0:7 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
  خالقانِ پوپولیسمِ مدرن

1- در سیاست هیچ مؤلفه ای به اندازه ی عقلانیت اهمیت ندارد، البته پس از قانون و قانونمداری و شاید در عرصه ی سیاست ایران هیچ نقیصه ای همچون فقدان عقلانیت نتوانسته است ما را از توسعه و پیشرفت و مدنیت بازدارد. دماگوژی و عوامفریبی و تدلیس، زاییده ی فضایی است که در آن به جای خرد، هیجان و احساس متصاعد می شود. پنج، شش سال که سهل است حتی یک دهه و دو دهه، زمان بسیار اندکی است که فراموش شود پوپولیسم چه بر سر اقتصاد، فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی ایران آورد

 اخبار عمومی
سامانه بارشی از فردا وارد کشور می شود
نرخ جديد سود سپرده‌ بانک‌هاي خصوصي به ۲۰ درصد کاهش يافت
درخواست آشنا برای انتشار فايل‌های صوتي
اموال توقيفي سلطان سكه چقدر است؟
سيگنال جوان به اصلاح‌طلبان
حكمي كه حاشيه‌ساز شد
عضو فراکسیون امید: ابعاد لایحه رفراندوم محلی باید مشخص شود
درباره جلسه غیرعلنی امروز مجلس چه گذشت؟/ لاریجانی: استعفای نمایندگان اصفهان را در جلسه هیأت رئیسه بررسی می‌کنیم
محمد جواد ظريف با تاكيد براينكه مردم پشت ميزمذاكره‌بودند، نه تيم مذاكره‌كننده : بدون مردم هيچيم
عکس| حاشیه‌های کنگره حزب ندا / کرباسچی، شکوری‌راد و خرازی در یک صف/ سلفی موسوی لاری
انصاری: لوایح FATF در مجمع تشخیص تصویب می‌شود/ جای مرحوم هاشمی در مجمع خالی است
مهاجری در واکنش به اظهارات صدیقی و علم‌الهدی: زشت است که امامان جمعه منبع اطلاعات‌شان منحصر باشد به بولتن‌های دروغ
تحقیق و تفحص از چهار صندوق‌ بازنشستگی کلید خورد
واکنش رئیس دفتر روحانی به پیشنهاد یارانه ۹۰۰ هزار تومانی احمدی‌نژاد
نماینده مردم ایلام: مجلس قادر نیست نظارت کند
فرمانده هوانیروز: قوی‌ترین ناوگان بالگردی خاورمیانه متعلق به ایران است
انتقاد روزنامه اصولگرا از ضرغامی: برای کسر جریمه از حقوق10میلیونی خود،نفرین همسرتان را به رسانه ها کشیدید؟
نظر مجلس درباره افزایش سهمیه زنان در انتخابات
بودجه نیروهای مسلح در لایحه 96 چگونه بسته شد؟
نماینده مجلس: نظر سازمان اطلاعات سپاه درباره سوء استفاده برخی مرتبطان شورای نگهبان در تایید صلاحیت‌ها
نظر رهبر معظم انقلاب درباره فعالیت های سیاسی دانشجویان چیست؟
نماینده مجلس: کشور با سخنرانی درست نمی شود
چه کسانی در لیست انتخاباتی موتلفه برای مجلس قرار می گیرند؟
انتقاد روزنامه کیهان از پرداختن به احمدشاملو در روزنامه شهرداری
کیهان: جواب ادعای علی مطهری درباره «مردم موافق گران کردن بنزین هستند»
زنگنه: برنامه‌ای برای سهمیه‌بندی و تغییر قیمت بنزین نداریم
تأکید روحانی بر آسیب‌شناسی عملکرد و اثربخشی مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی
نگرانی کیهان از جایگاه جبهه پایداری و جمنا در بین افکار عمومی/ چرا از الان برای انتخابات مجلس اقدام نمی کنید؟چرا منفعلید؟
نماینده مردم قزوین:از فیلترینگ تلگرام و توئیتر چه سودی بردید که آمده اید سراغ اینستاگرام؟
نشریه وابسته به سپاه:اظهار نگرانی بعضی اصلاح طلبان از شکست در انتخابات بعدی، ترفندی برای از دست ندادن رای است
اعتراف نماینده مجلس ششم به بی فایده بودن استعفای دسته جمعی وکلای آن دوره/ الان هم استعفای نمایندگان اصفهان ثمری ندارد
کنایه ولایتی به دلارهای گاو شیرده
عضو فراکسیون امید: قوه قضائیه همان‌گونه که از ظریف سند خواست، مستندات اظهارات کریمی‌قدوسی را هم مطالبه کند
بروجردی: عضویت رژیم صهیونیستی در FATF اهمیتی برای ما ندارد
رسالت: چرا مسئولان زیاد حرف می‌زنند؟
بادامچیان: دوره اصلاح‌طلبی و اصولگرایی تمام شده است
درخواست استیضاح ترزا می به حد نصاب رسید
دلار بالا رفت، پوند در سراشیبی نشست
آیت الله جنتی:نمایندگان شأن خود را حفظ کنند/وضعیت مطلوب نیست
ادعای تازه فرانسه درباره داعش
 گفتــگو
شروین وکیلی: جريان‌هاي سياسي زنانه، لزوما ترقي‌خواه نبوده‌اند
ابطحی:میل به کسب قدرت،اصلاح‌طلبان را به بنگاه کاریابی تبدیل کرده
حسین کروبی: از آقای ذوالنور که لباس روحانیت دارد،انتظار حرف راست دارم
پاسخ کرباسچی به «شرق» درباره نجفی و افشانی / هرگز آنها را شهردار نمی‌کردم
سعید حجاریان/ بحران مشروعیت، بحران کارآمدی
ابتکار: سطلنت‌طلب‌ها علیه من کلیپ می‌سازند برخی نیز در داخل اسب زین کرده را سوار می‌شوند
علیرضا رحیمی:غیبت آیت الله هاشمی شاهرودی باعث شده دبیرخانه مجمع و هیات نظارت، بیش از اختیارشان ورود کنند
مرتضی الویری :ناطق نوری مخالف شهردار شدن آخوندی بود
خاطرات شمس الواعظین از جمال خاشقچی: با من درباره ایران بحث می کرد/ منافع ملی در گرو لاپوشانی فساد و جنایت نیست
اظهارات صریح مطهری در باره مجمع تشخیص،حجاب،اصولگرایان و اصلاح طلبان/در هر دوجناح کشور آدم دلسوز،کم داریم

