف در آن دوران در سیستم موجود سهمی داشتند و ازقضا اصلاح‌طلبان در قدرت نیز بودند و به‌نقل از سیدمحمد خاتمی این قتل‌ها کارِ نیروهای خودسر بود و حمله به کوی دانشگاه تهران در هجده تیر ۱۳۷۸ تاوانِ پیگیری پرونده قتل‌ها. اما مختاری و پوینده که زیباکلام ناشناخته می‌خواند، برخلافِ خودش به پارادایم فکری خاصی یعنی تفکر مارکسیستی یا چپ معتقد بودند و در همین راستا دست به نوشتن و ترجمه و سخنرانی و هر سنخ فعالیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌زدند. اعتقادات آنها و جایگاه گفتن‌شان و عضویت در کانون نویسندگان همه و همه معنایی بیش از فردیت‌شان داشت.

به‌اضافه اینکه جنابِ زیباکلام که خود روزگاری به تفکر چپ علقه‌ای داشتند باور این طیف را به کار تشکیلاتی و جمعی می‌دانند و باز بهتر می‌دانند که زدنِ امثال پوینده و مختاری حذفِ یک تفکر نیز می‌توانست باشد، گیرم آن تفکر در فضای موجود سیاسی آن دوران دست‌بالا را نداشته، یا به‌هر دلیل به محاق رفته بود.

صادق زیباکلام در کتابِ پرفروش خود «ما چگونه ما شدیم؟» از علل «عقب‌ماندگی» یا به‌قول خودش «مؤدبانه‌تر توسعه‌نیافتگی» ما می‌نویسد که در نظر او برخلافِ باور رایج که تحت‌تأثیر تفکرات مارکسیستی بوده است، این دلیل هرچه باشد «استعمار» نیست و باید این علل را در خودِ «ما» جست. شاید یکی از این علل همین نَایستادن پای عقیده‌ای، جاعوض‌کردن مدام میانِ تفکرات، جاگیری اپورتونیستی به‌نام باور به رئال‌پلیتیک، یا تحلیلِ وضعیت بدون چارچوبِ مفهومی مشخص و به‌کارگیری انضمامی آن باشد، آن‌هم از طرفِ استاد علوم سیاسی که با مفاهیم علمی سیاسی و فکری سروکار دارد و به‌اعتبار مواضع و مکتوباتش خود را کنشگر و تئوریسین سیاسی نیز می‌داند.

اما بدون تحلیلِ روش‌مند، این‌دست موضع‌گیری‌ها جز فهرست‌کردن امور واقع یا رفت‌وبرگشت بین چند پارادایم و به‌دست‌دادنِ تحلیلی التقاطی و درهم برهم، کاری از پیش نخواهد برد.

آقای زیباکلام اینک که فضاهای فکری رادیکال و انتقادی «مستعمره»ی برخی هم‌چون شما است، به عللِ چگونه ما شدنِ ما اضافه کنید که یک استاد علوم سیاسی بعد از دو دهه از یکی از نقاط‌عطفِ تاریخ سیاسی ما یعنی قتل‌های تلخ زنجیره‌ای، به‌جای دفاع از روشنگری و روی‌آوردن به «سیاست حقیقت»، جانبِ «کیش شخصیت» را گرفته است و زاویه‌دیدش قیاسِ «خود» با «آنان» است که به قتل رسیده‌اند.

.
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب