3:51 PM
     صفحه نخست          اساسنامه و مرامنامه حزب          آلبوم عکس       عضویت در حزب         آرشیو مطالب       جستجوی مطلب           پیوند ها          تماس با ما 
 یادداشت سر دبـیـر
 ساده انگاری یا تحمیق افکار عمومی

دو نمونه روشن از این ساده انگاری با هدف تحمیق مخاطبان هفته گذشته در همین کرمانشاه خودمان اتفاق افتاد و آن نحوه مواجهه برخی از نشریات مدعی پیشکسوتی و مردمی بودن ! و کانالها و سایت های مجازی با موضوع برکناری دوتن از مدیران اجرایی یعنی سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی استان و رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) کرمانشاه بود که ضمن خودداری از افشای علل واقعی برکناری این دو مدیر توسط مدیران بالادستی خود به دفاع از آنان و انتقاد از برکناری و عزل این دوتن پرداختند که باعث تاسف گردید .

 اخبار عمومی
هلال احمر کمک های مردمی را چگونه خرج کرد؟ (اینفوگرافی)
رئیس قوه قضائیه وارد اهواز شد
اصلاح‌طلبان برای چه ‌کسی شرط می‌گذارند؟
فیلتر اینستاگرام علیه انسداد
بیماری های واگیردار در پلدختر شیوع ندارد
از اعلام شکایت هلال احمر تا انتقاد از دادن پاس گل به دشمن
واکنش دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت به اظهارات جنجالی سعید قاسمی
روحانی: توهین به نیروهای مسلح توهین به ملت ایران است
تعجب ابطحی از حضور در صداو سیما / سال‌ها بود که به اختیار خودم در تلویزیون نیامده بودم!
براساس تصميم شوراي هماهنگي اقتصادي سران قوا / دو نرخي شدن بنزين تا يك ماه آينده
شبيخون اينستاگرامي
چرا ضرغامي و رحيم‌پور ازغدي حذف شدند؟ / ماجراي يك اختلاف
پیامک مخابرات برای اقناع مجلس
الله‌کرم: وقت فیلتر اینستاگرام فرارسیده است
توئیت مشترک زنان نماینده مجلس در اعتراض به یک مصوبه
آیت‌الله علم‌الهدی: اگر خدمات ارتش در ابتدای انقلاب نبود، سپاه امروز را نداشتیم
پاسخ جمعیت هلال احمر به ادعای سردار سعید قاسمی
این8نفردر40سال سپاه را فرماندهی کردند
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
کمبود زینک بلای جان مطبوعات
حذف صفرهای پول ملی در دولت کلید خورد
نامگذاری خیابانی به نام شجریان در تهران
کیهان دلیل حضور حشدالشعبی با پرچم عراق را توضیح داد
چرا حسن روحانی در جلسه هیئت دولت برافروخته شد ؟
چرا خلبانها از ایران می روند؟
گلدکوئیست های مجوزدار؛ شرکت‌های هرمی که هنوز در ایران طرفداران خاص دارند!
سفير پاريس در واشنگتن توييت‌هاي خود را پاك كرد/ گاف گزاف فرانسوي
بررسي يادداشت حجاريان درباره شرکت مشروط در انتخابات / بقاي اصلاح‌طلبي با مردم يا بدون مردم؟
واکاوی حرکت مارپیچ تورم در بازار ایران/ قطار تورم به بازار کالاهای مصرفی رسید
حباب سکه ۳۰ هزار تومان کوچک شد
غرویان: گفتمان اعتدال پایان پذیرد؛ مردم سرخورده‌تر می‌شوند
اصلاح‌طلبان دوباره دست به دامن ناطق‌نوری می‌شوند؟
روایت کیهان از آینده مذاکره با آمریکا از زبان زیبا کلام
مجمع، نهاد تشخیص مصلحت جمعی یا منفعت فردی؟
برای سینمای ایران که گویا فقط 15 بازیگر دارد، متأسفم!
میزان کمک عربستان به گروه تروریستی پژاک اعلام شد
از بی‌احترامی به نظر مردم تا صداقت دردسرساز فردوسی‌پور
چرا حسین هدایتی زندان اوین را دانشگاه غیر انتفاعی اوین نامید!
چه خبر از مدل جدید کسب‌وکار توسکا؟ / ستاره مربع‌ها در شکل و شمایلی تازه به تلویزیون بازگشتند؟
وزیر: احتمال اعلام پایان سال تحصیلی در خوزستان
 گفتــگو
جنیدی: موضوع اف‌ای‌تی‌اف نباید تحت تاثیر خبرهای یومیه‌ قرار بگیرد
شهیندخت مولاوردی : روحانی می‌گوید وعده وزیر زن نداده است/ حجاب از ابتدا نباید اجباری می‌شد
کریمی قدوسی:اطلاعات سپاه ،نوار حرفهای خاتمی را که گفته با شاه عربستان دیدار کرده است،ارائه داده
کرباسچي : حالا ما دلمان را خوش کنيم که وجيه‌المله باشيم؟ مردم فریب نمی‌خورند
موتلفه از رانت سیاسی برخوردار است؟
حجاریان:سیاسی کردن سیل،بحران را عمیق تر می کند/ ضعفهای دولت آشکار است و ناتوانی نهادهای دیگر،پنهان
حسین مرعشی:مخالفان دولت چون کاندیدایشان رای نیاورده،از هر فرصتی حتی سیل برای عقده گشایی استفاده می کنند
چمران: بیشتر از نصف مردم در انتخابات شرکت نخواهند کرد
واکنش لاریجانی به اتهام‌زنی‌های جعلی: دروغ زیاد می‌گویند آنقدر که گفتند پاسپورت کانادایی دارم!
دفاع احمدی نژاد از خاوری و بابک زنجانی/ مگر اینها چه کرده بودند؟چرا بدون اینکه خاوری محکوم شود علیه او حرف می زنند؟