کد مطلب 21545           تاریخ ارسال : 1397/09/14                         نسخه چاپی
حمله توهین‌آمیز روزنامه شرق به زیباکلام: این طوری زندگی کرده‌ای که عاملان قتل‌های زنجیره‌ای تو را نکشتند!

شرق نوشت: تا چندی پیش تکیه‌کلامِ صادق زیباکلام این بود که همه می‌پرسند چرا تو را نمی‌گیرند؟ و اینک، این پرسش صورتِ تازه‌ای به خود گرفته است: چرا زیباکلام را نکشتند؟


اینکه چرا صادق زیباکلام در اواخر دهه هفتاد به‌جای محمدجعفر پوینده و محمد مختاری و دیگران کاندیدای قتل نبوده است، محلِ بحث ما نیست. مسئله اینجا، ازقضا جایگاه گفتن است که افرادی هم‌چون زیباکلام را از مختاری و پوینده و هم‌مسلکان‌شان یکسر جدا می‌کند. پس بحثِ پیرامون قتل‌های زنجیره‌ای و ادعاهای زیباکلام و دیگرانی از این سنخ را به مورخان و پژوهشگران وامی‌گذاریم که در فاصله دو دهه‌ای از این فاجعه و برپایی محاکمات و گزارشات و مکتوبات بسیار هنوز ابهامات جدی برجاست و تا مسئولان و شاهدان از آن سخن نگویند همه‌چیز حول‌محور تسویه‌حساب‌های سیاسی دوران اصلاحات معنا می‌شود

مواضعِ اخیر صادق زیباکلام سیمپتومِ وضعیتی است که سیاست را به انفعالِ کنش‌مند کشانده است. اصلاح‌طلبان و طیف‌های مختلف سیاسی که اکنون در سیاست داخلی اپوزیسیون به‌شمار می‌آیند، با پُرکردن فضای سیاسی از ایده‌های مختلف و سخنرانی و برپایی کنگره و گفت‌وگو قصد احیای سیاست را دارند اما تناقضاتِ بسیار راه را دشوار کرده است. چرخش مدامِ سیاست‌ورزان و متفکران مردم را ناباور و سردرگم کرده و تنها چیزی که خریدار دارد حرف‌ها و کردار به‌ظاهر رادیکال و خلاف‌آمد است که سردمدار آن کسی نیست جز صادق زیباکلام. برای مواجهه با این شخصیت که ازقضا پایگاهی هم در میان روزنامه‌خوان‌ها و دانشجویان و فعالان سیاسی دارد و سخنرانی‌هایش به‌خاطر همین رویکرد به صحنه‌ای پرمخاطب بدل می‌شود، ابتدا باید جایگاه گفتن او را خاستگاه و پارادایم فکری‌اش را شناخت. 


چه آن‌که، تحلیل وضعیت کنونی و ترسیم مختصات تاریخ معاصر در گروِ اندیشیدن بر مبنای یک پارادایم است و بدون چارچوب مفهومی یا پارادایم فکری مشخص که تحلیلگر سیاسی یا فیلسوف آگاهانه به‌کار می‌گیرد، ارائه شِمایی درست و واقعی از وضعیت ممکن نخواهد بود.
صادق زیباکلام، متولد اواخر دهه بیست از پدری تاجر، استاد علوم سیاسی، صاحب آثاری هم‌چون «ما چگونه، ما شدیم؟» و «غرب چگونه غرب شد؟»، طرفدار محمد مصدق، مدافع سرسختِ رضاخان، عضوِ حزب زحمت‌کشان به‌رهبری مظفر بقایی، مارکسیست، منتقدِ هاشمی‌رفسنجانی و بعدتر از نزدیکان و مدافعان سیاست‌های هاشمی، خویشاوندِ سببی احمد توکلی، اصلاح‌طلب و سرآخر به‌قولِ خودش لیبرال است.

این فهرستِ متناقض مخاطب را در هر بار موضع‌گیری زیباکلام با این پرسش مواجه می‌کند که اینک با کدام زیباکلام روبه‌روست؟ به‌تعبیر دیگر کدام زیباکلام سخن می‌گوید؟ یا از چه جایگاه گفتنی و با کدام پارادایم فکری؟ اینکه طیفِ اپوزیسیون در سیاست داخلی نتوانسته است هژمونی باشد یا تغییری اساسی و بنیادی در سیاست ایجاد کنند، شاید یکی هم به‌خاطر این چرخش‌های مدام پارادایمی باشد که در هیچ‌جای تاریخ و دنیا توجیه‌پذیر نبوده و نیست.

از همین‌جا برگردیم به موضع‌گیری اخیر صادق زیباکلام درباره قتل‌های زنجیره‌ای که معتقد است مختاری و پوینده ناشناخته بودند و قتل آنها معنا نداشت و بعد از قتل «خیلی‌ها می‌پرسیدند که اینها چه‌کاره بودند؟»‌زیباکلام به این بسنده نمی‌کند و فهرستی از آلترناتیوهای قتل به‌دست می‌دهد که به‌زعم او می‌توانستند سرفهرستِ قتل باشند، کاری نداریم که بیشتر این اشخاص سالیانی است که خواسته ناخواسته از نوشتن دست کشیدند یا ترک وطن کرده‌اند. می‌خواهیم روی این نکته تمرکز کنیم که کدام زیباکلام در آن مقطع باید از میان برداشته می‌شد؟