کد مطلب 21332           تاریخ ارسال : 1397/08/28                         نسخه چاپی
چه شد که تتلو و کلاه مخملی ها و اهلی موسیقی زیرزمینی وارد انتخابات شدند؟

عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: تعارضی در وضعیت سیاسی ایران به وضوح دیده می‌شود و بر وضع فرهنگ عمومی جامعه اثرگذار است. تعارضی که نطفه آن از ابتدای انقلاب وجود داشت ولی به عللی ظهور و بروز پیدا نمی‌کرد زیرا دو سوی تعارض امروز در آن زمان با یکدیگر همسو بودند ولی با گذشت زمان میان دوسویه ماجرا یعنی فرهنگ عمومی و خواست رسمی شکاف افتاد و اکنون به وضع ناپایداری رسیده است.


ریشه این تعارض در مفهوم جمهوریت و اتکای به آرای عمومی و همزمان پذیرش نقش هدایت‌گری برای حکومت است. در واقع از یک سو مردم را نیازمند هدایت دانسته و متولیان حکومت خود را مقام هدایتگر این مردم می‌دانند و از سوی دیگر حداقل بخشی از این متولیان از طریق رأی‌گیری و انتخابات عهده‌دار این وظیفه می‌شوند. این یک تعارض آشکار است. هیچ مجموعه هدایت‌گری براساس رای کسانی که نیازمند هدایت شدن هستند در مصدر کار قرار نمی‌گیرد. ولی اوایل انقلاب این تعارض خود را نشان نمی‌داد چراکه اکثریت قاطع مردم از فرهنگ و آموزه‌هایی طرفداری می‌کردند که ساختار رسمی نیز آنها را می‌پذیرفت به رسمیت می‌شناخت ولی از هنگامی که میان اینها فاصله افتاد، این تناقض خود را آشکار کرد. چگونه؟

در مرحله اول شورای نگهبان سعی کرد با نظارت استصوابی اجازه ندهد که افرادی مغایر با گزاره‌های فرهنگ رسمی وارد انتخابات شوند ولی این شورا در عمل با مشکل مواجه شد. زیرا به وضوح دید که نمی‌توان دایره را آن قدر تنگ کرد که نامزدهای نهایی آن قدر محدود باشند که عملا مفهوم انتخابات و رقابت را بلاموضوع کنند. به همین علت همواره و برخلاف خواست اولیه‌اش مجبور می‌شد که فیلتر را کمی گشادتر بگیرد. پیش از 1376 و شاید پیش از 1372 این مشکل نبود لذا انتخابات عموما یک سویه بود چون نامزد مورد حمایت ساخت رسمی از سوی مردم هم پذیرفته می‌شد. ولی از سال 1376 به بعد قضیه فرق کرد و حتی تا حدی معکوس شد و کسانی وارد این عرصه شدند که مطابق میل شورای نگهبان و ساخت رسمی نبودند ولی گریزی هم از حضورشان نداشتند چون می‌خواستند انتخاباتی برگزار شود که حداقلی از استانداردهای یک انتخابات را داشته باشد. در نتیجه آنان به چیزی تن می‌دادند که در عمل آن را نمی‌پذیرفتند و این اولین نتیجه منفی از این واقعیت و اشکال ساختاری بود.

مشکل دوم از جای دیگری شروع شد. نامزدها برای کسب رأی مردم می‌کوشیدند و این کوشش امری طبیعی است و خلاف آن نامعقول است. بنابراین هر نامزدی باید دست به اقداماتی بزند که مردم به او رای بدهند و حکومت نیز باید مردم را به پای صندوق رای بیاورد زیرا اساس مشروعیت یا اعتبار حکومت‌های امروز مبتنی بر میزان مشارکت و آرای مردم است. در این مرحله فضای رسانه‌ای و صداوسیما باز می‌شود. قدری مناظره و گفت‌وگو و برنامه‌های فیلتر نشده، می‌گذارند. زنان به قول خودشان بدحجاب که همیشه در صداوسیما غایب هستند در اخبار و گزارش‌ها به صف می‌شوند و... نامزدها نیز مطابق میل و فرهنگ مردم نظر می‌دهند. همان فرهنگی که از منظر ساخت رسمی به رسمیت شناخته نمی‌شود. از آنجا که در روز انتخابات به رای آنان نیاز جدی هست. این نیاز در حدی است که حتی برای کسب چند رای به سود نامزد اصولگرا که معمم هم هست با فردی مثل تتلو دیدار می‌کند یا جلسات انتخاباتی با کلاه‌مخملی‌ها می‌گذارند. اولین سابقه این ماجرا نیز به انتخابات مجلس چهارم برمی‌گردد که در سال 1370 برگزار شد و اصولگرایان که اسب خود را برای قدرت زین کرده بودند، دست به دامن ورزشکاران شدند. ورزشکارانی که پس از انقلاب به کلی به حاشیه رفته بودند این ‌بار به عنوان گروه مرجع سیاسی! وارد میدان شدند و رییس وقت سازمان تربیت‌بدنی از موقعیت خود استفاده کرد و آنان را به حمایت از لیست اصولگرایان واداشت. البته این معامله یک‌سویه نبود متقابلا آنان هم یک یا چند پله بالاتر رفتند.

در سال 1376 اصلاح‌طلبان پاتک زدند و این ‌بار هنرمندان وارد میدان شدند. البته این ورود ابزاری نبود چون آنان در حمایت از آقای خاتمی صادق بودند. از اینجا به بعد است گروه‌هایی که به لحاظ ساختار رسمی به رسمیت شناخته نمی‌شوند و حتی حاشیه‌ای محسوب می‌شوند مثل گروه‌های موسیقی زیرزمینی نیز هنگام انتخابات وارد عرصه و مشغول اثرگذاری سیاسی می‌شوند و اوج آن دیدار با تتلو بود.

اکنون مشکلی که وجود دارد این است که فرهنگ رسمی در برابر فرهنگ غیررسمی به‌ شدت ضعیف و حتی به لحاظ کمیت و کیفیت حاشیه‌ای شده است. در حالی که متولیان حکومتی که باید رای بگیرند از مردمی می‌خواهند، رای بگیرند که اکثریت آنان نسبتی با فرهنگ رسمی ندارند لذا این متولیان در زمان انتخابات خود را با مردمی تطبیق می‌دهند که طرفدار فرهنگ غیررسمی و از نظر حکومت فرهنگ حاشیه‌ای هستند. این فرآیند به علل گوناگون شدت گرفته و در حال اوج‌گیری است. فرهنگ عمومی جامعه در حال تسخیر شدن به دست فرهنگ غیررسمی و حاشیه‌ای است و تقریبا فرهنگ رسمی را به حاشیه رانده است و در عین حال هنوز می‌خواهند براساس انتخابات؛ متولیان خود را از میان کسانی گزینش کنند که خواهان کسب رای از مردمی با این فرهنگ هستند. متولیانی که باید بیایند و این مردم را در جهت فرهنگ رسمی هدایت کنند! تداوم این تعارض غیرممکن است. به جایی می‌رسد که یا مردم هنگام انتخابات نامزد مطلوب خود را در جهت بازتاب دادن این فرهنگ پیدا نمی‌کنند یا آنکه آن قدر فیلتر شورای نگهبان باز می‌شود که نامزدهای بازتاب‌دهنده این فرهنگ نیز میان نامزدها باشد. در این صورت دیگر خبری از متولیان هدایت‌گر نخواهد بود. آنچه قطعی است غیرممکن بودن تداوم این مسیر با چنین تضاد بزرگی است.

عباس عبدی
نظرات خوانندگان


نام ارسال کننده  
متن  
     

کلیه حقوق و مطالب وبسایت متعلق به ساحت کرمانشاه می باشد                  کپی برداری با ذکر منبع بلامانع است             طراحی و پیاده سازی : : شرکت داده پردازان ستاره صبح غرب