خودش از درافتادن با اصولگرایان می‌گوید «خود بنده که در آن مقطع در روزنامه‌ها منظما یادداشت می‌نوشتم خیلی بیشتر مورد بغض و کینه اصولگرایان بودم» که به‌قولِ زیباکلام آن دوران «محافظه‌کاران» بودند نَه اصولگرایان. پس زیباکلامی که خود را کاندیدای قتل می‌داند، اصلاح‌طلبی است که خود را برابر طیف اصولگرا می‌خواند و این هر دو طیف در آن دوران در سیستم موجود سهمی داشتند و ازقضا اصلاح‌طلبان در قدرت نیز بودند و به‌نقل از سیدمحمد خاتمی این قتل‌ها کارِ نیروهای خودسر بود و حمله به کوی دانشگاه تهران در هجده تیر ۱۳۷۸ تاوانِ پیگیری پرونده قتل‌ها. اما مختاری و پوینده که زیباکلام ناشناخته می‌خواند، برخلافِ خودش به پارادایم فکری خاصی یعنی تفکر مارکسیستی یا چپ معتقد بودند و در همین راستا دست به نوشتن و ترجمه و سخنرانی و هر سنخ فعالیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی می‌زدند. اعتقادات آنها و جایگاه گفتن‌شان و عضویت در کانون نویسندگان همه و همه معنایی بیش از فردیت‌شان داشت.

به‌اضافه اینکه جنابِ زیباکلام که خود روزگاری به تفکر چپ علقه‌ای داشتند باور این طیف را به کار تشکیلاتی و جمعی می‌دانند و باز بهتر می‌دانند که زدنِ امثال پوینده و مختاری حذفِ یک تفکر نیز می‌توانست باشد، گیرم آن تفکر در فضای موجود سیاسی آن دوران دست‌بالا را نداشته، یا به‌هر دلیل به محاق رفته بود.

صادق زیباکلام در کتابِ پرفروش خود «ما چگونه ما شدیم؟» از علل «عقب‌ماندگی» یا به‌قول خودش «مؤدبانه‌تر توسعه‌نیافتگی» ما می‌نویسد که در نظر او برخلافِ باور رایج که تحت‌تأثیر تفکرات مارکسیستی بوده است، این دلیل هرچه باشد «استعمار» نیست و باید این علل را در خودِ «ما» جست. شاید یکی از این علل همین نَایستادن پای عقیده‌ای، جاعوض‌کردن مدام میانِ تفکرات، جاگیری اپورتونیستی به‌نام باور به رئال‌پلیتیک، یا تحلیلِ وضعیت بدون چارچوبِ مفهومی مشخص و به‌کارگیری انضمامی آن باشد، آن‌هم از طرفِ استاد علوم سیاسی که با مفاهیم علمی سیاسی و فکری سروکار دارد و به‌اعتبار مواضع و مکتوباتش خود را کنشگر و تئوریسین سیاسی نیز می‌داند.

اما بدون تحلیلِ روش‌مند، این‌دست موضع‌گیری‌ها جز فهرست‌کردن امور واقع یا رفت‌وبرگشت بین چند پارادایم و به‌دست‌دادنِ تحلیلی التقاطی و درهم برهم، کاری از پیش نخواهد برد.

آقای زیباکلام اینک که فضاهای فکری رادیکال و انتقادی «مستعمره»ی برخی هم‌چون شما است، به عللِ چگونه ما شدنِ ما اضافه کنید که یک استاد علوم سیاسی بعد از دو دهه از یکی از نقاط‌عطفِ تاریخ سیاسی ما یعنی قتل‌های تلخ زنجیره‌ای، به‌جای دفاع از روشنگری و روی‌آوردن به «سیاست حقیقت»، جانبِ «کیش شخصیت» را گرفته است و زاویه‌دیدش قیاسِ «خود» با «آنان» است که به قتل رسیده‌اند.

.
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب